‏نمایش پست‌ها با برچسب آیة الله خمینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آیة الله خمینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۱۸, یکشنبه

دقیقا چهل وهشت سال پیش بود، در چنین روزی....

 مدار شریعت » آرشیو سخنرانی های حضرت آیت الله العظمی شریعتمداری قدس الله نفسه الزکیة » سال 1342 » 17 مهر

هنرور: دقیقا چهل و هشت سال پیش در چنین روزی آیت الله العظمی شریعتمداری قدس سره به محض ورود به قم که به اجبار مامورین ساواک انجام گرفت، در مسجد اعظم سخنرانی مهمی ایراد نمود که ذیلا می آورم، اما اول مقدمه ای برای استفاده ی بهترتان به اجمال تقدیم می کنم:

روزنامه ی اطّلاعات مى‏نويسد:
حضرت آيت اللّه العظمى سيد كاظم شريعتمدارى ديشب در گفتگویى با خبرگزارى پارس به حوادث 15 خرداد ماه سال 1342 و نيز مسائل كلّى مملكت اشاره كرده وگفتند:
ما همان موقع به تهران آمديم و درشاه‏عبدالعظيم تمام علماى‏شهرستان‏ها را جمع كرديم و از مرحوم آيت اللّه ميلانى كه در مشهد تشريف داشتند خواهش كرديم كه به آنجا بيايند و چون در آن موقع طاغوت راجع به مراجع و خصوصاً آيت اللّه خمينى نظر محاكمه و شدت عمل داشتند كه حتى روزنامه‏هاى آن موقع صحبت از اعدام مى‏كردند، از آن نظر لازم ديديم كه پيش گيرى بشود.
حضور ما در تهران يكى دو ماه طول كشيد و تا حدودى آن خيال باطل از بين رفت و يك اعلاميه ی يازده ماده‏اى صادر كرديم و تمام ادعاهاى دولت را رد كرديم. در آن موقع حركت مراجع قم را يك عمل ارتجاعى مى‏ناميدند و مى‏گفتند كه مى‏خواهند همه ی آزادى‏ها را بگيرند؛ در يكى از آن يازده ماده توضيح داديم كه خواسته ی روحانيت چيست و گفتيم كه آزادى‏هاى مشروع را نمى‏خواهيم از زنان و مردان بگيريم، حتى يكى از سياسيّون در آن موقع در سازمان بين الملل اعلاميه ی ما را مدرك قرارداد و درباب رد ادعاهاى دولت گفت: در اين اعلاميه ی آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى كلمه‏اى نيست كه از بشر سلب آزادى بكند.
و حتى يك سخنرانى داشتم كه نوار آن موجود است و در آن نكاتى وجود دارد كه قابل توجه است. البته پس از آن تا حدودى موفقيّت حاصل شد و ديگر محاكمه انجام نشد و نظرهاى سوئى كه درباره ی آيت اللّه خمينى و بعضى از علماء داشتند از آن منصرف شدند.
و حتى آن موقع كه در تهران بوديم، ايشان را از حبس آزاد كردند و در خانه ی آقاى نجاتى ايشان منزل كردند و ملاقاتى با ايشان كرديم كه البتّه ايشان در آنجا تحت نظر بودند. بعداً ما را (چون در تهران بوديم) يك روز دولت وقت تصميم گرفت كه از تهران برويم و چند ماشين سازمان امنيّت ما را تا قم تعقيب كرد و آقاى ميلانى هم به مشهد تشريف بردند و بقيه ی علما نيز به شهرستان‏هاى خود رفتند.

۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

عاشقم بر مهر و بر قهرش به جد....- بخش دوم

قال في: حکایت مهر و قهر دولت و روحانیت « تورجان (برخی عبارات را با رنگ قرمز مشخص کرده ام که مرتبطند با عرایض بعدی من):


دولت بازرگان؛ انقلابی بودن یا نبودن؟
دولت مهدی بازرگان نخستین آوردگاه این چالش بود. مهندس بازرگان به عنوان یکی از بارزترین مظاهر دینداری و دین گرایی در عصر پهلوی، نخستین روشنفکری شد که در قامت یک دولتمرد به چالش با مرجعیت شیعه سوق داده شد. وی اگر چه از سوی امام خمینی به عنوان رییس دولت منصوب و مقبول از جانب شارع مقدس معرفی شده بود، اما دیری نپایید که با همان جسارت و زبان گزنده مخصوص به خودش به مصاف تقابل با امام خمینی رفت و آشکارا از برخی سخنان انتقادآمیز امام گلایه کرد.
در واقع نخستین چالش میان مرجعیت شیعه و مقامات عالی روحانی با دولت جمهوری اسلامی زمانی رخ داد که امام خمینی ترجیح داده بود در قم اقامت کند و در قامت یک مرجع تقلید و نه رهبر رسمی کشور به انتقاد از دولت منصوب خود بپردازد. هنوز قانون اساسی به تصویب خبرگان و مردم نرسیده بود و امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و نه رهبر جمهوری اسلامی، از تداوم وجود نشانه های طاغوتی در ادارات دولتی گلایه کرده بود. این انتقاد امام با واکنش تند مهدی بازرگان رو به رو شد و رییس دولت موقت با صراحت لهجه ای که زبانزد بود از امام خواست به جای گلایه از دولت، به تهران برگردد تا جلوی چالش های بیشتر میان دولت و ایشان گرفته شود.
هنرور:

1. چکیده:
9 اسفند آیت الله خمینی طبق وعده ی قبلی به قم رفت، موسسان حزب جمهوری اسلامی از این امر ناخرسند بودند و این امر را برابر شکست خویش می یافتند، بنابرین با رسیدن ایشان به قم، اعلام کردند که یک هفته خوب است امام در فیضیه باشند و دیدارها آنجا صورت گیرد و در این شب ها هر شب یک نفر از شاگردان سخنرانی کند، بدین سان یکشنبه بهشتی، دوشنبه یاسینی، سه شنبه هاشمی رفسنجانی، چهارشنبه باهنر و پنجشنبه سید علی خامنه ای و جمعه هم هاشمی نژاد سخن راندند. بهشتی با ستایش آزادی شروع کرد و عدم تحمیل عقیده بر مردم را توصیه نمود، اما هاشمی پای تاریخ را پیش کشید و از این گفت که روحانیون همیشه در صف نخست مبارزات قرن اخیر قرار داشته اند و همواره قربانی چیزی شده اند که خود ساخته و پرداخته بودند و چرا این گونه باشد؟ و از سازماندهی روحانیون و لزوم تشکیلات منسجم نیروهای مذهبی گفت و صریحا آینده ی انقلاب را در گروی تشکیلات مقتدر به روحانیت دادن دانست.
این سخنان در حالی ایراد می شد که تنها یک روز قبل بر سر مزار مصدق نوه ی مصدق، هدایت الله با حضور طالقانی و سران مجاهدین و چریک های فدائی، انتلاف عظیم چپ گرایانه ای را به نام جبهه ی دموکراتیک ملی اعلام نمود که هم از آغاز قصد مقابله با انحصارگرایی حزب تازه تاسیس جمهوری اسلامی داشت.
آیت الله خمینی که هر دو گروه زعامت سیاسی اش را پذیرفته بودند و به احتمال زیاد در این دوره ی زمانی صادقانه باورش داشتند، گمان نمی کردند که آیت الله یک طرف را بر صدر بنشاند و یک طرف را براند، بل عدم ترجیحاتی از این قبیل را مفروغ عنه گرفته بودند که با برخاستن خروش "ضعیفید آقا!" تازه دلشان لرزید، چه آنکه هرچند اختلاف سلیقه ای آشکار با بازرگان داشتند، اما نهیب نا بهنگام قم آشکارا اولین طلیعه ی مرز کشیدن میان خودی و غیر خودی  بودآن. هنوز هیات دولت به قم نرسیده بود تا سر دربیاورد چه شده، که نطق رادیویی آیت الله همه ی مردم را به پشتیبانی از دولت دعوت می کرد.
در نخستین عید آزادی کردستان گلگون به خون بود و ترکمن صحرا از پی آمد، و هنوز رفراندوم برگزار نشده، حرب خلق مسلمان و جنبش آذربایجان دردسر آفزید. در این میان رئیس شورای انقلاب را کشتند، خوزستان هم از در بی مهری در آمد، طالقانی در گذشت، بعثی ها به تکاپو افتادند و دولت موقت در همه سو از هیاهوها گم بود و در تکاپوهایی بود که مردمان داغ و پرشور نمی توانستند به اهمیت آنها توجه کنند و ناگاه حوصله ی پیرمرد – که کلا کم حوصله بود- سر رفت و گفت: کاری نکنید که به تهران بیایم، قلم ها را بشکنم، احزاب را ببندم.چوبه های دار را بر پا کنم و بکنم آنچه نباید کرد...و از قضا بازرگان کاری نکرد، جز آنکه چندباری با هیات دولت به قم رفت و بر خلاف آنچه برادر عزیزم گفت، صادقانه و مصرانه درخواست کرد که آری، بازگردید. و آیت الله هم قبول کرد، دولت مسجد سپهسالار را برایش آماده ساخته بود ولی او همیشه به خانه ای می رفت غیر از خانه ای که منتظر اوست، و آنگهی که سیره ی او به میهمانی رفتن و به دعوت و سفارش حرکت کردن نبود، باید میزبان استعفا می کرد و انقلاب دومی می شد تا مسافرت و مهاجرت رخ دهد، و آن هم با فریادی ناگهانی که عادت وی بود برای هر تغییری و گامی، و مثل همیشه غیر مترقبه پیرمرد که کسالت احوالش سکوتش را عادی می نمود، فریاد برآورد که امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

۱۳۸۹ شهریور ۲۹, دوشنبه

تاریخ شفاهی: این بار مظفر بقایی



مظفر بقائی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مظفر بقائی کرمانی (زاده ۱۲۹۰ در کرمان - درگذشته ۱۳۶۶ در تهران) از فعالین سیاسی ایرانی و از بنیان‌گذاران جبهه ملی ایران بود.
http://www.ir-psri.com/pic/Photos/Photo193_1.jpg
با تأسیس حزب دموکرات ایران در دههٔ ۱۳۲۰ شمسی به رهبری احمد قوام بقایی به این حزب پیوست و در سال ۱۳۲۶ به عنوان کاندید حزب دمکرات از کرمان به مجلس پانزدهم راه یافت. در اسفند ۱۳۲۹ رزم‌آرا به قتل رسید و طرح ملی شدن نفت که بقایی یکی از امضاکنندگان آن بود، تصویب شد. بقایی خود را به عنوان یکی از چهره‌های اصلی نهضت ملی مطرح می‌کرد و به این عنوان نیز شناخته می‌‏شد. در این دوران بقایی با خلیل ملکی همکاری نزدیکی را آغاز کرد. او در اواخر اردیبهشت ۱۳۳۰ همراه با خلیل ملکی حزب زحمتکشان ملت ایران را تأسیس کرد.
بقائی از بنیان گذاران جبهه ملی بود ولی از سال ۱۳۳۱ شروع به مخالفت با دکتر مصدق کرد و تا کودتای ۲۸ مرداد از سرسخت‌ترین مخالفان او بود.
اوایل سال ۱۳۳۲ عملیات دو سازمان ام‌آی۶ و سیا علیه نهضت ملی ایران شدت گرفت. در ۱ اردیبهشت ۱۳۳۲ سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی دولت مصدق، به دست عوامل بقایی و فضل‌الله زاهدی ربوده و کشته شد.[۱]
در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد نیروهای دکتر مظفر بقایی از افرادی بودند که به خانه مصدق حمله بردند[۲]. آنان در عملیات کودتا نیز نقش فعال داشتند[۳]. سرانجام کودتای ۲۸ مرداد پیروز شد و دولت دکتر مصدق با کمک بقائی و حزب زحمتکشان ملت ایران و دو سازمان خدمات مخفی اطلاعاتی بریتانیا و سیا سرنگون شد. به این دلیل مطبوعات پس از کودتا بقایی را یکی از رهبران قیام ملی علیه دولت دکتر مصدق معرفی کردند.
او پس از انقلاب به اتهام توطئه علیه نظام زندانی شد و در سال ۱۳۶۶ بدرود زندگی گفت. علت مرگ او به درستی مشخص نیست. برخی آن را به بیماری سفلیس و برخی دیگر به ماجرای قتلهای مخالفان جمهوری اسلامی نسبت می‌دهند. جسد او در آرامگاه خانوادگی مظفر بقائی کرمانی در گورستان بهشت زهرا مدفون است.

مظفر بقایی و ولایت فقیه

مظفر بقایی در روز رفراندوم قانون اساسی جمهوری اسلامی در یک سخنرانی (در دفتر حزب زحمتکشان) که به عنوان وصیت نامه سیاسی او معروف است در رابطه با قانون اساسی مطالبی مطرح کرد که با توجه به عضویت حسن آیت ( که از شاگردان او بود ) در هیئت رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی و ارایه ۴۰ صفحه اصلاحیه برای پیش نویس قانون اساسی توسط حزب مطبوع او از اهمیتی والا در تاریخ سیاسی ایران برخوردار است. این وصیتنامه که در مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شد و تنها با اجازه شخص رئیس مجلس قابل دسترسی بود در سال ۱۳۸۵ به سرقت رفت.[۴][۵][۶]

منابع




Iranian Oral History Project | Harvard University Center for Middle Eastern Studies

Mozaffar Baghaie-Kermani
Majles deputy and Tiolers Party leader


  • Biographical Note: Son of Mirza Shahabeddin Baghaie-Kermani (civil servant & Majles deputy) university education in Europe, civil servant & 15th, 16th Majles deputy from Kerman, 17th Majles deputy from Tehran. A leading founder of the National Front and for a time a close associate of Dr. Mossadegh. In 1952, however, he broke with Mossadegh and became one of his most vocal opponents. He was also the founder and leader of the Zahmatkeshan (Toilers) party.(Suggested citation format page)


    هنرور: هیچ تاریخ نگاری نمی تواند از شناخت بقایی صرف نظر کند و به جمع بندی عاقلانه ای در باب  تاریخ ایران در حد فاصل 1330 تا 1360 نزدیک شود، اما کمتر به نقش وی در حادثه ی 15 خرداد دقت شده و کمتر اندیشه در حضور وی در جلسات علمای مهاجر و رایزنی های وی شده، کمتر توجه شده که وی جزوه ای مفصل در شرح ماده ی قانونی مربوطه منتشر نمود که مصونیت مراجع تقلید از اعدام را در اذهان نشاند و دکترین حقوقی آن را با شتاب گسترش داد و اصلا توجه نشده که وی متن استفتاء از آیت الله گلپایگانی را در این زمینه نوشت. نیز توجه نشده که وی با آیت الله خمینی کاملا مرتبط و آشنا بوده و از ده سال پیش از این در خانه ی آیت الله کاشانی با وی مصاحبت داشته است. اما بقایی قبل و بعد هم دارد، قبل او کاملا پیوستگی دارد با اسرار قتل افشار طوس و سقوط مصدق و حمایت کاشانی از وی و وی از کاشانی، و بعد ... حسن آیت در حزب جمهوری اسلامی، که ... و الله العالم..(این نقطه چین نشانه ی حذف موقت بخشی از نوشته است، نه نقطه چین ادا و ایما).

    دسترسی به صوت و متن در ادامه ی مطلب...

    ۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

    ۱۳۸۹ شهریور ۱۵, دوشنبه

    مصاحبه ای از محمد حسین فضل الله که نادیده مانده

    مدارك - فضل الله: ولاية الفقيه نظرية لا يراها أكثر الشيعة (1)

    المرجع الشيعي اللبناني السيد محمد حسين فضل الله
    فضل الله: ولاية الفقيه نظرية لا يراها أكثر الشيعة (1)
    عبد العزيز قاسم مع السيد فضل الله
    عبد العزيز قاسم مع السيد فضل الله

    قال سماحة السيد محمد حسين فضل الله المرجع الشيعي اللبناني في أولى مكاشفاته بأن اتهام الشيعة العرب بالولاء لإيران هو اتهام ظالم جملة وتفصيلا؛ لأن هناك من الشيعة من يختلف مع إيران، داعيا إلى مناقشة القضايا والخلافات بعيدا عن الأرضية المذهبية، على اعتبار أن المشكلات ذات أوجه سياسية واجتماعية.
    وقد رفض السيد فضل الله الاتهامات التي يوجهها البعض للشيعة بالولاء للأمريكيين، معتبرا أن هناك من السنة -أيضا- من يرتبط بعلاقات سياسية وإستراتيجية معها، ولذا فالقضية خارج دائرة المذهبية.
    وتحدث السيد فضل الله عن عدد من القضايا المتعلقة بالفكر الشيعي، منها قضية المرجعية، ورؤيته لما يتردد حول الدور الإيراني في تحجيم وجود أي مرجعية شيعية عربية، وتحدث عن نظرية ولاية الفقيه وتأكيد رفضه التسليم بها، كذلك تناول حزب الله وما يثار حوله من جدل.

    ۱۳۸۹ شهریور ۱۱, پنجشنبه

    The Iranian Revolution in color | dvafoto


    The Iranian Revolution in color


    Hatami - http://www.iranian.com/ - Looking back: Khomeini and the revolution
    Hatami - http://www.iranian.com/ - Looking back: Khomeini and the revolution
    Marking the 30th anniversary of the Iranian Revolution, iranian.com has published a large gallery of scans from a book of color pictures from the time by a photographer identified as Hatami. My visual knowledge of the time is limited to Persepolis and the excellent, unparalleled Telex Iran. Abbas was there, too. But seeing these pictures in color, much like some of the old FSA color pictures or WWII in color, changes my view of history a bit. There are some real gems in the collection, for certain. (via MeFi)
    Hatami - http://www.iranian.com/ - Looking back: Khomeini and the revolution
    Hatami - http://www.iranian.com/ - Looking back: Khomeini and the revolution
    Hatami - http://www.iranian.com/ - Looking back: Khomeini and the revolution
    Hatami - http://www.iranian.com/ - Looking back: Khomeini and the revolution
    The Iranian Revolution in color | dvafoto

    (متن کامل)Khomeinism


     هنرور:
     ترجمه ی فارسی را اینجا می یابید و مقدمه و معرفی مرا اینجا می توانید بخوانید، برای دریافت پی دی اف کامل متن اینجا سر بزنید. برای مطالعه ی آنلاین هم که ادامه  ی همین مطلب را می خوانید

    ۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

    سکوت سرشار از ناگفته هاست...-بخش 2


    بخش اول خاطرات آیت الله علامه طهرانی قدس سره را اینجا بخوانید...
    أعوذ بالله‌ من‌ الشّيطان‌ الرّجيم‌
    بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحيم‌
    و صلّي‌ الله‌ علي‌ محمّد و آله‌ الطّاهرين‌
    و لعنة‌ الله‌ علي‌ اعدائهم‌ أجمعين‌


    كانديداي‌ مؤلّف‌ براي‌ مجلس‌ خبرگان‌

    مطالب‌ به‌ اينجا رسيد كه‌ ما آماده‌ شديم‌ براي‌ شركت‌ در مجلس‌ خبرگان‌ ، و افرادي‌ را معرّفي‌ كرديم‌ و «حزب‌ جمهوري‌ اسلامي‌» كانديدهاي‌ ديگري‌ را معرئفي‌ كرده‌ بود . و حاضر نشد كه‌ اين‌ كانديدهاي‌ طهران‌ كه‌ علماي‌ اصيل‌ و شناسا براي‌ خود مردم‌ طهران‌ بودند ، بجاي‌ كانديداهاي‌ خودش‌ معرّفي‌ كند ! بلكه‌ گفت‌ : ما فقط‌ يك‌ نفر از شما را مي‌توانيم‌ جزء ليست‌ خودمان‌ بياوريم‌ ، آنهم‌ نه‌ در رديف‌ اوّل‌ و دوّم‌ ، بلكه‌ در همان‌ رديف‌هاي‌ وسط‌ . و لذا آية‌ الله‌ آقاي‌ «حاج‌ شيخ‌ محمّد باقر آشتياني‌» كه‌ در آن‌ وقت‌ «شيخ‌ العلماء طهران‌ محسوب‌ مي‌شدند» و از همه‌ آنها تقريباً مسنّتر بودند اوقاتشان‌ تلخ‌ شد . و من‌ حيث‌ المجموع‌ ، ايشان‌ هم‌ آن‌ مطلب‌ را قبول‌ نكردند و خودشان‌ گفتند : «اصلاً من‌ در مجلس‌ خبرگان‌ شركت‌ نمي‌كنم‌» .

    ۱۳۸۹ مرداد ۲۰, چهارشنبه

    سکوت سرشار از ناگفته هاست...بخش 1

    اشاره: ذیلا خاطراتی از استاد فقیدم حضرت آیت الله علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس الله نفسه الزکیة را منتشر می نمایم که راه گشای تصحیح پاره ای از مشهورات و مسلمات غیر انتقادی در باب قیام 15 خرداد و رهبری نهضت روحانیتند و در عین حال ریشه های تفاوت مشرب علما و مراجع با آیت الله خمینی و پیشینه ی پاره ای از اختلافات را به دست می دهند. متن کامل خاطرات معظم له در این ارتباط ها را در رساله ی جواب قاطع » باب اول : مصائب مراجع و مطالب و مواضع آنها در تقابل با آیت الله خمینی » فصل 5: علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس سره الشریف آورده ام و به حسب طبقه بندی اختلافات و انتقادات که در تمهیدات کتاب کرده ام نشان داده ام که محورهای اختلافی عمده ی مرحوم آقا با مرحوم آقای خمینی بر سر موارد ذیل بوده که تقریبا موضوعات مشترک همه ی مراجع تقلید بوده و نوعا این انتقادها متوجه ابشان می شده:
     

    1. غیر اصولی و بی برنامه مبارزه کردن
    2. انکار زحمات دیگران و خود را یگانه و پیشگام انگاشتن در رهبری مبارزات
    3. مجال ندادن به غیر روحانیون و به ویژه افراد معمولی حد فاصل میان متشرعین و متجددین
    4. نوسان در روحیه ی مبارزه
    5. شیوه ها و کارهای غیر مشروع یا عیر اخلاقی مبارزان تندرو را محکوم و ممنوع نکردن
    6. سیاست زدگی و پراگماتیسم سیاسی
    7. عوام زدگی و اثرپذیری از هیجانات و جو در تصمیم گیری و موضع گیری
    8. عدم مشورت و هماهنگی و عدم اعتماد و همدلی با سایر رهبران مبارزه
    9. محکم گرفتن مسایل حاکمیت و تساهل در شعایر اسلامی و امور حوزه ها و روحانیت
    10. عدم صداقت و صراحت و شفافیت با همراهان و همسنگران و نیز مردم و پیروان



    ۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

    وصیت وتوصیه و وداع آیت الله پسندیده ...

    مدار شریعت
    یادنامه ی آیة الله العظمی شریعتمداری
    قدس الله نفسه الزکیة
    نامه ها -6

    «اگر او نبود من نمی‌توانستم درسم را به این راحتی ادامه دهم.» (آیة الله خمینی در باره ی برادرش)
    « بعد از خدا تنها شما را دارم و بس.» (سید احمد خمینی پس از فوت پدر در نامه ای به به عمویش)
    از متن:
    آنوقت سادات عالیقدری را مثل حاج آقا حسن قمی؛ سبط آن افتخار ازلی تشیع؛ حاج آقا حسین قمی طاب ‌ثراه و آقای حاج سید کاظم شریعتمداری؛ مرجع بر حق شیعه مولا علی را به آن خفت خانه‌نشین می‌کنید و مرجعیت را از آنها سلب می‌کنید؛ از آنها که خود با اشک و ناله‌های من بیست سال پیش حکم مرجعیت شما را امضا کردند و به شاه دادند تا از آزار و توهین به شما ممانعت شود.

    ۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

    نظام قبل از امام و امام بعد از نظام


    در واقع میان دعوت رهبران به شورش و وعده آنان مبنی بر جایگزین کردن نظام مطلوب به جای نظام حاکم و مردمی که تحقق خواسته ها و جامعه مطلوب خود را در عملیاتی شدن قول و وعده های رهبران یک جنبش اجتماعی مشاهده کرده و به همین سبب با پذیرفتن رهبریت یک جنبش، در آن جنبش مشارکت می کنند، نوعی معامله صورت می پذیرد و بصورت نانوشته میان آنان نوعی عقد و قرارداد جاری می شود. به عبارت دیگر توافق دو اراده یعنی دعوت مردم به انقلاب از سوی رهبران انقلابی و وعده و پیشنهاد آنان برای استقرار یک جامعه مطلوب، در حکم ایجاب و تمکین مردم از دعوت رهبران و مشارکت در انقلاب به منزله قبول است

    ۱۳۸۹ تیر ۲۴, پنجشنبه

    خمینی کیست؟ خمینیسم چیست؟ - بخش هفتم

    خمینی کیست؟ خمینیسم چیست؟ - بخش ششم

    خمینی کیست؟ خمینیسم چیست؟ - بخش پنجم

    خمینی کیست؟ خمینیسم چیست؟ - بخش چهارم

    خمینی کیست؟ خمینیسم چیست؟ - بخش سوم

    هنرور: مطالعات انتقادی دیگری از همان پژوهنده که از منظر پوپولیسم نقدهایی متوجه آیت الله و نهضتش می کند، و عرض شد سابقا که گروهی از سه گروه علمای مخالف نیز ایشان را به پوپولیسم متهم می کنند، بنابرین توجه به این طیف از انتقادات کمال ضرورت را دارد و به نظر من دوستانی که سرگرم پاسخ به اینند که "مخالفان حوزوی امام چه کسانی بودند؟" بالاخره باید به این سؤال نیز به طور طبیعی منتهی شوند که "مخالفان حوزوی امام با چه چیز یا رفتار و کاری در ایشان مخالفت داشتند؟"که این فهرست نتایج حاصل در پاسخ فایده ی عملی و نظری دارد و کمتر هم شباهت به 5 یا 6 نام مبهم محدود می شود که انگشت شماری مخالفان را لابد منظور نظر دارد. والله اعلم

    مروری بر ربع قرن تاریخ جمهوری اسلامی ایران