ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

خمینی کیست؟ خمینیسم چیست؟

 هنرور:
مطالعه ی متن کامل کتاب ذیل را به همه ی کسانی که "فقه سیاسی" و "حقوق اساسی" و "مبانی تئوریک انقلاب اسلامی" و یا "مبانی مشروعیت جمهوری اسلامی" را می پژوهند و می سنجند، توصیه می کنم و این ابدا به معنای تأیید محتویات کتاب نیست، کما اینکه نشانه ی ارادتی به نگارنده اش هم لزوماً نیست، بلکه همه ی طرفداران انقلاب و نظام و یا آنچه از آن در حال تکوین و تکامل است، خواه قصد گفت و گو یا هیاهو با صاحبان افکار دیگر داشته و خواه عزم ارشاد یا انتقاد یا اجتهاد و صدور حکم به ارتداد برایشان داشته باشند، بایسته است که با ترمینولوژی انتقادهای آنها و اصطلاح های "خوئیزم" و "خمینیزم" آشنا باشند و تصریح هم می کنم که در این زمان هنوز نوشته های جدید نگارنده و مواضع وی نسبت به انتخابات و انتصابات و جنبش ها و فتنه ها و خوب ها و بدها را مطالعه نکرده ام و وی را به عنوان نویسنده ی کتاب نامی "ایران بین دو انقلاب" می شناسم که خود در زمره ی منتقدان تحلیل های مارکسیستی و تاکیدهایش و در عین حال از ستایندگان ترتیب و تبویبش بوده ام.
ضمن اینکه برای رفع سوء تفاهم هایی که متاسفانه تراکم روزافزونشان هم مأیوسم کرده و هم مزاحمم شده و دفع اوهام مقدره عرض می کنم که دفاع بد و نزاع با خود هرگز راه بقا نیست و تا یک سوال درست و یک قیل و قال به نحو شایسته طرح نگردد و نظریات مخالف و احتمالات دیگر در یک مسأله شرح نشود، در فرض منتفی ِ اقتدار و تسلط هم تنها با شکستن قلم ها و قدم ها و بستن دست ها و گسستن دسته ها، بیش از خاموشی گذرای پر تشویش  حاصل نمی آید و حال آنکه روزی نه چندان دور دل ها مشتاقانه به گل تسلیم می شدند و سر ها سرسپرده ی سرداران بودند و آقایان نگران بودند که علوّ آقا مردم را به غلوّ و نا روا نکشاند. بنابرین باز هم یاد آوری می کنم که بنده با ولایت فقیه و شخص و شخصیت آیت الله خمینی مشکل ندارم و مشکلی که آقایان مقابل با بنده دارند نه ناشی از تند روی من و فتنه انگیزی ما، که برخاسته از نابخردی و چنته ی خالی خودشان است، چون اگر آیت الله خمینی را می شناختند و می فهمیدند، نیاز نبود که با سرکوب هر مرجع دیگری و با ارتداد خواندن هر موضع دیگری، وی را بزرگ نمایی کنند، تا کوچک شود. بلکه حقش بود که اول خود چشمی که ندارند، بگشایند و دریابند که چه چیزی او را پیشاپیش قافله قرار داد و چه رازی است که کمابیش قاطبه ی ایرانیان به او اعتماد نمودند و اعتقاد یافتند، اما از آنجا که این وجوه را نه می شناسند و نه می توانند و نه می خواهند بشناسند، بلکه بسا که باور به وی ندارند، خیال باطلشان این است که اگر هر مرجع و فقیهی را سرکوب و پیروانش را مرعوب و زندگیش را مقلوب نکنند، آیت الله خمینی جلوه می بازد و وجهه اش می سوزد و آنگاه نردبان ترک خورده ی مشروعیت و پشتوانه ی افسرده ی محبوبیتشان در معرض خطر می افتد.
آقایان، از قضا این امثال بنده اند که آیت الله خمینی را محترم می دارند و بزرگ، چون حقیقت را می جوییم و می گوییم و در حقیقت هم محترم بود و بزرگ، یا شما در این امر تردید دارید؟



Khomeinism
no previous

next section

cover

Khomeinism

Essays on the Islamic Republic

Ervand Abrahamian

UNIVERSITY OF CALIFORNIA PRESS
Berkeley · Los Angeles · Oxford
© 1993 The Regents of the University of California


Preferred Citation: Abrahamian, Ervand. Khomeinism: Essays on the Islamic Republic. Berkeley: University of California, 1993. http://ark.cdlib.org/ark:/13030/ft6c6006wp/

no previous

next section


Khomeinism

Acknowledgments

expand sectionIntroduction
expand section1  Fundamentalism or Populism?
expand section2  Perceptions of Private Property, Society, and the State
expand section3  May Day in the Islamic Republic
expand section4  History Used and Abused
expand section5  The Paranoid Style in Iranian Politics
Epilogue

expand sectionNotes
expand sectionGlossary
Select Bibliography on Khomeini
expand sectionIndex

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خطایی در این ابزارک وجود داشت