‏نمایش پست‌ها با برچسب شادی صدر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شادی صدر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۱, جمعه

به سوی قانونی بهتر برای خانواده ها


اشاره ی هنرور:
ممنون از خانم شادی صدر برای معرفی این مطالب. بنده نمی دانم خودشان هم در تدوین نقشی داشته اند یا نه، چون در ایمیل وارده در چند لحظه ی پیش هیچ توضیحی در این ارتباط ندیدم، اما کار متین و محترم ی را برابر خویش دارم و ضمنا شیوه ی کار همان چیزی است که شایسته ی آزمون شدن و به کار بستن است و مورد نظر این حقیر در نصایح وبلاگی ام هم چنین چیزی بوده است:
اول قوانین فعلی ایران ذکر و تفسیر شده، سپس قوانین بین المللی در همان موارد مرور و معرفی شده، آنگاه نمونه های قانونی ممالک اسلامی در موارد متناظر بیان شده، تازه در پی این چند مرحله پیشنهادهای حقوقدانان و گروه ها و نهادهای حقوقی در اختیار خواننده قرار داده شده، و سرانجام پیشنهادهای زنان ایرانی و انتقادات و خواسته هاشان بدون داوری توصیف شده و در خواست شده که همه - و همه یعنی همه - ی زنان ایرانی به منظور تدوین "پیشنهادهای زنان ایرانی در مورد قوانین خانواده"، پیشنهادهایشان را
در 14 محور ارسال کنند.
پیشنهاد من به دوستان حوزه پی گیری این امر است تا هم به جوانب و هم به "گستره ی جایگزین ها" و هم به "منشأ های عملی و واقعی انتقادها و اعتراض ها" . هم به "خواسته ها" اشراف بیابند و صرفا با شنیدن "نخواسته ها" آشفته نشوند و ضمنا که مرحوم استاد مطهری قدس الله نفسه الزکیة نیز با پی گیری شماره به شماره ی "مجله ی زن امروز" بود که با مقالات انتقادی آقای "مهدوی" در انتقاد به "قانون مدنی" مواجه شد و بر خلاف خیلی ها نه "چوب تکفیر" بر گرفت و نه "چوبه ی دار" را توصیه نمود و نه به "تحریک" و "تحرّک" پرداخت، بلکه در پی انتشار هر شماره ی آن سلسله مقالات، نظر خودش را محترمانه به "همان نشریه" فرستاد و نیامد مانن بسیاری جواب را در گوشه ی مجله ای مثل "پاسدار اسلام" یا "کتاب نقد" و خلاصه جایی چاپ کند که ابداً احتمال نمی رفت آنها بخوانند، چون منظور و نیتش "نقد و گفت و گو" با آنها بود که "اندیشه ی متفاوت" دارند، نه آنکه "دستپاچه ی پریدن و بریدن مریدان"
خویش و "گسستن خودی ها و شکستن خود" بوده باشد. کتاب "نظام حقوق زن در اسلام" محصول همین رویکرد است و شکل مدون و مرتب همان سلسله مقالات است.
و ضمنا هدف در این کار گام برداشتن برای قانونی بهتر است که زندگی بهتر همه ی خانواده ها را در بر دارد، و نه امری "فتنه" جویانه است و نه موضعی سرکوب گرانه می طلبد و نه موضوعی است که جوابش منحصر به جواب دادن باشد، کما اینکه - برای هزارمین بار می گویم - کار ما در این امور نه "رفع شبهات" است و نه "دفع انحرافات"، بلکه "جواب سوالات" هم نیست، بلکه "شرکت جستن در یک مشارکت" و "نظر دادن در یک مطارح الانظار" است و سرّ اینکه گفتارمان شنیده شود و در آن اندیشیده شود، یا که نادیده گرفته شود و نیندیشیده بماند، دقیقا و عمیقا به همین نکته باز می گردد که تا "نشنویم و نیندیشیم" طمع کاری نابخردانه ای است که انتظار داشته باشیم ما را "بشنوند" و در گفتارمان "بیندیشند"
و باز آمدم یک چیزی را شیر کنم، مانیفست صادر کردم ....عذر می خواهم.


به سوی قانون خانواده جایگزین
تحقیق و گردآوری: زهرا مینویی-شنبه8 مه 2010
18 اردیبهشت 1389
طرح مسئله
چند سالي است ابن ايده که جنبش زنان به اندازه کافي گفته است چه ‏نمي خواهد و حالا وقت آن است که بگويد چه مي خواهد، در ميان ‏گروههاي مختلف مدافع حقوق زنان مطرح شده است. از ابتداي ارديبهشت ‏ماه سال 86 طرحي منسجم براي تدوين قانون خانواده جايگزين نوشتيم بي ‏آن که اين فکر در سرمان باشد که آنچه در انتهاي اين روند به دست مي آيد، ‏تنها يا بهترين جايگزين قوانين فعلي خانواده است؛ کوشش ما از ابتدا تاکنون ‏که در ميانه راه هستيم اين بود که در کنار جمع آوري همه پيشنهادات ‏مدون، تا جايي که ممکن است، به جايگزين هايي دست پیدا کنیم که در ‏فکر زناني که زندگي آنها موضوع اين قوانين است وجود دارد. بنابراين از ‏همان ابتدا اين فکر مطرح بود که نويسندگان اين قانون، نه بطور خاص ‏حقوقدانان، وكلا يا نخبگان باشند بلكه پيشنهاددهندگان آن خود زنهاي ‏معمولي و غيرمتخصص باشند؛ ار همه قشري، خانه دار و شاغل، پير و ‏جوان، تحصيلکرده و کم سواد و ... از خردادماه 1387 بود كه شروع كردم به ‏تحقيق در مورد قانون خانواده، پيشنهاد هاي مطرح شده تا الان و جمع آوري ‏منابع در اين خصوص و پيدا كردن روش تحقيقي كه بتواند به درستي ما را به ‏خواسته هاي زنان نزديك كند. اصولي که از ابتدا براي تحقيق خود در نظر ‏گرفتيم اينها بود: ‏
‏1. قانون خانواده مقدس نيست؛ بنابراين قابل چالش، مذاکره و صحبت ‏است.‏ ‏2. قانون خانواده مي تواند مبتني بر قرارداد و متنوع باشد؛ هيچ لزومي ‏ندارد که همه افراد از يک قانون خانواده تبعيت کنند: تنها اصول بسيار ‏اساسي و اوليه بايد يکي باشد.‏
‏3. قانون خانواده، به عنوان مهمترين قانوني که زندگي زنان را نه تنها در ‏عرصه خصوصي بلکه در عرصه عمومي چارچوب بندي مي کند بايد بر مبناي ‏تجربه زنان، نه تنها تجربه شخصي که تجربه تاريخي زنان نوشته شود و در ‏اين روند تا جايي که ممکن است مشارکت تعداد بيشتري از زنان از ‏گروههاي اجتماعي مختلف و شهرهاي مختلف و طبقات مختلف جلب شود. ‏هيچ چيز جز نظرات زنان مشروعيت ندارد.‏
‏4.‏ در پايان، هيچ تلاشي براي يکسان کردن پيشنهادها و جايگزينهاي ‏زنان مختلف انجام نخواهد شد بلکه تنوع، محترم است و پيشنهاد ‏يک زن يا يک گروه کوچک در کار نهايي ارزش يکساني با ‏پيشنهادهای گروههاي بزرگتر دارد. بنابراين همه پيشنهادها به ‏طور کامل در کنار هم منتشر خواهد شد. به اين ترتيب به نظر مي ‏رسد در نهايت کار، ما نه يک قانون خانواده جايگزين که چند الگوي ‏جايگزين قوانين فعلي خواهيم داشت.‏
پيش از شروع نظرخواهي از زنان، بايد همه جايگزينهايي را که از زمان تدوين ‏بخش خانواده قانون مدني در سالهاي 1313 تا 1314 نوشته شده بود جمع ‏آوري و مرور مي کرديم. در حال حاضر 9 پيشنهاد مکتوب در مورد قانون ‏حمايت خانواده وجود دارد. اين پيشنهاد ها يا از سوي دستگاه ها و نهادهاي ‏حکومتي چون کميسيون حقوق مدني شوراي عالي توسعه قضايي، مركز ‏امور مشاركت زنان (دانشگاه مفيد قم)، فراكسيون زنان مجلس ششم، 22 ‏نفر از نمايندگان مجلس هفتم و كميسيون زنان شوراي عالي توسعه قضايي ‏نوشته شده يا توسط حقوقداناني مثل مهرانگيز منوچهريان که پيشنهاد او ‏مربوط به سال 1343 است و نيز شيرين عبادي و ميمنت چوبک (به سفارش ‏مرکز امور مشارکت زنان) تنظيم شده است. برخي از اين پيشنهادها در حال ‏حاضر در دسترس است و بعضي ديگر مانند پيشنهاد شيرين عبادي يا ‏پيشنهاد کميسيون زنان شوراي عالي توسعه قضايي هرگز منتشر نشده ‏است. ‏
در يک نگاه اجمالي مي توان به نکاتي مهم در خصوص ويژگي ها، خلاء ها و ‏نقاط قوت پيشنهادهاي مکتوب اشاره کرد. به عنوان مثال مي توان پيشنهاد ‏ارايه شده از سوي مهرانگيز منوچهريان، حقوقدان، موسس اتحاديه بين ‏المللي زنان حقوقدان و سناتور (عضو مجلس سنا) را کامل ترين پيشنهاد ‏دانست که با محور قراردادان برابري حقوقي ميان زن و مرد، پيش نويس ‏جديدي را تنظيم کرده و در آن بيشتر مواد قانوني دستخوش تغيير شده اند. ‏عمده ترين تغييرات درفصل هاي مربوط به ارث، حقوق مالي زوجين، تکاليف و ‏حقوق آنها مشاهده مي شود. او برابري ارث ميان دختر و پسر و به طور ‏کلي زن و مرد را مطرح کرده و بر اساس آن، مواد بسياري از فصل ارث را ‏اصلاح کرده است. در بخش حقوق مالي، مهريه را حذف کرده و نظام مالي ‏اشتراکي را ميان زن و مرد به رسميت شناخته است. همچنين در خصوص ‏طلاق و فسخ نکاح نيز قائل به تساوي ميان زوجين شده و براي هر دو در يک ‏شرايط برابر، حق فسخ و طلاق در نظر گرفته است. از نکات بسيار برجسته ‏پيشنهاد خانم منوچهريان ميتوان به حذف ازدواج موقت و به رسميت ‏شناختن تک همسري در قانون اشاره کرد.‏
بررسي پيشنهادهاي مرکز مشارکت زنان- که يکي از آنها با همکاري ‏دانشگاه مفيد قم در سال 1379 و ديگري توسط ميمنت چوبک نوشته شده- ‏به ما نشان مي دهد که نويسندگان اين پيشنهادها به مباني فقهي اسلام ‏در خصوص خانواده وفادار مانده و با کمک گرفتن از فقه پويا سعي کرده اند ‏برخي تبعيض هاي قانون کنوني در خصوص حقوق زن در خانواده را با ‏رويکردي حداقلي (در مقايسه با پيشنهاد مهرانگيز منوچهريان) رفع کنند. به ‏عنوان مثال آنها در پيشنهادهای شان همچنان به ازدواج موقت و تعدد زوجات ‏پايبند بوده، اما سعي کرده اند با تغيير قوانين مربوطه، شرايط انساني و ‏عادلانه اي را بر اين دو نهاد قانوني حاکم کنند. به عنوان مثال ارث بردن زن ‏در ازدواج موقت را به رسميت شناخته اند، در قواعد مربوط به نامزدي نيز ‏خسارت معنوي ناشي از برهم زدن نامزدي از سوي هر يک از نامزدها را ‏دوباره احياء کرده اند. (ماده 1036 قانون مدني که در حال حاضر حذف شده ‏است) خانم ميمنت چوبک مشارکت زوجين در اخذ تصميم هاي ضروري براي ‏زندگي مشترک را جايگزين رياست مرد بر خانواده کرده و دانشگاه مفيد نيز ‏اداره و مديريت خانواده را به مرد سپرده، اما کماکان همچون گذشته ‏مرزهاي مديريت مرد را با واژه حفظ مصالح خانواده در گرو تصميمات يک ‏جانبه مرد گذاشته است. بنابراين به نظر مي رسد پيشنهادهای ارائه شده ‏از سوي مرکز مشارکت با آنکه با هدف احقاق حقوق زنان تدوين شده، اما ‏نتوانسته چنانکه بايد مردسالاري نهفته در قانون فعلي را از بين ببرد. هرچند ‏روش تحقيق ميمنت چوبک، منحصر به فرد بوده است. در سال 1376، ‏ميمنت چوبک، از اولين قضات زن پيش از انقلاب و داديار ديوان عالي کشور، ‏بعد از اصلاح قوانين مربوط به قضاوت زنان، به سفارش مرکز امور مشارکت ‏زنان تحقيقي انجام داد که موضوع آن بازنگري مواد قانون مدني در باب ‏خانواده بود. اساس اين پژوهش را نظريه هاي 360 نفر حقوقدان (به روش ‏نمونه گيري) و بررسي تطبيقي موضوعات با قوانين ساير کشورهاي ‏اسلامي (سه کشور عراق، کويت و اندونزي به عنوان نمونه) تشکيل مي ‏دهد. در عين حال نظر 1000 زن ايراني نيز که درگير مشکلات خانوادگي بوده ‏اند درباره مواد مختلف قانون حمايت خانواده گرفته شده است. ميمنت چوبک ‏با کنار هم قرار دادن نظرات حقوقدان ها، که در بيشتر موارد بسيار محافظه ‏کارانه تر از نظرات زنان است، قوانين سه کشور اسلامي ياد شده و نظرات ‏زنان مورد پرسش قرار گرفته، در نهايت پيشنهاد اصلاحي خود را براي پاره ‏اي از قوانين خانواده ارائه داده است. ‏
‏ در خصوص پيشنهادهاي ارائه شده از سوي کميته حقوق مدني شوراي ‏عالي توسعه قضايي و همچنين طرح پيشنهادي فراکسيون زنان مجلس ‏ششم که بيشتر مواد آن به تصويب مجلس هم رسيده است، تعداد ‏محدودي از مواد قانون مدني دستخوش تغييرات بسيار اندک و جزيي ‏شدند. براي مثال توسعه قصايي، رياست شوهر بر خانواده (ماده 1105) را ‏حذف کرده و به جاي آن مسئوليت اداره خانواده را از خصايص شوهر ‏برشمرده است. در اثبات کم اثربودن اين پيشنهاد همين بس که به تبع تغيير ‏فوق، هيچ يک از حقوق و تکاليف ناشي از اين ماده مثل لزوم سکونت زن در ‏منزل شوهر، تمکين و حق يک طرفه طلاق براي مرد تغييري نکرده اند.‏
طرح اصلاح موادي از فصل نکاح قانون مدني (22 نفر از نمايندگان مجلس ‏هفتم) و پيشنهاد شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان با رويکردي بسيار واپس ‏گرايانه به نگارش در آمده است. پيشنهادهای مطرح شده، نه تنها گامي در ‏جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان برنداشته، بلکه با بررسي آنها با ‏تغييراتي صرفا صوري مواجه مي شويم که به سختي مي توان آنها را به ‏عنوان "بازنگري" تعبير کرد.‏
‏ و در نهايت لايحه حمايت خانواده که در سال 1386 از سوي دولت به ‏مجلس ارائه شد، هر چند نسبت به پيشنهادات ارائه شده ديگر کمتر وارد ‏مباحث ماهوي شده و بيشتر تغييرات آن شکلي و مربوط به آيين دادرسي در ‏حوزه خانواده است، اما دو ماده اي که تغييرات ماهوي را با خود در برداشت ‏‏(مواد 23 و 25) گوياي نگاه فرودست انگارانه تنظيم کنندگان آن به حقوق زن ‏در خانواده است. این مواد بعد از اعتراضات گسترده جنبش زنان حذف شد، ‏اما بار دیگر در سال 88 با تغییراتی اندک بازگشت و در کمیسیون قضایی و ‏حقوقی مجلس به تصویب رسید. ‏
همه اين پيشنهادها توسط فرد يا گروهي از حقوقدانان تنظيم شده، اما در ‏هيچكدام از آنها به طور مستقيم خواسته هاي زنان منعكس نشده است. به ‏همين دليل ما سعي كرديم روشي را براي پژوهش خود طراحي كنيم تا ‏بتوانيم به طور مستقیم خواسته هاي زنان را وارد مواد قانون كرده و از آنها ‏بپرسيم خواسته هاي شما چيست؟ به اين ترتيب كه ما پيشنهادهاي ارائه ‏شده را مطالعه كرديم و موادي از قانون مدني، قانون حمايت خانواده، قانون ‏صدور گذرنامه، ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق، قانون اختصاص ‏تعدادى از دادگاه هاى موجود به‏ دادگاه هاى موضوع اصل 21 قانون اساسى ‏و قانون تعيين مدت اعتبار گواهي عدم امکان سازش كه در پيشنهادهاي ‏مکتوب متن آن تغيير كرده است را مبناي كار قرار داديم. در واقع ما به ‏بررسي موادي پرداختيم که بر زن به واسطه قرار گرفتن در خانواده – با همه ‏حقوق و تکاليف ناشي از نقش هاي مادر، همسر و فرزند بودن- حکومت مي ‏کند. و بر آن اساس، در نقاط مختلف تهران و بيشتر شهرستانها (به طوري ‏كه تقريبا تمامي مناطق ايران پوشش داده شود) اقدام به برگزاري كارگاه ‏هايی با حضور زنان خانه دار،‌ كارمند، دانشجو و... كرديم. تاکنون 6 کارگاه در ‏شهرهاي تهران، رشت، اصفهان، بندرعباس، اراک و مشهد برگزار شده ‏است و در مجموع 130 زن در اين کارگاه ها شرکت کردند. در ابتدي هر ‏كارگاه پس از بحثي كوتاه پيرامون خانواده آرماني و ايده آل شرکت کنندگان و ‏چگونگي اداره و حل مسائل در اين خانواده آرماني، مواد قانوني مورد بحث ‏براي اعضاء شرح داده مي شد. پس از آن متن مواد قانوني كه به زبان بسيار ‏ساده تنظم شده در اختيار شركت كنندگان در كارگاه ها قرار داده می شد ‏تا پس از توضيح آن مواد، بتوانند نظرات و خواسته هاي خود را مطرح كنند. ‏
نظرات گروههاي مختلف زنان در شهرهاي مختلف درباره هر موضوع، بخشي ‏از مجموعه اي است که پبش رو داريد. در اين مجموعه، ابتدا قوانين موجود ‏ايران درباره هر موضوع بيان شده، پس از آن، قوانين بين المللي مربوط به ‏همان موضوع مرور شده و سپس چند نمونه از قوانين کشورهاي اسلامي ‏ذکر شده است. پيشنهادهای حقوقدان ها و نهادهاي مختلف و نيز ‏پيشنهادهایی که زنان در کارگاه هاي قانون خانواده جايگزين مطرح کرده اند، ‏بخش بعدي مطالب اين مجموعه است. در پايان هر بخش از شما خواننده ‏عزيز خواسته ايم پيشنهادهای خود را درباره موضوع آن بخش به صورت ‏مکتوب بنويسيد تا به ما کمک کند بتوانيم متن نهايي پيشنهادهای زنان ‏ايراني را در مورد قوانين خانواده آماده کنيم.‏
همان طور که در ذیل مشاهده می کنید این مجموعه از 14 بخش ‏تشکیل شده است. برای ورود به هر بخش و مشاهده موضوع مرور شده و ‏مکتوب کردن نظر خود در رابطه با آن، لینک مربوطه را در زیر فشار دهید.‏
‏1.‏ حقوق و تکاليف زن و مرد در ازدواج
‏2.‏ سن ازدواج و اجازه پدر در ازدواج دختر‏
‏3.‏ ازدواج موقت (صيغه)‏
‏4.‏ تعدد زوجات (چندهمسري)‏
‏5.‏ مهريه
‏6.‏ نفقه
‏7.‏ اجرت المثل
‏8.‏ روشهاي حل اختلافات زناشويي
‏9.‏ فسخ نکاح
‏10.‏ طلاق
‏11.‏ حضانت
‏12.‏ ارث
‏13.‏ تابعيت
‏14.‏ خشونت خانوادگي
توضیح: از این پس، در‏‎ ‎بخش ویژه "‎قانون خانواده‎ ‎جایگزین‎"‎، به تدریج پیشنهادهایی ‏را که زنان در کارگاههای مختلف برای‎ ‎تغییر قوانین خانواده ارائه کرده اند، با ‏توجه به سرفصل های قانون مدنی و‎ ‎موادی که در کارگاه برای اعضا شرح ‏داده شده منتشر خواهیم کرد و همان طور که اشاره شد، در پایان هر‎ ‎بخش ‏نیز سخنگاهی برای اعلام نظرات خوانندگان پیش بینی شده است که ‏امیدواریم با‎ ‎تکمیل آن، بتوانیم در نهایت جایگزین (ها) یی کاملتر برای قوانین ‏فعلی‎ ‎خانواده ارائه دهیم. ‏
همچنین از کسانی که علاقمند به ارائه مقالاتی در رابطه با قانون جایگزین ‏هستند، صمیمانه می خواهیم با این ایمیل تماس بگیرند‎:‎‏ ‏
alternative.familylaw@gmail.com
قابل ذکر است که پیش از این بخشی با همین نام و هدف در سایت میدان زنان راه ‏اندازی شد که به دلیل مشکلات فراهم شده برای سایت مورد نظر، ادامه ‏مطالب در این سایت منتشر خواهد شد. ‏













۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

عیب می جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو…

این یادداشت را دیده یا خوانده اید؟ در هر حال دوباره بخوانید و به این امر توجه کنید که چرا می گویم علت عمده ی خسران نسوان، نسیان انسان است نه نامردی یا مردی مردان. مضافاً اینکه درباره ی روح و روحیات و شخص و شخصیات دست ما که خود انسان ایم و انسانی، کوتاه از ثمر و بار و بری رسیده و کمال یافته می باشد، دیگر اینکه گفتاری ما را آزرده کرده، گفتار را با گفتار پاسخ می گویند، نه صاحب گفتار را با انکار، مقاله ای ما را ملول کرده، مقاله ای به استدلال هدف را تحقق می بخشد، نه قیل و قالی در ابطال و ملامت.
این کمترین، به انتقاد از دو مقاله ی اخیر خانم صدر پرداختم، چون حرمت انسان و حریم یک گفتمان را مورد تعرضی ناروا قرار داده بود، حرمت انسان را با مطلق انگاری و زبانی جزمی در حکم و تحکم نسبت به مردان، ایرانی، و حریم گفتمان حقوقی و اجتماعی زنان را با تسری همین مواضع خویش به این گرایش و نگرش بسیاری از زنان. اما یادداشتی که در بالا آوردم فاجعه ای بس بزرگ تر است که در عین همسانی و همسویی با تکرار خطای خطیب جمعه در زبان و بیان خانم صدر، به مراتب کمتر شایسته ی تعقیب و تقلید است و به مراتب بیشتر بایسته ی نقد و مناقشه، چه آنکه پس از قیل و قال های ایام اخیر، کمابیش از خلال مقالات و منقولات گوناگون این هوشیاری و توجه در بیشترینه ی مواضع به چشم می آمد که خطای خانم صدر در زبان و داوری چه امری بوده است، اگر اینک کسی به تکرار همان خطا شتافته باید او را به مطالعه ی آنچه نقد می کند، توصیه نمود و به مطالعه ی نقدهای دیگران پیش از نشر نقد خویش نیز دعوت نمود، تا مانند آن سید روحانی نباشیم که پس از انتشار 4 جلد نقد دکتر شریعتی به کسی گفته بود: حالا یک کتابش را بدهید بخوانیم، ببینیم چه می گوید این بهایی مزدور اجنبی.
Quantcast

و آنگهی شمایی که به خلاء پرونده ی خانم صدر از نقاط درخشان و خلوت سابقه ی ایشان از دست آوردهای ملموس حکم می کنید و ترقی ایشان را صرف باند بازی های مطبوعاتی و زد و بندهای ژورنالیستی نشان می دهید، یعنی بی مطالعه به وحی الهی و شعور کیهانی این امر را دریافته اید، یا به حدس و گمان و الهام و احتمال؟ من که می نگرم، اینها را می بینم:
  • صدر به عنوان وکیل حقوقی فعالیت می‌کند و عضو شبکه ی وکلای داوطلب است.
  • در کنار آن بنیان‌گذارسازمان مردم‌نهاد غیر انتفاعی «راهی»
  • از موسسان وب‌گاه‌های زنان ایرانی و میدان زنان
  • از اعضای فعال کمپین «قانون ِ بی‌سنگسار» است و تلاش زیادی برای حذف سنگسار از قوانین ایران و پذیرش وکالت افرادی که به سنگسار محکوم شده‌اند کرده‌است
عضو کمپین‌های ذیل است:
  • نه به طرح امنیت اجتماعی»
  • «تحصیل سهم من نیست، حق من است»
  • «نه! به لایحه حمایت از مردان در خانواده»
  • «دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها»
  • «اعتراض به فشارهای غیرقانونی علیه فعالان جنبش زنان»

جایزه‌های ذیل را دریافت نموده است:

  • - جایزه اول ششمین جشنوارهٔ مطبوعات کشور در بخش «ستون‌های ویژه»
  • - جایزه اولِ دهمین جشنواره مطبوعات در بخش مقالات اجتماعی.
  • - ۲۰۰۴ جایزه ایدا بی ولزبرای شجاعت در روزنامه‌نگاری
  • - جایزه حقوق بشر سال ٢٠٠٩ بنیاد لخ والسا، به خاطر فعالیت‌های پیگیر در راستای پیشبرد آزادی بیان، موازینحقوق بشر و دموکراسی در ایران
  • - جایزه لاله حقوق بشر لاهه هلند (٢٠٠٩) به خاطر فعالیت‌های حقوقی، انتشار مقالات انتقادی و همچنین کمپین مبارزه با سنگسار و فعالیت در انجمن راهی
  • - جایزه زنان شجاع وزارت امور خارجه آمریکا (۲۰۱۰) به خاطر شجاعت و رهبری در دفاع از حقوق بشر و حقوق زنان (او این جایزه را به شیوا نظرآهاری تقدیم کرد
بله، در موارد عمده ای شخص من دیدگاه دیگری دارم، اما دیگر اندیشی دخلی به فراموشی و تفاوت در عقاید ربطی به انکار سوابق کسی ندارد. یا شاید شما شکوه و شهامتی را که در تقدیم جایزه اش به شیوا دیدم، نبینی و اهمیتی را که برای موسسه ی “راهی” قائلم، قائل نباشی، اما سابقه ی خالی و زندگی بی حاصل و طبل توخالی این را نمی گویند، برادر عزیز.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

فقط شادی صدر بخواند لطفا! خصوصی است


فقط شادی صدر بخواند لطفا! خصوصی است
(نامه ی سرگشاده ی یک مورچه ی خیس آبکشیده به آنکه خرسند از مورچه آزاری به او گوش نمی کند)
"به من نگویید که می توان در ایران دختری تازه به بلوغ رسیده بود و بزرگ شد، بی آنکه هر سوار هر ماشین مدل بالایی شد و با غریبه رفت.  بی اغراق، این بخشی از روند بزرگ شدن برای زنان در ایران است. تجربه ای که بدون آن ، زن ایرانی زن نمی شود"
این جمله ی امام جمعه را شماها شنیده بودید یا فقط همان چند جمله ی شیر شده را خوانده بودید. چقدر این جمله موهن است و زننده؟ داغتان تازه نشد؟ خونتان جوش نیامد؟ خجالت نمی کشند؟ مذهبی از افترا و خدشه در عفافش، لادین از دخالت در سبک و سیاقش، معمولی از تحقیر و تمسخر به امکاناتش، و هر زنی از یک قسمت این حرف رنجیده است. تو هم قطعا عصبانی می شدی، اگر جمله را نمی شناختی.

آه از اين لطف به انواع عتاب آلوده (به قلم داریوش محمد پور)






موجی که يادداشت شادی صدر در فضای وب انداخت، سرآغاز گفت‌وگوهای مبارکی شد. واکنش‌های مختلفی که به سخنان او تا به امروز ديده‌ام نشان از زنده بودن فضای بحث و نقد دارد. ابتدا که جمله‌ای کوتاه بر صدر نوشته‌ی ايشان نوشتم و در فیس‌بوک آوردم، گمان نمی‌کردم بحث اين اندازه دامنه پیدا کند. با گسترش یافتن پاسخ‌ها، تصميم گرفتم همان نظرها را در یادداشتی وبلاگی منتشر کنم که بعد به خاطر اين‌که جلوی سوءتفاهم‌های محتمل (و چه بسا قطعی) گرفته شود، از نشرش منصرف شد. اما هم‌چنان می‌توانم اصل ماجرا را صورت‌بندی کنم.







عنوان نوشته‌ی شادی صدر اين است: «چه فرقی است بین امام‌جمعه تهران و سایر مردان ایرانی؟». وقتی عنوان را خواندم تکان خوردم و گمان بردم شايد اشتباه می‌کنم و مراد نويسنده، هرگز این تعمیم بی‌حساب و کتاب نبوده است که همه‌ی مردان ایرانی را يک‌رنگ و یک‌شکل ببينید. اما در سایر جاهای اين نوشته، اين مضمون باز هم تکرار می‌شود. از جمله در عبارت فرجامین اين يادداشت که نويسنده می‌گويد: «من چندان فرقی بین حجت‌الاسلام صدیقی با هر یک از پسران تازه‌بالغ دیروز و مردان طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان امروز نمی‌بینم؛ غیر از اینکه او دست‌کم در آنچه هست و آنچه می‌گوید، یک‌رو تر است.» يا در همان اوایل متن به این جمله می‌رسيم: «شما! بله، خود شما! به من نگویید که می‌توان در ایران پسری تازه به سن بلوغ رسیده بود و بزرگ و بالغ شد، بی آنکه به زنان متلک گفت؛ بی‌اغراق، این بخشی از روند بزرگ‌شدن برای مردان در ایران است. تجربه‌ای که بدون آن، مرد ایرانی، مرد نمی‌شود.» و باز در جمله‌ای دیگر همین لحن و زبان تکرار می‌شود: «...روندی که اتفاقا شما آقایان، بله همین شما، حتی در آن هم سهیم هستید؛ حتی اگر نوجوانی بیش نباشید.» و اين زبان هم‌چنان تکرار می‌شود: «دموکراسی روزی آغاز خواهد شد که شما، بله شما آقایان یاد بگیرید نه فقط جلو آینه بلکه در منظر عموم، به جای دفاع از حقوق زنان به مثابه امری بیرونی و انتزاعی، از تجربه واقعی، درونی و زمینی «خود» به عنوان یک «مرد» سخن بگویید و نقشی که در بازتولید ساختارهای تبعیض‌آمیز موجود داشته‌اید را به نقد بکشید.» (تأکیدها همه از من است).






نقد من به این نوشته به روشنی اين است: شادی صدر به آسانی مردان را جمع می‌بندد. حکم‌اش را به «همه‌ی مردان ایرانی»‌ حتی نوجوانان بدون هیچ واهمه‌ای تسری و تعميم می‌دهد. لحن‌اش عصبانی است و پرخاشگر. اين لحن و زبان، به اصل سخن شادی صدر، هر چه که بوده باشد،‌ آسيب می‌زند. مهم نیست که موضوع سخن او زنان است و حقوقِ‌ قرن‌ها پایمال‌شده‌ی آن‌ها. مهم نيست که جامعه‌ی ایرانی به شدت مردسالار باشد یا نگاهی جنسیتی پیوسته زندگی را بر زنان دشوار و دشوارتر کرده باشد. هر چه هست،‌ این زبانِ درشت و تلخ، کليت سخن او را مخدوش می‌کند. می‌شد و می‌شود در جزييات و متن سخن شادی صدر با او گفت‌وگو کرد و سخن او را پذیرفت یا با او مخالفت کرد (از جمله اين‌که من معتقدم «دموکراسی» واژه‌ای است که در متن شادی صدر پاک بی‌‌معنا و غریب است و می‌توانم دفترها سياه کنم از اين‌که چقدر اين «دموکراسی»‌ ژورنالیستی و ساده‌انگارانه به کار رفته است و حقوق‌دان ما چقدر درک و شناخت‌اش از دموکراسی سطحی است). اما مشکل بزرگ من با این متن اين است که اين آغاز و عنوان و این جملات هم خشن و عصبانی است، هم دور از انصاف علمی است و هم نقض غرض است.






پرسشی که می‌توان از شادی صدر پرسید اين است که چرا چنين متنی را می‌نویسد؟ او چه دردی داشته که چنين متنی را نوشته است؟ قطعاً درد او این نبوده که یک جایی بالاخره بيايد و با زبانی تحقیرآمیز و عبوس با «همه‌ی مردان ايرانی» سخنی بگوید تا تشفی خاطری حاصل شود، پس درد او لاجرم باید همين بیدادهايی باشد که بر زنان می‌رود و همین نامردمی‌هایی باشد که از بخشی از مردان ايرانی سر می‌زند – چه اين بخش شمارشان صد نفر باشد و چه میليون‌ها نفر. اگر دردِ اين است، زبان‌اش اين نیست. اين زبان، پل‌های مفاهمه و همدلی را ویران می‌کند. این زبان ديوارها را بلندتر و ستبرتر می‌‌کند. این نوع بیان،‌ دشمن‌کيشانه است و نفرت‌پراکن. مسأله، به هیچ رو اين نيست که زنی سخنی گفته است و مردان در برابرش به اعتراض ايستاده‌اند. کم نبوده است که زنی – از جمله شادی صدر – سخنی گفته است و خوب و به جا بوده و مردان و زنان يک‌صدا از او دفاع کرده و او را ستوده‌اند. اما شادی صدر و دوستان‌اش باید اين را بیاموزند که همه‌ی آدمیان خطا می‌کنند حتی اگر تاج سر آفرينش باشند. و از اين آدمیان خطاکار آن کسی قدر می‌بیند و بر صدر می‌نشيند که بداند کجا و به چه زبانی باید اذعان کند به اين‌که خطا گفته است يا تند رفته است. ايشان می‌تواند اين جسارت و شهامت را داشته باشد که بگويد اصل حرف‌ام هم‌چنان محکم است ولی در بیان‌اش خطا کردم. می‌تواند بگوید که جامعه‌ی ما دچار این مشکلات است اما اين‌ اندازه تحقیرگر و خشن نباشد. می‌تواند از حقوق زنان چنان دفاع کند که مردان و زنان چاره‌ای جز دفاع از او نداشته باشند، نه آن‌که چنان سخن بگوید که مردان زن‌ستیزی که نگاهی جنسیتی به زن دارند زبان‌شان دراز شود که ما از اول می‌گفتیم فمينیست‌ها چنین‌اند (بی‌منطق‌اند، خشن‌اند، پرخاش‌گرند و الخ) و مردانی که با زنان هم‌دل و هم‌صدا هستند، دیگر نتوانند عقلاً و منطقاً در مقام دفاع از این درشتی‌ها بايستند. هر چه باشد، آخر کار قرار است این همه حرف گرهی از گره‌های زنان را باز کند و دردی را علاج کند نه این‌که آن درد هم‌چنان لاعلاج باقی بماند و فقط جنجالی رفته باشد و غوغایی به پا شده باشد.




نازنینی تو ولی در حد خويش

الله الله پا منه از حدّ بيش






من در اين زبان خشن و پرخاشگر که مدام گریبان اين و آن را می‌گیرد، نه فروتنی می‌بينم نه استقامت. خشم می‌بینم و فریادِ بی‌مهار. نیازی نیست کسی يک شاهد يا صدها نمونه بیاورد که مردانی چنان ستم‌هایی بر زنان کرده‌اند. کدام انسان منصف و آزاده‌ای است که ستم‌ها را ديده باشد و بگويد ستمی نبوده؟ اما هيچ کدام از این‌ها ما را مجاز به خطا کردن و درشت گفتن نمی‌کند. صد حرف حق اگر بگويی، به هیچ رو اجازه نداری به خاطر این‌که سخنان حقی هم بر زبان‌ات جاری شده، درشت و گزاف بگويی و مرزهای اخلاق و نقد را پشت سر بگذاری. مسأله ساده است: هدفِ خوب شادی صدر – که قاعدتاً باید دفاع از حقوق زنان باشد – وسيله‌ی مذموم درشت‌گویی، پرخاشگری و مغالطه را توجیه می‌‌کند؟





در گفت‌وگوهایی که با دوستان در گرفته، اين مثال را زده‌ام که اين شيوه‌ی استدلال که به زن‌ها ستم بسیار رفته است و چنان تحت فشار بوده‌اند که اکنون این زبان و بیان از آن‌ها غریب نيست، استدلال محکمی نيست. این نوع استدلال، همان استدلالی است که امروز دستگاه‌های دولتی با توسل به آن مردم ایران را می‌آزارند و می‌کوبند: حفظ نظام ارتکاب هر فعلی را مجاز می‌شمارد. يا مثال دیگرش این است: افراطیون مسلمانی که به سوی بمب‌گذاری‌های انتحاری و قتل‌ بیگناهان می‌روند، توجيه‌شان دقیقاً‌ همین است که غرب قرن‌ها به ما ستم کرده است و ما را تحقیر کرده است، پس ما مجازيم به همین خشونت پاسخ دهيم. دقت کنید که تحقير شدن ملت‌های جهان سوم از سوی غربيان چیزی نيست که انديشه‌وران آزاده‌ی جهان به سادگی آن‌ را انکار کنند، اما کدام آزاده‌ی منصفی هست که قتل و جنایت را توجیه کند؟ می‌فهمم که اين مثال‌ها خیلی شدیدتر از چيزی هستند که شادی صدر گفته است، اما محور استدلال کسانی که از موضع او و زبان او دفاع می‌کنند – در عين اين‌که می‌گویند او نباید تعميم می‌داده و همه را به يک چوب می‌رانده – باز همين است. همين که هدف، وسيله را توجيه می‌کند. يا آن‌قدر بر ما ستم رفته است که اگر دو روزی ما هم به همين زبان سخن بگوييم، آبی از آب تکان نمی‌خورد. من اين شتاب‌ها را نمی‌پسندم. «بیفتد آن‌که در این راه با شتاب رود». اين روزها مدام این بيت حافظ در خاطرم آمده است و رفته است:

می‌روی و مژگان‌ات خونِ خلق می‌ریزند


تيز می‌روی جانا ترسمت فرومانی



نویسنده می‌توانست همان عبارات بالا را تعدیل کند. ملايم‌تر بنویسد. اصل حرف‌اش را جدی و محکم بزند. اما می‌توانست متن خودش را چند بار بخواند یا بدهد چند نفر متن را بخوانند تا سخنی پخته و سنجيده از او صادر شود نه اين‌که دردهای زنان این سرزمين اين‌گونه لا به لای غوغا و جنجال گم شود یا غباری بر اين آينه بنشيند. اين متن می‌شد بهتر از این باشد (مگر اين‌که البته همين جملات اصل و اساس و غرض و مقصود از نوشتن بوده باشند که آن وقت حکايت دیگری است به طور کلی).





حرف‌های بسياری هست که می‌توان گفت اما اصل سخن من همین نقد کوتاه و صريح بود که هنوز بعد اين همه گفت‌وگو کمترين واکنشی از سوی نويسنده‌اش نيامده است. نويسنده اين عذرخواهی را نه به مردان ایرانی که چنين اوصافی ندارند، بلکه به زنانی هم بدهکار است که با دفاع بدی که از حقوق زنان می‌کند، راه استيفای حقوق آن‌ها را دورتر می‌کند و می‌شود مصداق اين ابیات که:

ره نبرده هیچ در مقصودِ خويش


رنج ضايع سعی باطل پای ريش




يادداشت‌های خوبی که در نقد این یادداشت در اين دو روز دیده‌ام اين‌هاست:



۱. چند نکته ـ (حامد قدوسی)

۲. حجت الاسلام صدیقی و ما (علی عبدی؛ مردمک)

۳. خانم صدر! مراقب باشيد! (وبلاگ شا زه)



۴. در ذیل بحثی که در فیس‌بوک در گرفته بود، نظری از علی عزیز آمده بود - که به چشم‌ام بسيار منصفانه و هم‌دلانه با نويسنده اما منتقدانه آمد - و دریغ‌ام آمد این‌جا نیاورم‌اش:

«یکم: به نظرم اگر مقاله خانم صدر را در کانتکست آن ببینیم و همدلانه بخوانیم شاید برخی از سوء تفاهمهای پدید آمده بر طرف شود. نوشته ایشان یک مقاله تخصصی علمی یا فلسفی نیست که در آن استفاده از سور کلی با وجود حتی یک مورد نقض ناروا باشد. بلکه نوشته ای است ژورنالیستی و مبتنی بر تجربه و مشاهدات شخصی نویسنده. در این مقام سور «همه» را نباید به معنای دقیق کلمه گرفت.

دوم: اشکال اساسی ای که به نوشته خانم صدر وارد است این است که تبیینی که ایشان از رفتار به قول خودشان مردان ایرانی به دست می دهند نه از طریق تجربه و مشاهدات شخصی قابل توجیه است و نه از راههای دیگر. ادعای اصلی ایشان این است که سوء رفتار مردان ایرانی با زنان به خاطر ذهنیت اهریمن انگارانه ی مردان در باره زنان است. و این تبیین نه درباره‌ی مردانی که به زنان متلک می گویند درست است و نه درباره‌ی همه‌ی ‌مردانی که به منظور محافظت از خویشاوندان زن خود در برابر مردان غریبه می‌کوشند آنان را بپوشانند یا به پوشش توصیه کنند.

آزار جنسی زنان نشانگر خوی اهریمنی آزار دهنده است، نه نشانگر اینکه آزار دهنده زنان را اهریمن می‌پندارد.

محافظت از زنان خویشاوند در برابر مردان مزاحم نیز بیش از آنکه نشان‌دهنده ذهنیت منفی محافظت کننده نسبت به زن باشد، بیانگر ذهنیت او نسبت به مردان است. یعنی محافظت کننده بر این باور است که دست کم برخی از مردانی که در جامعه ی او زندگی می کنند خوی اهریمنی دارند و به واسطه این خو مزاحم زنان می‌شوند و آنان را آزار می‌دهند. بنابراین با اندکی تسامح می توان آن بخش از سخنان خانم صدر را که حاکی از تجربه شخصی ایشان است پذیرفت، اما تبیین و تفسیر ایشان از این مشاهدات نادرست است و نتیجه‌ای که ایشان از این تبیین می‌گیرند نیز نادرست است. آن نتیجه این است: بین حجت الاسلام صدیقی و سایر مردان ایرانی، حتی آنانکه از حقوق بشر و حقوق زنان دفاع می‌کنند، هیچ فرقی نیست.

واقعیت این است که اولاً همه‌ی مردان ایرانی به زنان متلک نمی‌گویند. ثانیاً آنانکه متلک هم می‌گویند نه ذهنیت یکسانی نسبت به زنان دارند و نه انگیزه‌ی یکسانی در متلک گفتن به زنان.

ثالثاً، کسانی هم که بر زنان خویشاوند خود سخت گیری می‌کنند ذهنیت یکسانی نسبت به زنان ندارند و انگیزه واحدی هم برای اینکار ندارند.»



پ. ن. اين هم شاهد از غیب که تمام آن‌چه را که گمان می‌کردم و به زبان نمی‌آوردم، با بلاغت هر چه تمام‌تر ثابت کرد: «آب در خوابگه مورچگان» (شادی صدر). اسم اين واکنش به صراحت نخوت و تکبر است و اصرار بر اشتباهی که اذعان به آن بسیار ساده است و هيچ صدمه‌ای به شادی صدر نمی‌زد اما ادامه‌ی آن و پافشاری بر آن معنایی روشن دارد (به زبان عام‌فهم ترجمه می‌شود به این‌که: «خوب کردم اين‌جوری نوشتم؛ اصلاً از اول‌اش هم می‌خواستم همين بشه»). «ما فمينيست‌ها» همان نکته‌ی فخيمی است که همه چيز را بر آفتاب می‌افکند. حیف! کاش می‌شد همزبانی و همدلی کرد. کاش می‌شد دیوارها را کمتر کرد و پل‌ها را بیشتر! اسباب دریغ است و تأسف. کاش اين همه توهم و خيال‌اندیشی نبود ولی خيال‌انديشی به درون باز می‌گردد:

هر درونی کو خیال‌انديش شد

گر دلیل آری خیال‌اش بيش شد

پيش چشم‌ات داشتی شيشه‌ی کبود

لاجرم عالم کبودت می‌نمود!



پ. ن. ۲. از وبلاگوار: «زنی که اين شيوه «دفاع از زن» خانم صدر را نمی‌پسندد!»

"