‏نمایش پست‌ها با برچسب آیت الله محفوظی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آیت الله محفوظی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

تشویش وقت پیر مغان می دهند باز....- بخش چهارم

آقای محفوظی در زمان حیات آیة الله بهجت و در تب و تاب انتخابات صریحا فرمودند:
اقا به ولایت فقیه به شکل امام معتقد نیستند.
پست ذیل توسط یک نفر از جوانان حاضر و شاهد (+) در مورخه ی تاريخ ۱۳۸۸/۳/۳روی نت منتشر شده بود (+) ، یعنی قبل از انتخابات و بدون حب و بغض های فعلی. این سند اول، من 18 سند دیگر هم دارم، اما در پی این مباحث نیستم، فقط اخطار می کنم به کسانی که خاطره و خواب جعل می کنند که عند اللزوم به وظیفه ی شرعی عمل می نمایم و لزومی ندارد اینقدر دروغ بپراکنند، کسی به اعتقاد شما مگر با دروغ و جعل خواب اعتراض می کند که این گونه از وجهه ی مراجع سوء استفاده می کنید؟ تا حال سربسته سخن گفته ام (+,+,+,+) و اصلا دوست ندارم وارد قصه های "وجوهات آیة الله بهجت پس از رحلتشان چه عاقبتی یافت؟" و یا "فرزند آیة الله محفوظی و کلکسیون عتیقه و نسخه ی خطی و موزه داری اسلامی" و از این قبیل مسائل شوم که نه شأن نظام و نه حق اسلام و نه مناسب مقام ایشان و نه به صلاح خودم است. دغدغه ای هم عیر از مرجعیت ندارم و الا مطلب ذیل را که هم به آقای مهندس و هم متصدی فعلی پست دولت سرزنش در بر دارد، نقل نمی کردم.

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

آیة الله محفوظی: پیشگویی زلزله تهمتی به مقام مرجعیت است.

.:: news.ilamToday.com :: رییس دفتر آیت الله بهجت: شایعه پیشگویی زلزله ایلام تهمتی به مقام مرجعیت است.
رییس دفتر آیت الله بهجت: شایعه پیشگویی زلزله ایلام تهمتی به مقام مرجعیت است.

ریس دفتر آیت الله بهجت گفت: شایعه پیشگویی آیت الله در خصوص زلزله ایلام یک تهمت به مقام مرجعیت است.

آیت الله محفوظی در گفت و گوي تلفنی با خبرنگار سینا بیان کرد: این شایعه پراکنی ها در بعضی استانها گاهی اوقات صورت می گیرد که بی اساس است.

وی که به شدت این شایعه را از قول آیت الله بهجت تکذیب می کرد افزود: زلزله از مطالب و موضوعاتی نیست که ایشان در مورد آن اظهار نظر نمایند.

گفتنی است طی هفته اخیر شایعه وقوع زلزله در 16 اردیبهشت در ایلام مردم این شهر را به شدت نگران کرده است و همه با اضطراب و دلهره خاصی در انتظار جمعه آینده هستند که ببینند آیا شایعه به واقعیت مبدل خواهد شد یا نه.


منبع: خبرگزاري سينا در تاريخ: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ ساعت: 5:56:29عصر

هنرور: 5 سال پیش پیش گویی زلزله "تهمت به مرجعیت" بود.....و زلزله مطلبی نبود که مرجعیت و روحانیت درباره اش اظهار نظر نماید

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

جلسه پانصد و نود و هشتم حكمت متعاليه (اسفار) بانک صوت | متقین

جلسه پانصد و نود و هشتم حكمت متعاليه (اسفار) بانک صوت | متقین
چکیده:
1 بيان حال و ديدگاه مرحوم آسيد احمد كربلائي نسبت به رياست و مرجعيت كه تصور آن ايشان را مضطرب و مشوش مي‌كرد و آنرا مانع آزادي و حريت خود مي‌ديد و مي‌فرمود اگر جهنم رفتن واجب كفائي است من به الكفايى هست. 2 بيان حال حضرت علامه طهراني رضوان الله تعالي عليه كه شبيه مرحوم سيد احمد كربلائي بود و وقتي شنيد ايشان را كانديد براي دبيري شوراي نگهبان كرده‌اند يك شبانه روز در اضطراب بود و خوابش نبرد. 3 كساني كه احساس مي‌كنند كه وظيفه دارند قبول مرجعيت نموده و مسئوليت مردم را بدوش بگيرند به چه حجت شرعي به اين احساس و علم رسيده‌اند؟ 4 طبق فرمايش حضرت امام صادق عليه السلام از قبول تصدي فتوي بايد گريزان بود مثل فرار كردن از شير درنده. 5 بزرگاني چون مرحوم قاضي و شاگردانش و علامه طباطبائي‌ها حوزه‌هاي علمي داشته‌اند و درب مجالس خود را بر روي ديگران نبسته بودند ولي مورد توجه نبوده و بلكه با آنان برخورد مي‌شده است 6 خلاصه درس گذشته در تفسير «ما به الشئ هو هو» كه مرحوم آخوند ملاصدرا و علامه طباطبائي فرموده‌اند كه در جواب آن، هم وجود و هم ماهيت هر دو مي‌آيد و كلام استاد در ردّ اين نظريه به اينكه سؤال سائل از وجود شئ نيست، چه اينكه وجود مشهود و معلوم و ملموس اوست و نسبت به ماهيت و ذاتيات شئ پرسش دارد. 7 كلمة «شئ» هم اشياء ذوات الماهيه صادق است و هم بر ذات باري كه شئٌ لا كالاشياء 8 شيئيت پروردگار همان وجود متشخص اوست كه حدّ و مرزي ندارد. به خلاف شيئيت اشياء كه داراي حدّ و مرز است كه به سبب آن حدّ و مرز اشياء از هم ممتاز و جدا مي‌شوند. 9 آنچه فارق بين اشياء كثيره مي‌باشد وجودات آنها نيست چه حقيقت وجود يكي است بلكه ماهيات آنها سبب امتياز است. 10 انسان هر چه بيشتر از حدود و قيود ماهوي خود را بكاهد و به تجرد نزديكتر شود بهتر احساس يگانگي و وحدت با اشياء را دارد و اين بهترين دليل بر وحدت وجود است كه صاحبان و ارباب شهود مطرح مي‌كنند و با برهان هماهنگ است. 11 بچه ها وحدت وجود را بهتر از ما مي‌فهمند و احساس مي‌كنند و سبب آن نزديك بودن آنان به عالم تجرد است. 12 و انسان هر چه بيشتر وارد اعتباريات مي‌گردد و پا به سن مي‌گذارد بر دائرة ماهيت خود مي‌افزايد و از تجرد دورتر و حجابها بر واقعيت و حقيقت بيشتر مي‌شود. 13 اگر انسان از حدود اشياء و ماهيات آنها عبور كند و به عالم تجرد برسد اصل وجود و صرافت آن و حقيقت وحدت وجود را مي‌يابد و به خدا مي‌رسد. 14 ماهيت در ذات خود كلي و جزئي ندارد






جلسه پانصد و نود و هشتم حكمت متعاليه (اسفار)
1429 هجري قمري





هنرور:
این درس را به سبب صحبت هایی که خارج از درس از سوی حضرت استاد دامت برکاته در باب دیدگاه خود و پدر شان - قدس الله نفسه الزکیة- و بزرگان دیگر از قدما نسبت به امر مرجعیت، و پذیرش و عدم پذیرش آن، و مقایسه ی قدما و معاصرین، به مناسبتی مطرح شده بود و از نظر شخص بمده - که اصلا اجازه هم نگرفتم و فقط با همان "استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا اشکال است" خودسرانه به نقل مطلب پرداخته ام- گویی وصف حالی بود یا سخنی از ته دل که "تشویش وقت پیر مغان" را کامل می نمود و لذا از خوانندگان و پی گیرندگان مطالبی که در ارتباط با مرجعیت و مرحوم آیة الله العظمی بهجت- افاض الله علینا من برکات تربته- عرض نمودم، خواهش می کنم که نیم اول درس را حتما گوش کنند.

تشویش وقت پیر مغان می دهند باز....- بخش دوم



هنرور)هفتم.

آیا جدیدا در جواب استفتاء می نویسند "از رهبر اطاعت کن!
دستخط ایشان
جواب آیت الله محفوظی در رابطه با قمه زنی:

« اقامه عزاداری حسین بن علی علیه السلام از افضل طاعات است ، از آنچه که موجب وهن است باید پرهیز شود و اطاعت ولی امر مسلمین لازم است »









هنرور)هشتم.


از خاطرات آقای سید محمد ناظم زاده
23 / 1/ 89 : شب مهمان آقا مجتبی فیض (داماد آیت الله منتظری) بودم. به اتفاق حاج سعیدآقا منتظری، و آقایان حجتی، علی گلسرخی و همچنین یک شیخ عزیز و محترم.
به یاد آن قدیمها که بیشتر با هم بودیم، با این دوستان و دیگر دوستان، فارغ از دنیا و مافیها و آزاد از هفت دولت، آزاد از هر بند و محدودیت، در شهر خودم که هیچ کجا غیر از مشاهد مشرفه به پایش نمی رسد، و آن حرم با صفایش و آن بهترین دوستم فاطمه معصومه، که من آزاد شده آن دوشیزه‏ام.
تقریبا ساعت 9 شب تا 2 بامداد نشستیم و گفتیم و خوردیم و شنیدیم، از هر دری حرفی، از گذشته و حال، از دین و سیاست، از مزاح و درد.
(....)
موضوع دیگه این بود که آیت الله محفوظی بعد از فوت آیت الله علی صافی، تقریبا جانشین ایشون شده، و در دفتر مرحوم آیت الله بهجت جلوس کرده، تا اینجاشو می دونستم. ولی شنیدم که در حال چاپ رساله عملیه بوده که دادگاه ویژه روحانیت ورود کرده که این کار(یعنی چاپ رساله و ترویج ایشون برای مرجعیت) دیرتر صورت بگیره و عجله ای در کار نباشه.
خب آن چیزی که بنده عرض کردم که بگویم یا نگویم، گفته شد و آقای سید محمد ناظم زاده ی عزیز خودشان نقل نمودند و درد سری برای شیخ عزیز و محترم ایجاد نکردند.
 
هنرور)نهم.
از کامنت های ذیل خبر اعلام مرجعیت
ارسال: شنبه11 اردیبهشت 1389/ 3:3ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=11101


ليلا[13 اردیبهشت 1389]
ميخواهم حظوري شما را ملاقات کنم . واقعا به کمکتان احتياج دارم.


[12 اردیبهشت 1389]
مرحوم آيت الله بهجت مرحوم آيت الله العظمي آقاي حاج آقا علي صافي را اعلم ميدانستند اما پس از فوت ايشان با زرنگي خاص علي بهجت فرزند وسط آيت الله بهجت دفتر را باز نگه داشتند و آنرا زير نظر آقاي محفوظي کردند تا وجوهات کماکان به آنجا ارسال شود اما اين سوال مطرح ميشود که اگر آقاي محفوظي مرجع بود چرا آقاي بهجت همان وقت اورا معرفي نکرد و يا ايشان يکباره در اين چند ماهه اعلم شدند!!!!؟؟؟؟؟


معمم[12 اردیبهشت 1389]
از حوزه هاي علميه و بخصوص علما بابت روند افزايشي توليد مرجع تقليد ممنونم .
همچنين از مردم که دارند هي گيج مي شوند مي خواهم براي فرج دعا کنند !


علي[12 اردیبهشت 1389]
آقاي بهجت شيخ علي آقاي صافي رو معرفي کردند که چند وقت پيش فوت کردند


نعمت[12 اردیبهشت 1389]
انتخاب مرجع تقلید اختیاری هست و هر انسانی بر اساس تحقیقی که میکند مختار است تا کسی را به عنوان مرجع تقلید خود انتخاب کند،دوستانی که سخنان حضرت آیت الله مکارم را خوب متوجه نشدند حرف ایشان برای دفاتر مراجع بوده نه برای مقلدان،
درضمن مرجعیت وصیتی! و موروثی نیست من خواهش میکنم در مسائل دینی دقت بیشتری کنیم و با احساسات افراطی عمل نکنیم.


بهزاد حيدري[11 اردیبهشت 1389]
بنا به نظر مراجع بقا بر تقليد مجتهد اعلم جايز است و بنا به فرمايش آيت الله بهجت آيت الله صافي اعلم بودند حالا ايا ميشود از اقاي صافي عدول کردثانيا ايا جناب اقاي محفوظي به علميت حضرات بهجت و صافي ميرسد


[11 اردیبهشت 1389]
سلام


اين اشتباه است که فعاليت مراجع پس از فوت شان



چند وقت پيش خودتون خبرش را از ايت الله مکارم نوشتين


[11 اردیبهشت 1389]
مگه مرحوم آیت الله بهجت به تقلید آقای محفوظی وصیت کرده است که از خود این چنین فتوا می دهید؟


هنرور.
دهم.
در همین ارتباط بخوانید:

احمد منتظری: يك نهاد دولتي چه حقي دارد كه‏ ‏در مورد مسائل حوزه دخالت و تذكراتي بدهد؟

تعطیلی دفاتر مراجع فقید موجب تقویت مرجعیت شیعی می شود

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

تشویش وقت پیر مغان می دهند باز....- بخش اول


تشويش وقت پير مغان ميدهند باز
اين سالکان نگر که چه با پير ميکنند





" پسر آقای بهجت مدتی بود که پیگیر مرجعیت آقای محفوظی بود و همه جا همراهش حضور داشت. آقای محفوظی چند ماه پیش با کروبی دیدار کرد توی قم و مذاکراتی با هم داشتن

ضمنا اعلام مرجعیت رییس دفتر یک مرجع ربطی به تعیین تکلیف مقلدینش نداره "


بر اساس اطلاعیه نصب شده بر روی در منزل مرحوم آیت الله العظمی بهجت، آیت الله شیخ عباس محفوظی رییس دفتر ایشان اعلام مرجعیت کرده است.
این روزها اگر از مقابل بیت مرجع عالیقدر جهان تشیع، مرحوم حضرت آیت الله شیخ محمدتقی بهجت (ره) بگذریم، متوجه خواهیم شد که حضرت آیت الله محفوظی، رئیس دفتر سابق حضرت آیت الله بهجت در دفتر آن مرحوم مستقر شده است. بدین ترتیب به نظر می‌رسد مقلدان سابق حضرت آیت الله بهجت که پس از فوت آن مرحوم به وصیت آن بزرگوار به حضرت آیت الله شیخ علی صافی گلپایگانی رجوع کرده بودند، اکنون می‌توانند از حضرت آیت الله محفوظی تقلید کنند.


هنرور) خیلی دارم خودم را کنترل می کنم و تقریبا در حال دیوانه شدنم که از پشت پرده ی اعلام مرجعیت آیة الله محفوظی
آنچه را بگویم که نباید بگویم
یا آنچه را نگویم که باید بگویم.
نظر دهید که چیزی نمانده خل شوم از تردید و دودلی
Ø 16 comments on this item shared by you
دوست یکم) برای من جذاب است بدانم پشت این ماجرا چیست؟
دوست دوم) من هم
دوست سوم) برای من هم حتما بگو
هنرور) یه ساعت نوشتم، همش پاک شد.اه!
دوست دوم) . زحمت بکشین دوباره بنویسین . ارزشش را داره . من واقعا از مطالبتون تا حالا استفاده کردم . برخی مطالبتون برای من واقعا بکر وجدید بوده . واقعا متشکرم
دوست چهارم) ....محمد، محمد، محمد، محمد
هنرور)
یک. آیا چرا باید رساله داد؟ کمبودی احساس کرده اند که بخواهند بر آورند؟ مراجع بزرگی همچون آقای وحید، آقای سیستانی، آقای روحانی، آقای سید محمد شاهرودی، آقای شیرازی، آقای زنجانی و... را کمتر از خویش یافته اند؟ آیا از حیث علمی کارنامه ای در فقه و اصول دارند که با بزرگان پهلو بزند؟ آیا از حیث فقاهت و علم در ترازهای بالای حوزه قرار دارند؟ آیا شاگردانی در فقه و اصول دارند که به اجتهاد رسانده باشند؟ آیا حوزه ی درسی شلوغی دارند؟ آیا مقلدینی داشتند که می خواستند رویشان را زمین نزنند؟ یا مردم صف کشیده بودند و فشار بر ایشان آوردند؟ آیا مقدمات استاندارد این امر را از قبیل انتشار یک جلد اقلا خارج فقه و بعد چاپ تعلیقه ی عروه و اینها را به طور استاندارد طی کرده اند؟ آیا علمایی از ایشان درخواست داشته اند و یا مبلغینی به مردم توصیه شان را کرده اند؟
جواب: همه ی موارد منفی می باشد
دوم. آیا دفتر آیة الله بهجت به خواست آیة الله بهجت تکثیر مراجع را در دستور کار قرار داده است؟ آیا در دفتر آیة الله بهجت و یا در میان حلقه ی اصحاب ایشان آقای محفوظی بیشترین اهمیت را داشته است؟ آیا عنوانی به نام "رئیس دفتر" در زمان حیات آقای بهجت وجود داشته است؟ آیا درسالگرد آیة الله بهجت با چنین حرکتی بساط ریاست را بر اعتقادات مردمی که در فضای سالگرد قرار می گیرند و حس معنوی ویژه ای به آن مرحوم دارند، استوار نمودن و خود را جانشین جا زدن، روا و سزاست؟ یا اینکه یک گرداننده ی دفتر پس از درگذشت صاحب آن دفتر خود را جانشینش بپندارد و دفتر و امور ایشان را به جای اینکه حسب وظفه به منظم ترین و امانت دارانه ترین وجهی تا انحلال اداره نماید، تصاحب کند و از نام و مقام ایشان مصرف تبلیغی بکشد، رواست؟
تورجان: با درگذشت آیت الله العظمی محمد تقی بهجت، علاوه بر آنکه خلأ بسیار جدی در مکتب اخلاقی قم ایجاد شده است، عملاً دو تن از مراجع تقلید این شهر به عنوان دو قطب فقهی و اصولی در صدرقرار گرفته اند. در همین حال برخی اخبار تأیید نشده حاکی از آن است که مرحوم آیت الله العظمی بهجت، به دلیل عنایت ویژه اش به آیت الله شیخ علی صافی گلپایگانی (عضو هیأت استفتای آیت الله العظمی بروجردی و برادر آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی) وصایای خاصی درباره نقش ایشان داشته و حتی احتمالاً و طبق خبری که دو روز پیش ایرنا منتشر کرد، از این پس نماز مسجد آیت الله بهجت (مسجد فاطمیه) به امامت آیت الله علی صافی برگزار خواهد شد. بیشتر












سوم.
تا بیستم داره حالا. قسطی می نویسم این رو
دوست پنجم) یک برای یک. معیارهایتان برای مرجع شدن خیلی سخت نیست؟
دو برای دو. آقای بهجت که اگر دور و بر قابلی می دید کار را به اخوند هشتاد ساله ای توی گلپایگان نمی سپرد (هنرور: منظورشان: حضرت آیت الله العظمی علی صافی گلپایگانی)

دوست چهارم) 1 دمت گرم
2 سرت خوش
هنرور)
حضرت آیة الله العظمی شیخ جواد کربلایی دامت برکاته
سوم. تصور می کنم هیچ کس از حضرت آیة الله العظمی شیخ جواد کربلایی دامت برکاته به آیة الله بهجت نزدیک تر نشناسم، سپس آیة الله جوادی آملی و آیة الله شیخ محمود قوچانی. و گمان نمی کنم با وجود شیخ جواد کزبلایی که 70 سال رفاقت و صداقت میان ایشان و آقای بهجت حاکم بوده، که هم حجره گی و همسایه گی را تجربه نموده بودند، که هم درس و هم سلوک بودند، که تنها محرم اسرار آن مرحوم در امور معنوی و باطنی محسوب می شد، که از مثل نایینی مجاز در اجتهاد و علم است....نوبت له آقای محفوظی نمی رسد. تازه اگر اساسا این سنت مرجع پروری دفتر ایشان قابل تایید باشد که نیست




چهارم. دفتر ایشان اجازه ندارد بگوید که مقلدین آیة الله بهجت من بعد ال کنند و بل کنند. و این واضح تر از آن است که ادله بطلبد
هنرور)
پنجم. دفتر آقای بهجت بسیار ساده بوده و سلسله مراتبی نداشت که رئیس و دبیر و منشی اش معلوم باشه، بله مهری که "شورای استفتائات آیة الله بهجت" با آن نامه های رسمب را ممهور می ساخت در بیشتر موارد دست آیة الله محفوظی بود. اما این اظهر من الشمس است که این دخلی به تایید اجتهاد، آن هم در مراتب عالیه و مرجعیت ندارد. اینکه نقل می کنند برخی دوستان که آقای بهجت گفته روی حکم آقای محفوظی حکم نمی دهم، اولا شأن آیة الله بهجت و احتیاط ایشان اجل از آن است که اجزاء اعمال معاشی و جزا و احوال معادی مسلمانان را در تعارفات و تاییداتی به این سخیفی که اساسا بین علما مرسوم هم نیست، بنماید. اندک تعقل در کشف کذب بودن این مدعا کافی است، ثانیا به این قسمتی که از اینجا نقل می کنم دقت کنید:
آيت ا... محفوظي رييس هيات علمي و استفتائات دفتر آيت ا... بهجت، حجت الاسلام "علي بهجت"، حجت الاسلام "محمد روحي"، اسدي گرمارودي رييس گروه معارف دانشگاه صنعتي شريف و حجت الاسلام فاطمي نيا سخنرانان اين همايش بودند که هريک در باره ويژگي ها و مقام علمي آن عالم و عارف فرهيخته يه ايراد سخن پرداختند
از کی تا حالا دفاتر مراجع "هیأت علمی" دارد؟ آن هم دفتر بی تکلف آیة الله بهجت؟ این اداهای مبتذل چه تناسبی با این مرد بزرگ دارد؟ به جملات ذیل از قول همین سخنرانان فوق الذکر در همینجا دقت کنید:
وي افزود: آيت الله بهجت هرگز نگفت من درس مي دهم و درس دارم، بلکه مي گفت مباحثه دارم ، هيچ وقت هم نگفت شاگرد دارم و مي گفت هم مباحثه دارم
آن وقت "هیات علمی" و "دبیر" و "رئیس" و "مدیر کل" و "قائم مقام" داشت؟

.هنرور)
ششم. شهادت شرعی می دهم که نوه ی ایشان در دفتر چرکنویس مدرسه اش داشت برای خودش نقاشی می کشید و چیزهایی کج و معوج می نوشت که مرحوم آقا نوازشی کرد و بچه را که بوسید چشمم خورد به اینکه نوشته "من نوه ی مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی بهجت هستم" و تنها مورد از عصبانیت شدید که از ایشان دیده و یا شنیده و خوانده ام، همین مورد بود. چونان پسرش را صدا زد و توبیخش کرد و گفت که "این بازی ها چیه؟ ها؟ این خیال ها و هواها چیه؟ ها؟ بچه رو فرعون می خای بشه. می خای ایمانشو به این اعتباری ها بفروشه، ها؟" و چیزی که شوکه ام کرد، این بود که دفتر را از بچه- با مهربانی- گرفت و بعد آن صفحه را کند و پاره کرد.
ضمنا با احترام و ارادت و بی قصد جسارت به فرزندانشان، ولی در عرف روحانیت "آقازادگی" بیشتر موجب ناباوری و تردید و احتیاط است تا اعتماد (آقای بیات که که هم یک آقازاده هستند، مرا ببخشند، منظوری ندارم، کلی می گویم)، و فرزند آقای بهجت به ایشان آنقدر نزدیک نبود بلکه قبل از مرجعیت هم بلا عمامه بود، و به دیده ی تردید نگریسته شد که با انتشار رساله عمامه سر کرد و چسبید به پدر. البته من شخصا این دیدگاه های دایی جون ناپلئونی آقایان را ندارم، اما در این حد را نمی توانم انکار کنم که از زبان خودشان می شنیدم و شاهدانی هم هستند که ایشان گلایه مند این بودند که "حضرت والد" شان "فرزند صالح" خود را بازی نمی دهند ، کما اینکه از شدت زهد آقای بهجت مکدر بودند و شوخی می فرمودند که "من روضه ها می آیم آنجا پیش شما (دفتر یکی از مراجع که در قید حیات هم هست) که باز یه سد جوعی بشه و چیزی زیر دندونم بیاد که مردم از ضعف و گرسنگی" و البته اینها را فقط از آن جهت عرض می کنم که رفع توهماتی بشود که ممکن است آقای محفوظی و فرزند ایشان را ادامه دهنده ی سیره و سنت ایشان بپندارند و قداست آن بزرگوار خرج شخصی شود که عن قریب همه آشنایی با وی می یابند، اما علت اینکه برای خودم دشمن می تراشم و به تعبیر بهتر دوستانم را آزرده می سازم و خودم را در مظان اتهام و افترا قرار می دهم فقط این است که :
من با درد سرخوردگی های قدسی و قلبی و آسیب و زخم خوردن از کسانی که تمام تعالی طلبی و معنویت انسان با آنها گره دارد، آشنایم و آن را برای دوستان نمی پسندم
ثانیا چون شأن استادم را بالاتر از آن می دانم که تنخواه خرج و مخارج سیاسی و جناحی و دنیا پرستی ها از سرمایه ی پاک قداست و فقاهت و سلامت و عدالت ایشان بخواهد تامین گردد. بگذریم از تحکمات دفتر مذکور و توقع استرداد وجوهی که در دست وکلای آیة الله بهجت مانده است، تا خرج اموری بیگانه از سابقه و طریقه ی ایشان گردد.
عرض کردم که حالا حالا ها ادامه دارد، فعلا به عنوان سرنخ جست و جویی در 4 مورد خود دوستان بفرمایند:
الف. عوامل عزل آیة الله العظمی منتظری
ب. مبلغان مرجعیت آیة الله خامنه ای نه در کنار مراجع دیگر که در برابر مراجع دیگر
ج. توجیه کنندگان و مدافعان حصر آیة الله منتظری
د. عوامل معدودی که حذف آقای صانعی را تحقق بخشیدند و نویسنده ی آن اطلاعیه و اولین مصاحبه در این مورد
تا ادامه ی صحبتمان.
از آقای "دوست پنجم" عزیز و فاضل و سایر دوستان تشکر می کنم از توجه و ابلاغ کریمانه ی نظراتشون
دوست پنجم) خب؟
دوست یکم) استفاده کردیم
در ضمن خونه از دست میره ها!!؟
دوست پنجم) ساعت شش که گودر را باز کردم فقط بند سه و چهار را دیدم که نوشتم خب، حالا که باز کردم باقی را هم دیدم و می‌نویسم
ممنون.
دوست ششم) - MerC az ettela resani
Amma tu in mamlekat osoolan dige jaei baraye ghose khordan az didane in entesabate shegeft angiz vojood nadare
rooz be rooz ham dar yek harkate roo be jelo dare bishtar ham mishe
(P.N. be ellate barkhi mahdoodiat ha emkan type farsi nadaram)

ادامه دارد...

۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه

در حاشیه ی پست آقای مدرسی

by reza on 2/6/10
پس از رحلت آيت‌الله العظمي بهجت اعلام شد كه مقلدان ايشان بر اساس وصيت ايشان، مي‌توانند به آيت‌الله العظمي شيخ علي صافي گلپايگاني مراجعه كنند. آناني كه از ارجاع احتياط‌هاي آيت‌الله بهجت در زمان حياتشان به ايشان اطلاع نداشتند، با اين پرسش روبرو شدند كه مگر چه ارتباطي مان اين دو بزرگوار بود؟! براي تشريح اين سوال به بيت مرحوم آيت‌الله بهجت رفتم و با شاخص ترين شخصيت اين بيت يعني آيت‌الله شيخ «عباس محفوظي» ديدار كردم و اين پرسش و خاطراتش را به بحث گذاشتم. آيت‌الله محفوظي كه سال‌ها با آيت‌الله بهجت نشست و برخاست داشت، اطلاعات خود را برايم بازگو كرد. البته با توجه به عضويتش در جامعه مدرسين، از قرار ندادن نام آيت‌الله صافي در ليست مراجع توسط اين نهاد هم پرسيدم. او در پاسخ به اين نكته اشاره كرد: «حدود 7، 8 سال است كه در جلسات جامعه مدرسين شركت نمي‌كنم.»

***

اولين آشنايي شما با آيت‌الله حاج آقا علي صافي چه زماني بود؟

زماني كه در درس مرحوم آيت‌الله بروجردي حضور مي‌يافتم، با مرحوم آيت‌الله حاج آقا علي صافي آشنا شدم. در درس برخي از شاگردان فعال اشكال مي‌كردند كه يكي از مستشكلين ايشان و اخويشان؛ آيت‌الله حاج آقا لطف الله صافي بودند و اغلب جلسات، اشكال خود را مطرح مي‌كردند.

برخورد آيت‌الله بروجردي برابر اشكال‌هاي مرحوم آيت‌الله صافي چگونه بود؟

آيت‌الله بروجردي به اشكالشان عنايت داشتند. به اين معنا كه آقاي بروجردي برابر برخي اشكالات شاگردان؛ آن را مهم نمي‌دانستند و مي‌گذشتند و اعتنا نمي‌كردند. گاهي هم ملازمين آقاي بروجردي براي گذشتن از اشكال، مي‌گفتند، مويد است تا از اشكال بگذرند. درحالي كه وقتي مرحوم آقاي صافي اشكال مي‌كردند، كسي حرفي نمي‌زد و آيت‌الله بروجردي كامل گوش مي‌كردند و به آن توجه مي‌كردند؛ چراكه ايشان را شاگردي مي‌دانستند كه درس را خوب فهميده و اشكالش قابل تامل است. البته ايشان سال‌ها پيش از من در درس حاضر مي‌شدند. ابتدا درس در مسجد بالاسر بود و پس از آن به مسجد اعظم منتقل شد. به ياد دارم، ايشان جلوي درس مي‌نشستند و از اصحاب آيت‌الله بروجردي بودند. ديگر افرادي كه جلو مي‌نشستند؛ آقايان مقدس اصفهاني، سيدمصطفي خوانساري، ميرزا ابوالحسن روحاني و... بودند.

ديگر مستشكلين درس آيت‌الله بروجردي چه كساني بودند؟

گويا در سال‌هاي اوليه درس آيت‌الله بروجردي، مرحوم آيت‌الله بهجت از مستشكلين بودند. اما در زمان حضورم، بيشتر حضرات آيات اخوان صافي، سيدمحمدباقر ابطحي، اخوان مرعشي و شيخ اسماعيل ملايري را به ياد دارم.

در آن سال‌ها، ايشان از ممتحنين حوزه بودند، آيا ايشان از شما امتحان نگرفتند؟

بله، من نزد ايشان امتحان دادم كه در سال‌هاي اخير كه خدمتشان در گلپايگان رسيديم، كاملا به ياد داشتند. در زمان آيت‌الله بروجردي، طلبه سه پايه درسي را امتحان مي‌داد؛ مقدمات، سطح عالي و خارج. من در سطح خارج خدمت مرحوم آيت‌الله حاج آقا علي صافي امتحان دادم و جزوه مرا ديدند كه تقريرات درس آيت‌الله بروجردي بود. پس از امتحان از يكي از ممتحنين ديگر درباره امتحانم پرسيدم كه ايشان گفت: اگر شما قبول نشويد، چه كسي بايد قبول شود؟! غير از ايشان، مرحوم آقاي مجاهدي هم جزو ممتحنين بودند. مرحوم آيت‌الله صافي عضو هيات استفتاء آيت‌الله بروجردي هم بودند. گاهي هم از سوي آيت‌الله بروجردي پيش شاه مي‌رفتند و پيام مي‌بردند. بعدها هم در بيت مرحوم آيت‌الله گلپايگاني هم خدمتشان رسيده بودم كه ايشان جزو مشاورين اصلي آقاي گلپايگاني بودند.

پيش و پس از انقلاب كداميك از اعضاي جامعه مدرسين با ايشان آشنا و مرتبط بودند؟

هيچكدام؛ نه قبل و نه بعد از انقلاب. حتي وقتي براي اعلام اسامي مراجع، پس از فوت آيت‌الله اراكي تشكيل جلسه داده شد، اصلا نام ايشان هم مطرح نشد. البته در همان جلسه من به اعلام اسامي مراجع از سوي جامعه مدرسين اشكال كردم و گفتم: «مگر آيت‌الله حاج آقا لطف الله صافي مرجع نيستند؟!» اصلا آيت‌الله سيستاني را هم كه مرجع شناخته شده‌اي در نجف بودند، اعلام نكردند. درباره آقاي سيستاني هم متذكر شدم كه برخي پاسخي دادند كه صلاح نيست، آن را بگويم. آيت‌الله حاج آقا علي صافي هم كه اصلا مطرح نبودند و بعدها از سوي آيت‌الله بهجت مطرح شدند.

در جلسات چند ساله اخير جامعه مدرسين هم درباره مرجعيت مرحوم آيت‌الله شيخ علي صافي صحبتي نشد؟

من حدود 7، 8 سال است كه در جلسات جامعه مدرسين شركت نمي‌كنم و اطلاعي هم ندارم.

فكر مي‌كنيد، چرا ايشان پس از انقلاب همچون اغلب روحانيون سمتي را برعهده نگرفتند؟

شايد ويژگي شخصيتي ايشان اينگونه بود يا نمي‌خواستند، مطرح شوند و به ميدان بيايند.

چگونه شد كه آيت‌الله بهجت احتياط‌هاي خود را به ايشان ارجاع مي‌دادند؟

4 سال پيش، من در مشهد بودم كه برخي گفتند: آيت‌الله بهجت احتياط‌هاي خود را به آيت‌الله حاج آقا علي صافي ارجاع داده‌اند. من گفتم: شما دست نگه داريد و اين مساله را منتشر و اعلام نكنيد تا من پيگيري كنم. آمدم قم و خدمت آقا رسيدم و پرسيدم كه ايشان اين مساله را تاييد كردند و گفتند: «علما و عملا ايشان را تاييد مي‌كنم.» مرحوم آيت‌الله بهجت اينگونه نبودند كه بدون دقت و همين جوري اين حرف‌ها را بزنند. ايشان همه آقايان قم را مي‌شناختند اما در نهايت آيت‌الله حاج آقا علي صافي را انتخاب كردند و معتقد بودند: «ايشان از لحاظ علمي بر همه مقدم هستند.» البته پيش از اين هم ديده بودم كه وقتي آقاي افتخاري، از اصحاب دفتر آيت‌الله العظمي گلپايگاني پيش آقا مي‌آمدند، ايشان هميشه احوال آيت‌الله صافي را از ايشان جويا مي‌شدند.

فكر مي‌كنيد، آيت‌الله بهجت از كجا با ايشان آشنا بودند كه اين تشخيص را دادند؟

هيچ ارتباط و ديداري ميان اين دو بزرگوار نبود. البته به هر حال آيت‌الله بهجت در درس آيت‌الله بروجردي بودند و اشكالات آيت‌الله صافي در درس را ديده بودند. با توجه به آن اشكالات و توجه آيت‌الله بروجردي به ايشان، اين تشخيص را دادند. البته نمي‌دانيم و خبر نداريم كه مساله ديگري هم بوده يا نه؟!

پس از رحلت آيت‌الله بهجت، با آيت‌الله حاج علي آقا صافي ديدار داشتيد؟

بله؛ پس از اينكه مرحوم آيت‌الله بهجت، ايشان را به عنوان مرجع اعلام كرده بودند، براي پرسيدن سوالاتي به عنوان مسول دفتر آيت‌الله بهجت، خدمتشان رسيديم. برخي دوستان درباره ارجاع احتياطات پرسيدند كه ايشان پاسخ دادند و نمي‌دانيم چرا ايشان اينچنين گفتند. همچنين در همان جلسه بحثي شد و ايشان از همان دوران آيت‌الله بروجردي ياد كردند و گفتند كه مرا از قبل مي‌شناسند.

از ديگر علماي گذشته هم كساني بودند كه نظرشان روي مرحوم آيت‌الله حاج علي آقا صافي بود؟

شنيده‌ام كه آيت‌الله حاج آقا مرتضي حائري هم نظرشان روي دو نفر بود؛ آيات عظام بهجت و علي آقا صافي. ايشان مي‌گفتند: اين دو شخصيت بايد مطرح بشوند.

آثار مكتوب و كتاب‌هاي ايشان را چگونه ديديد؟

من خودم از كتاب «ذخيرة العقبي في شرح العروة الوثقي» ايشان كه 30 جلدي است، استفاده مي‌كنم و روي آن كار مي‌كنم. ديگر دوستان اهل تحقيق هم از اين كتاب تمجيد فراوان كرده‌اند. برخي نظرات ايشان در اين كتاب بسيار قابل تامل است كه نشان از تلاش علمي شان است. شرح ايشان بر عروه در كنار شرح‌هاي ديگر كه توسط بزرگاني همچون حضرات آيات خوئي، حكيم، سبزواري و حلي نوشته شده است، قرار دارد. براي اين كتاب زحمت زيادي كشيده شده است و اقوال زيادي را مورد توجه قرار داده‌اند كه بايد طلاب آن را مطالعه كنند. گويا در دهه آخر حياتشان هم كارهاي بسياري روي فقه و اصول انجام داده‌اند.

ويژگي بارز ايشان را در ميان حوزويان چه مي‌دانيد؟

وزانت ايشان در رفتار، گفتار و نشست و برخاستشان مشهود بود. ايشان با توجه به اين همه جايگاه علمي و حوزوي، يك گام براي مطرح كردن خودشان بر نداشتند و بر مرجعيتشان تاكيد نكردند.
http://faridmod.blogfa.com/post-392.aspx


در حاشیه ی پست آقای مدرسی راجع به مرحومان آیات عظام بهجت و صافی قدس الله نفسیهما دو خاطره به ذهنم آمد، کما اینکه هر پست ایشان مرا به حاشیه نویسی خاطره هایم وا می دارد:
سال 1377 همراه با دوستی که اینک لاجرم از او بی خبرم خدمت مرحوم آقای صافی رسیدم، هم من اول بار بود که به دیدارشان رفتم و هم ایشان آنقدر گوشه گیر و گمنام بود که تعجب کرده بود از بچه طلبه ای که با یک مشت سوال از ذخیرة العقبی سراغش آمده بود و با درخواست اجازه ی روایت و درخواست یک چیز دیگر. عادت من این بود که اولین دیدار با هر بزرگی را به این درخواست پایان دهم که یک جمله برای همه ی عمرم به من بگویید که حاصل همه ی عمرتان باشد. کمی در خود فرو رفت و گفت چیزی به ذهنم نمی رسد. اصرار دید و مکث کرد و سر را از حالت خمیده برآورد و دقیق در چشمم نگاه کرد و فرمود: امروز این می آید، فردا آن می رود، یک روز یکی چیزی می خواهد، فردا همان را نمی خواهد، خلاصه یک چیزهایی امروز و فردایی است و ارزش ندارد روزهایت را و عمرت را رویش بگذاری. اما علوم اهل بیت علیهم السلام همه روزی و همیشگی است. برای چیزی روزها را صرف کن و برای کسی وقت و عمر صرف کن که در همه ی روزها و با هر کسی به کارت بیاید و راهت را نشانت دهد. (چه عجیب که قریب به همین را معمر دیگری که همان روز به دیدارش رفتم فرمود: آقا مجتبی عراقی).
و اما آقای بهجت قدس الله سره در پاسخ به همین درخواست در سال 1375 : انجام دادنی ها داری که می دانی و می فهمی و انجام نداده ای و کنارگذاشتنی ها داری که کنار نگذاشته ای و به آنها واقفی، همین ها را بچسب و جمله و دستور خواستن را رها کن که کار نفس است تا از این دو دسته غافلت کند. من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم. کل مطلب همین دو حرف است. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است