‏نمایش پست‌ها با برچسب آیت‌الله العظمی شریعتمداری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آیت‌الله العظمی شریعتمداری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۱۸, یکشنبه

آیت الله شریعتمداری به روایت تصویر - بخش چهارم: دار التبلیغ اسلامی-یک

هنرور:
استاد علی دوانی یکی از انگشت شمار مورخان صادق و صریح روحانیت و انقلاب اسلامی است و اهل فن خود می دانند که صدها خاطرات و تاریخ نگاری ها از روی آثار وی کپی برداری شده اند. اهمیت دوانی به عنوان منبع یکی در این است که دوانی "شهادت شرعی" بر آنچه خود در آن حاضر و بر آن ناظر بوده می دهد و ما می توانیم کلام وی را به عنوان شهادت یکی از دو عادل، یا خبر واحد اخذ کنیم (البته سروران ما به خبر واحد مقامات رژیم صهیونیستی هم اخذ می کنند و با آن مراجع تقلید را محکوم می کنند!!)، ثانیا که دوانی تا حد زیادی روحیه ی آکادمیک و منشی آزاد اندیش از خویش نشان داده که رک بگویم بر خلاف عرف آخوندی رایج است و البته نام آخوندیش "حریت" است، فی المثل با آنکه خود مرید مرحوم کاشانی و از نزدیکان مکی بوده است و حتی منبر ختم مکی را وی رفته، اما آنطور که در واقع قاعده ی مسلمانی است (منتهی امروزه استثناء شده) در عین ذکر فضایل آنان، "نه معایبشان"، بلکه "فضایل و خدمات" حریفان و رقیبانشان را هم در کنار همان کلمات همواره می افزاید و فی المثل با آنکه منتقد مرحوم مصدق است، اما هیچگاه نامش را بی "شادروان" نمی آورد. البته باید همه همین رویه را می داشتند ولی مع آلاف الاسوف اکثر قشر مذهبی هم تا قلم به دست می برند باید بر ایمانشان ارزید و ترسید. سومین پشتوانه ی اعتبار کار دوانی این است که کارش را بر همه ی افراد دخیل در وقایع اعم از روحانی و به قول خودش "کلاهی" هم در حین نگارش عرضه می کرد و از آنها جویای مطالب و نظرات بود و هم بعد از چاپ اغلب نسخه ای را ولو همراه با صورت حساب، اما در هر حال ارسال می نمود و علی رغم آنکه بازار هوچی گری و هیاهو از نهایت رونق برخوردار بوده و هست و کسی هم تحریم و محدودیت برایش وضع نمی کند، اما کار دوانی را همه ی اطراف نزاع - که البته آن زمان اجماع داشتند و اجتماع و نزاع هنوز در میان نبود- کاری "شرافتمندانه"، "بی غرضانه"، "خویشتندارانه" و "کما هو حقه" می یافتند (هر چهار تعبیر را از مراجع تقلید به خاطر دارم)، و بر همین مبنا هم راضی به یک کلمه سانسور در چاپ های بعدی نشد و گفت چاپ نشود بهتر است. و سرانجام مهم ترین عامل این است که کتاب "نهضت دو ماهه ی روحانیون ایران" را در همان ایام پایان غائله ی انجمن های ایالتی و ولایتی منتشر نمود و جمیع مراجع هم بر او آفرین گفتند و چون اثر مذکور هم در معرض داوری داوران بوده  و هم از شائبه ی سیاست زدگی های نامسلمانانه ی بعد از انقلاب مصون بوده، منبعی درجه ی یک و مبنای کار می تواند تلقی شود، در حالی که سایر منابع مشهور از همه ی این عوامل عمده خال اند، فی المثل نوشته ی مفصل چند جلدی خکید روحانی عاری از جمیع این ارزش هاست، هم وی اساسا در نجف بوده و از آنجا با ضرس قاطع امور ایران را حکایت کرده و قضاوت هم کرده، هم که در همان روزهای اولیه ی انتشار چهار مرجع تقلید به حدی بر آشفتند که اعلامیه ی سرگشاده به آقای خمینی صادر کردند و اکاذیب آن را مورد انتقاد تند قرار دادند، هم که وی از اساس آنقدر مغرضانه و با قلمی خارج از خط اسلام و ایمان می نویسد که انسان فطرت نباخته و طینت نمرده دچار نفرت می شود، ولو در نتایج همدل وی هم باشد.... .علی ای حال مرحوم دوانی که آقایان انقلابی ها هم نمی توانند منکر حسن نیت وی شوند یکی از سخنرانان ذروز افتتاح دار التبلیغ است و همواره هم در کنار مرجع فقید بوده و مهمش این است که با آنکه کتاب سرگذشت های ویژه ی آیت الله خمینی را نوشته و همواره مورد احترام زمامداران نظام بوده است، اما دینش را چون نفروخته، سخنانی برای بعد از خویش باز نهاده که آخرین هایش اینهایند و من مفصل در مقاله ی " شریعتمداری و رویای آشفته ی عزت روحانیت و تشیع" آنها را آورده و تحلیل کرده ام:

مي‌ديدم بي‌رحمانه دارالتبليغ (کار به آن بزرگي) را مي‌کوبند و بدون در نظر گرفتن مکافات عمل، هر تهمتي را به آن و هر کس در آن بود مي‌زنند و از روز واپسين هم شرم نداشتند. (ص 160)

بايد بگويم که طلبه هاي حوزه تا سال 1350 که من در حوزه بودم خيلي بر سر دارالتبليغ و حتي تأسيس مجله مکتب اسلام بي‌رحمانه به آقاي شريعتمداري ضربت زدند. از باب نمونه در جزوه بعثت که چند نفر پنهاني منتشر مي‌کردند، در تمام موارد وقتي از سه نفر مرجع وقت غير از امام نام مي‌بردند اين طور مي‌نوشتند: آيت‌الله گلپايگاني و آيت‌الله نجفي و آقاي شريعتمداري ... (ص 163).


شهيد مطهري هم مي‌گفت که چرا طلبه ها به نام آقاي خميني اين قدر بر ضد دارالتبليغ و بيچاره آقاي شريعتمداري سر و صدا راه انداخته و دست بردار هم نيستند (ص 164).

در پايان سخن از آيت‌الله شريعتمداري، اين را هم بگويم که در طول مدتي که من و همکاران ديگر در مکتب اسلام و دارالتبليغ با او ارتباط داشتيم، حتي يک بار هم نشد که حرکتي بر خلاف مروت از قبيل حسادت و حجاب معاصرت نسبت به ساير مراجع از وي ببينيم (ص 169).
From مدار شریعت
چکیده ی مطالب در باب دار التبلیغ:
آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در روز 11/2/1343 جهت تأسيس دارالتبليغ اسلامى در مراسم كلنگ زنى، سخنرانى پر محتوائى را ايراد كرد كه در همان ايّام چاپ و منتشر گرديد.
تأسيس دارالتبليغ اسلامى فصل نوينى را در فعّاليّت اسلامى و اجتماعى اين مرجع دور انديش شيعه گشود.

به گفته ی آقاى على دوانى، بايد گفت:
 مهم ترين كارى كه در عالم روحانيّت انجام گرفته است همانا تأسيس دارالتبليغ اسلامى قم است (اجمالى از زندگانى آيةالله شريعتمدار).

شاعرى مى‏گويد:
كارى كه در زمانه شريعتمداركرد
كمتر كس از گذشته در اين روزگار كرد
چرخاند شرع را به قرار و مدار خويش
زين روى نام خويش شريعتمدار كرد

معظّم‏له در روز 16/6/1343 طى مصاحبه‏اى كه به صورت جزوه‏اى چاپ شده، هدف خويش از تأسيس دارالتبليغ و مقدار پيشرفت كار را شرح داد.
ضمناً سخنرانى ايشان در روز 15/7/44 در مراسم افتتاح دارالتبليغ اسلامى به صورت جزوه‏اى چاپ شده است.

دارالتبليغ اسلامى كه از تبرّعات و هداياى مردم و تجّار علاقمند به شخص آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى طىّ پخش قبوض خاصّ جمع آورى و خريدارى شده بود، داراى توليت و هيئت مديره و اٌمناء خاصّ بوده و داراى شخصيّت حقوقى مي باشد و در اسفند ماه 1349 در دفتر ثبت مؤسسات غير تجارى ثبت گرديده بود تا در آينده مورد سوء استفاده ی اشخاص قرار نگيرد و متّكى به شخص نبوده و مستقل باشد (سيماى اسلام ).

دارالتبليغ اسلامى داراى يك كتابخانه ی عمومى بزرگ و نيز يك كتابخانه ی امانى و مركز انتشارات و چاپخانه و بيمارستان سهاميه و درمانگاه و مدرسه ی علميّه ی بانوان «دارالزهرا»، شعبات مختلفى در تهران و اهواز و تبريز و پاكستان و... بوده است.
از دارالتبليغ اسلامى سه مجلّه ی جالب و اسلامى به نام هاى الهادى، نسل نو، پيام شادى منتشر مي شد و در طى حيات 15 ساله ی خود ده ها نشريه ی اسلامى به زبان هاى فارسى و عربى و انگليسى در موضوعات مختلف به صورت رايگان منتشر و علاوه بر داخل كشور به بيش از 1500 مركز اسلامى در خارج از كشور توزيع مى‏گرديد (گنجينه دانشمندان ج 2 ص16).

مجلّه ی مكتب اسلام نيز كه قبلاً به دست تواناى آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى تأسيس شده بود، بعد از تأسيس دارالتبليغ اسلامى مدّتى دفتر مركزيش را در يكى از اتاق هاى دارالتبليغ مستقرّ نمود تا اينكه در سال 1347 ساختمان مستقلّى براى اين مجلّه از سوى هيئت مديره و مؤسّس عاليقدر آن تهيّه شد.
آقاى دوانى مى‏نويسد:
نمونه ی فعاليّت ديگر دارالتبليغ اسلامى، سرپرستى و اداره نمودن مجلّه ی محترم مكتب اسلام است كه به دستور حضرت آيةاللّه العظمى آقاى شريعتمدارى شروع به كار كرده و تا كنون زير نظر و تحت سرپرستى معظم له مشغول به كار است‏ (اجمالى از زندگانى آيةالله شريعتمدار ص 3).
اين بخش عبارت بود از كلاس‏هاى مختلف درسى در ساختمان مركزى.
1- در دارالتبليغ اسلامى باید دروس متنوّع بر اساس سيستم واحدى براى طلّاب حوزه ی علميّه ی قم كه فضلاى زيادى در آن آموزش ديده و به تبليغ معارف اسلام در داخل كشور پرداختند.
2- و در معهد الدراسات الاسلاميّه براى طلّاب خارجى علوم دينى‏
3- و در مدرسه ی دارالزهراء براى بانوان جهت يادگيرى علوم اسلامى
Figure 6: آیت الله ناصر مکارم شیرازی، از استادان دار التبلیغ و نویسندگان مکتب اسلام و از اعضای دفتر آیت الله العظمی شریعتمداری
اساتيد دارالتبليغ اسلامى عبارت بودند از:
آية اللّه شريعتمدارى، آية اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى،مفسّر گرانقدر مرحوم حاج سيّد مرتضى شبسترى، استاد مرتضى مطهرى، دكتر احمد بهشتى، استاد صدرالدين بلاغى، استاد محمد جواد مغْنيّه، دكتر على قائمى، استاد محمود شهابى، مرحوم دكتر مهدى حائرى يزدى، استاد جعفر سبحانى، استاد اختر عباس پاكستانى، آيةاللّه محمد كرمى، استاد حاج شيخ باقر ملكى ميانجى، دكتر احمد احمدى و...
موادّ درسى عبارت بودند از تفسير قرآن، علم التفسير، فقه استدلالى، علم رجال، عقايد و مذاهب و اديان، فن خطابه و نويسندگى و مناظره، روان شناسى، جامعه‏شناسى، فلسفه، زبان عربى و انگليسى و اردو و...
ادامه دارد

دقیقا چهل وهشت سال پیش بود، در چنین روزی....

 مدار شریعت » آرشیو سخنرانی های حضرت آیت الله العظمی شریعتمداری قدس الله نفسه الزکیة » سال 1342 » 17 مهر

هنرور: دقیقا چهل و هشت سال پیش در چنین روزی آیت الله العظمی شریعتمداری قدس سره به محض ورود به قم که به اجبار مامورین ساواک انجام گرفت، در مسجد اعظم سخنرانی مهمی ایراد نمود که ذیلا می آورم، اما اول مقدمه ای برای استفاده ی بهترتان به اجمال تقدیم می کنم:

روزنامه ی اطّلاعات مى‏نويسد:
حضرت آيت اللّه العظمى سيد كاظم شريعتمدارى ديشب در گفتگویى با خبرگزارى پارس به حوادث 15 خرداد ماه سال 1342 و نيز مسائل كلّى مملكت اشاره كرده وگفتند:
ما همان موقع به تهران آمديم و درشاه‏عبدالعظيم تمام علماى‏شهرستان‏ها را جمع كرديم و از مرحوم آيت اللّه ميلانى كه در مشهد تشريف داشتند خواهش كرديم كه به آنجا بيايند و چون در آن موقع طاغوت راجع به مراجع و خصوصاً آيت اللّه خمينى نظر محاكمه و شدت عمل داشتند كه حتى روزنامه‏هاى آن موقع صحبت از اعدام مى‏كردند، از آن نظر لازم ديديم كه پيش گيرى بشود.
حضور ما در تهران يكى دو ماه طول كشيد و تا حدودى آن خيال باطل از بين رفت و يك اعلاميه ی يازده ماده‏اى صادر كرديم و تمام ادعاهاى دولت را رد كرديم. در آن موقع حركت مراجع قم را يك عمل ارتجاعى مى‏ناميدند و مى‏گفتند كه مى‏خواهند همه ی آزادى‏ها را بگيرند؛ در يكى از آن يازده ماده توضيح داديم كه خواسته ی روحانيت چيست و گفتيم كه آزادى‏هاى مشروع را نمى‏خواهيم از زنان و مردان بگيريم، حتى يكى از سياسيّون در آن موقع در سازمان بين الملل اعلاميه ی ما را مدرك قرارداد و درباب رد ادعاهاى دولت گفت: در اين اعلاميه ی آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى كلمه‏اى نيست كه از بشر سلب آزادى بكند.
و حتى يك سخنرانى داشتم كه نوار آن موجود است و در آن نكاتى وجود دارد كه قابل توجه است. البته پس از آن تا حدودى موفقيّت حاصل شد و ديگر محاكمه انجام نشد و نظرهاى سوئى كه درباره ی آيت اللّه خمينى و بعضى از علماء داشتند از آن منصرف شدند.
و حتى آن موقع كه در تهران بوديم، ايشان را از حبس آزاد كردند و در خانه ی آقاى نجاتى ايشان منزل كردند و ملاقاتى با ايشان كرديم كه البتّه ايشان در آنجا تحت نظر بودند. بعداً ما را (چون در تهران بوديم) يك روز دولت وقت تصميم گرفت كه از تهران برويم و چند ماشين سازمان امنيّت ما را تا قم تعقيب كرد و آقاى ميلانى هم به مشهد تشريف بردند و بقيه ی علما نيز به شهرستان‏هاى خود رفتند.

۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

آیت الله العظمی شریعتمداری به روایت تصویر - بخش دوم

From مدار شریعت







در توضیح این عکس ها که همه متعلق به آرشیو شخصی اینجانب می باشد، می توانید بخش دوم از روایت خسروشاهی از فراز و فرودهای حزب خلق مسلمان و آیت‌الله شریعتمداری را بخوانید (ویژه نامه روزنامه جوان - یادمان بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) - نیمه خرداد 1389):



-استاد خسروشاهی: در اوج بحران فعالیت‌های حزبی، ناگهان آقای شیخ صادق خلخالی با نوشتن مقاله‌ای تحت عنوان: "بهانه‌ها را از دست خائنان باید گرفت " در روزنامه اطلاعات مورخ 2/2/58 ضمن حمله به تأسیس حزب جدیدی به نام خلق مسلمان كه به هیچ‌وجه صلاح و مصلحت رهبران و جامعه اسلامی ما نیست!، از "حضرت مستطاب آیت‌الله العظمی شریعتمداری كه كاملاً حسن نیت دارند " خواستند كه بهانه‌ای به دست خائنان و ایادی و اوباش رژیم سابق داده نشود تا زیر پرچم "حزب خلق مسلمان " به سینه‌زنی بپردازند ". این حمله بی‌موقع و یا حساب نشده، باعث نفرت و انزجار مردم ساده و مسلمانی گردید كه با حسن نیت به دنبال حزب اسلامی جدید، قصد فعالیت در راستای اهداف نظامی اسلامی داشتند و با تصور اینكه هدف نویسنده مقاله ایجاد نظامی تك‌صدایی و خفه كردن دیگران است و یا مقاله نوعی اهانت به آیت‌الله شریعتمداری است، به پا خاستند و تظاهرات و راه‌پیمایی‌های اعتراض‌آمیز همه جا را فرا گرفت. ‌متأسفانه همزمان با راه‌پیمایی‌های بزرگ در تبریز و به عنوان پشتیبانی از آیت‌الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان، ناگهان در یك اقدام كاملاً مشكوك در پشت بام منزل آیت‌الله شریعتمداری، نگهبانی به نام "علی رضایی " با شلیك گلوله كشته شد كه موجب تحریك و خشم بیشتر مریدان و مقلدان ایشان در قم و سپس آذربایجان گردید.

وقتی از تبریز به من خبر داده شد كه مقدمه یك تظاهرات وسیع و راه‌پیمائی‌های سراسری در آذربایجان فراهم شده و عناصر و سازمان‌های ضد انقلاب، مردم را به شركت در این تظاهرات تشویق می‌كنند؛ بلافاصله به دیدار آیت‌الله شریعتمداری رفتم و چون ایشان ظاهراً همچنان به صداقت من اعتماد داشتند، از ایشان خواستم كه طی اعلامیه‌ای، این راه‌پیمائی‌ها را منع و تحریم كنند تا دشمن مشترك سوء استفاده نكند.. . ایشان با تأثر از كشته شدن بی‌دلیل یك نگهبان كه روی عقیده و ایمان به نگهبانی می‌پرداخت، گفتند: "من كه دعوت به انجام تظاهرات نكرده‌ام تا آن را لغو كنم. این قبیل اعمال، عكس‌العمل‌هائی دارد كه طبیعی است. " من توضیح دادم كه كسی موافق این اعمال نیست و این جنایت، در تاریكی شب رخ داده و اصولاً معلوم نیست كه از طرف چه كسی یا چه گروهی صورت گرفته است و به‌طور طبیعی از پائین كوچه نمی‌توان به قلب یك فرد در پشت بام شلیك كرد، پس این هدف‌گیری در تاریكی شب، از محلی خاص و برای هدف خاصی است و باید از واكنش‌ها جلوگیری به عمل آید. ایشان گفتند: "من فكر می‌كنم تا فردا ببینم چه می‌شود! "

من در اثر معاشرت درازمدت با ایشان، می‌دانستم وقتی آیت‌الله شریعتمداری مسئله‌ای را به "فكر كردن " موكول می‌كند، آن كار انجام نخواهد گرفت و به منزل برگشتم تا ببینم خدا چه می‌خواهد كه در این بین دكتر ابراهیم یزدی به من زنگ زد كه شبانه برای امر مهمی از طرف هیأت دولت به قم آمده و می‌خواهد با آیت‌الله شریعتمداری ملاقات كند و دفتر ایشان می‌گوید كه "دیر وقت است، فردا بیائید "!. . . به‌سرعت خودم را به در منزل آیت‌الله شریعتمداری رساندم. دكتر یزدی آنجا قدم می‌زد. با منزل ایشان تماس گرفتم و بالاخره، قرار شد همراه دكتر یزدی به داخل "اندرونی " برویم، چون دیروقت بود و ایشان "بیرونی " نمی‌آمدند. در اتاق دم در ورودی اندرونی نشستیم و من قبل از آمدن آیت‌الله شریعتمداری به دكتر یزدی گفتم كه اگر ما امشب نتوانیم از ایشان اعلامیه‌ای در منع تظاهرات بگیریم، یقیناً فردا هرگز این امر عملی نخواهد شد و تصریح كردم كه چون سیدحسن شریعتمداری در تهران است و شب بر می‌گردد، به یقین روی اهدافی كه دارد مانع از صدور بیانیه خواهد شد.

در این هنگام آیت‌الله شریعتمداری وارد اتاق شد و دكتر یزدی شرحی از وخیم بودن اوضاع و تحركات ضد انقلاب گزارش داد و از طرف دولت خواستار صدور بیانیه‌ای شد، اما آیت‌الله شریعتمداری موضوع را به "فردا " موكول كرد. من و آقای دكتر یزدی بر ضرورت صدور شبانه بیانیه تأكید‌ كردیم و ایشان سرانجام به من ‌گفتند: "شما یك چیزی بنویسید تا من ببینم و امضا كنم. " من بلافاصله در یك صفحه، یك بیانیه ملایم در ضرورت جلوگیری از اقداماتی كه موجب سوء استفاده دشمن و "امپریالیسم " ‌می‌گردد، نوشتم و به ایشان دادم. آیت‌الله شریعتمداری چند جمله یا كلمه را اصلاح نموده یا تغییر دادند و به من گفتند یك سطر به آخر آن با خط خودم اضافه كنم تا ایشان امضا كنند و آن خط این بود: "البته هر وقت ضرورت شد، خود ما دستور تظاهرات و راه‌پیمایی را خواهیم داد " و من آن را اضافه كردم و ایشان بیانیه را امضا كردند. من پس از امضا و فی‌المجلس متن آن را پاكنویس كرده و به دكتر یزدی دادم كه شبانه در رادیو و تلویزیون پخش گردید و طبق معمول! اصل نسخه را برای "آرشیو " خود، نگه داشتم. متن آن بیانیه با دستخط من و جملات اصلاح شده با خط آیت‌الله شریعتمداری‌ به قرار زیر بود:

‌بسمه تعالی

واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا

ملت مسلمان ایران

مردم قهرمان آذربایجان

برادران عزیز شهرستان قم

طبق اطلاعات واصله، قرار بوده است كه در تبریز و بعضی دیگر از شهرستان‌ها تظاهراتی به عنوان پشتیبانی از ما راه بیندازند. ولی با توجه به اینكه در چنین شرایط حساس و بحرانی كه مملكت نیازمند به آرامش و اتحاد كلمه می‌باشد، ممكن است این گونه تظاهرات توسط عناصر مزدور وابسته به امپریالیسم مورد سوء استفاده بشود و منجر به حوادث نامطلوب و غیرقابل جبرانی شود. بدین وسیله از عموم مردم متدین سراسر ایران می‌خواهیم كه از هرگونه راه‌پیمائی و تظاهرات خودداری نموده و اجازه ندهند كه دشمنان اسلام از فرصت سوء استفاده كنند والبته هر وقت ضروری شد، خود ما دستور تظاهرات و راه‌پیمائی را خواهیم داد.

16 محرم الحرام 1400 هجری ـ قم

سید كاظم شریعتمداری

نگهبانی كه در پشت بام منزل آیت‌الله شریعتمداری كشته شد، كه بود و چه سمتی داشت؟

- مرحوم علی رضائی پاسدار یا نگهبان منزل آیت‌الله شریعتمداری را من می‌شناختم. او حدود سی سال داشت و یك كارگر آذری و دارای همسر و فرزند بود. روزها قالی‌بافی می‌كرد و شب‌ها اوقات فراغت خود را به نگهبانی در منزل ایشان می‌پرداخت. تشییع جنازه مفصلی از او به عمل آمد و حجت الاسلام آقای حاج سید حمید ملكی نماز میت را در صحن حضرت معصومه(س) اقامه نمود. تشییع‌كنندگان كه به هزاران نفر می‌رسیدند، پیكر او را با شعارهای تندی بدرقه كردند. كاظم سراج انصاری مسئول روابط عمومی حزب خلق مسلمان در استان خراسان و از اقوام مرحوم حاج سراج انصاری، اداره مراسم را به عهده داشت. یكی از شعارهایی كه همشهریان من به تركی می‌دادند چنین بود: "آیت‌الله هه برنا چیزجانی قوربان ایلروخ، گر اونا توهین اولا، دنیانی ویران ایلروخ (این جان ناچیز را قربان آیت‌الله می‌كنیم. اگر به او توهین شود، دنیا را ویران می‌كنیم؟! " امام خمینی(ره) برای جلوگیری از گسترش فتنه، همراه مرحوم حاج احمد آقاخود به منزل آیت‌الله شریعتمداری آمدند و من در موقع ورود ایشان، در آنجا حضور داشتم. چون ملاقات خصوصی بود، من در آن شركت نداشتم و از مذاكرات هم مطلع نشدم، ولی اعلامیه‌ای كه امام همان وقت صادر كردند، حاكی از نگرانی ایشان از توسعه فتنه است كه با این بیانیه از این امر جلوگیری كردند. متن اعلامیه امام خطاب به ملت ایران چنین بود:

‌بسم الله الرحمن الرحیم


ملت شریف و مبارز ایران ایدهم الله تعالی. در این موقع حساس كه كشور عزیز و اسلام بزرگ روبه‌رو با آمریكای خونخوار است و لازم است همه قشرها باهم هماهنگ و هم‌صدا در مقابل دشمن بزرگ بایستند و فرصت به دست عمال اجانب و ریشه‌های گندیده طرفداران رژیم سابق ندهند؛ مع‌الاسف گاهی شنیده می‌شود كه اشخاص بی‌خبر از عمق مسائل، تحت تاثیر بدخواهان غائله به پا می‌كنند و خدای نخواسته موجب اختلاف و شكاف می‌شوند. من اكیداً از همه ملت شریف می‌خواهم كه از مطالبی كه باعث اختلاف و بهره‌برداری دشمن است، احتراز كنید و به مراجع عظیم‌الشأن و علمای اعلام احترام گذارید. برادران! بدانید فاجعه‌ای كه در منزل حضرت آیت‌الله شریعتمداری پیش آمد، به دست توطئه‌گران است كه باید محكوم شود و توجه داشته باشند كه این نحو امور را توطئه‌گران تكرار نكنند. من از همه قشرهای جوان دانشگاهی و مدارس علوم دینیه و روشنفكران و دانشمندان و نویسندگان عاجزانه استدعا می‌كنم در این وقت حساس از هر گونه اختلاف دست برداشته و دشمن بزرگ را هدف قرار دهند. من امروز این امر را تكلیف شرعی الهی و وظیفه ملی می‌دانم. از خداوند تعالی وحدت كلمه ملت و عظمت اسلام و مراجع عالیقدر و پیروزی ملت مسلمان را خواستارم.

روح الله الموسوی الخمینی - 16 محرم الحرام 1400، 15 آذر ماه 1358

پس از اعلامیه آیت‌الله شریعتمداری و حضرت امام آیا غائله پایان یافت و یا دشمنان برای رسیدن به اهداف خود، به اجرای توطئه‌های دیگری پرداختند؟


- البته قابل پیش بینی بود كه توطئه‌ها ادامه یابد و برای جلوگیری از نتایج آن، هیئتی از شورای انقلاب با عضویت آقایان: مهدوی كنی، مهندس بازرگان، اكبر هاشمی رفسنجانی، احمد خمینی، دكتر ید‌الله سحابی به قم آمدند و پس از مذاكرات طولانی، به نتایج مثبتی رسیدند و قرار شد به‌تدریج اجرا شود، ولی‌متأسفانه همان‌هایی كه من می‌ترسیدم از اعلامیه دادن آیت‌الله شریعتمداری جلوگیری كنند و ما در غیاب آنها، آن اعلامیه را شبانه از ایشان گرفتیم و پخش شد، به توطئه ادامه دادند. نخست اعلام كردند كه این اعلامیه قبل از شهادت نگهبان بیت آیت‌الله شریعتمداری بوده و ثانیاً چون توافقات به عمل آمده اجرا نمی‌شود، تظاهرات باید ادامه یابد.

بیشتر در وبگاه مدار شریعت

مصاحبه ی تلویزیون هلند با حضرت آیة الله العظمی شریعتمداری

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

۱۳۸۹ شهریور ۱۵, دوشنبه

جواب و نظر مکتوب حضرت آية الله العظمى سيد محمد صادق روحاني دام ظله در باب حضرت آیة الله العظمی شریعت مداری قدس الله نفسه


السوال
اما بعد : فقبل ايام دار الحوار بين احد شخص و بين احدالمومنين من مقلدي أية الله العظمى السيد كاظم الشريعتمداري - قدس سره الشريف – فقال ذلك الشخص لذلك المومن : لماذا تدافع عن المرجع الذي دبر خطة مع قطب زاده لقتل السيد الخميني - قائد ايران - !!!!! لان أية الله الشريعتمداري اعترف بذلك امام الناس في التلفاز!!! وحيث انكم اعرف بكثير منا باوضاع الدول الاسلامية لاسيما ايران اردنا ان نعرف موقفكم الشريف تجاه هذه القضية بالخصوص و حول الاقرار و الاعتراف و الشهادة بالعموم ؟ 1. هل ان اقرار السيد الشريعتمداري كان اقرارا و اعترافا شرعيا معتبرا ؟ 2. هل ان سكوتكم عن ما جرى علي السيد الشريعتمداري كان تاييدا لما يجري عليه قدس سره ؟ 3.هل تعتبر شهادة -- حسين فردوست في كتابه ظهور و سقوط سلطنت بهلوي -- و اضرابه على السيد الشريعتمداري بانه كان من عملاء الشاه ؟ 4. ان اقرار العقلاء على انفسهم حجة وهل تكون نافذة وحجة على غيرهم بان يعترف الشخص بالسرقة على نفسه و غيره من دون ان يعترف الشخص الاخر بذلك ؟
 
 الجواب 
باسمه جلت اسمائه
. 1. الظاهر انه لم يعترف بذلك . 2. يظهر من هذا السؤال انك بعيد عما جرى في قم في ذلك الزمان ويكفيكم السؤال عن من كان في ذلك الزمان في قم لترون من دافع عنه في حال هجوم الجميع عليه ، ولم يعتن بما وعدوه من المناصب والثروة بإزاء السكوت . وللكلام في هذا الموضوع وما ترتب عليه محل آخر. 3.يعتبر في الشهادة العدالة وعدم كونها تحت الضغط والاجبار ، فهل ترون هذا الفرد في حين شهادته كذلك ؟ 4. كلا إقرار شخص على غيره لا قيمة له ولا اثر إلا إذا كان واجدا للشرائط المعتبرة في الشهادة





۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

موضع آیت الله گلپایگانی نسبت به رحلت مظلومانه ی آیت الله شریعت مداری

 هنرور: در ذیل پست  واپسین دست نوشته ی آیت الله العظمی شریعت مداری که در بستر بیمارستان مرقوم فرمودند 


پرسش ها و پاسخ هایی در گودر پیش آمد که از این میان دو مورد را انتخاب کردم که منتقل نمایم به اینجا: 

پرسش دوم    - چرا مرحوم آیت الله گلپایگانی (رضوان الله علیه) در این مورد واکنشی نشان ندادند؟؟؟؟؟‏

پرسش سوم - در مورد «حكموا على بمنع الملاقات مطلقاً الاّ اشخاص قليلة معدودة من اقربائى» در کتاب خاطرات هاشمی اومده که حتی در بیمارستان با دستور مستقیم آقای خمینی، ایشان ممنوع الملاقات بود. در بیمارستان، یکی از علما یا دانشمندان [اون اسم اورده بود؛ اما من یادم رفته! فکر کنم آقای مهدی حائری یزدی] پاسدار را کتک زده بود و به ملاقات رفته بود! هاشمی تصمیم می گیره این خبر به هیچ وجه به گوش رهبر وقت نرسه تا...‏!‏
حضرات آیات عظام گلپایگانی، میرزا هاشم آملی، شریعتمداری و مکارم شیرازی

پاسخ به پرسش دوم: در پاسخ کامنت نخست حضرت عالی عرض کنم که حضرت آیت الله گلپایگانی:

نطق ناتمام صباغیان در مورد آیت الله شریعتمداری و واکنش عده ای از نمایندگان مجلس اول

نطق ناتمام صباغیان در مورد آیت الله شریعتمداری و واکنش عده ای از نمایندگان مجلس اول
منبع: وبسایت شخصی علی اکبر اعلمی » به تاریخ: 1389/06/12 » با همین عنوان فوق: http://www.akbaralami.com/Public/ContentBody.aspx?ContentID=3663
آقاي صباغيان سه دقيقه وقت داريد.
 صباغيان ـ بسم الله الرحمن الرحيم – حق نيست كه از اين تريبون براي خواندن يك اطلاعيه گروه خاص استفاده بشود ولي بدليل آنكه در اين ساعت عده زيادي از مردم شهيد‌پرور مطالبي كه در مجلس شوراي اسلامي مي‌گذرد، مي‌شنوند و به دليل آنكه امكانات ديگري در اختيار تقريبا نداريم، اطلاعيه نهضت آزادي ايران را در رابطه با حوادث اخير مي‌خوانم و از مطبوعات خواهش دارم كه اين اطلاعيه مختصر را كاملا درج بمايند. (همهمه نمايندگان) كياوش ـ با يك اعلاميه نميشود پرونده سياه ليبرالها و نهضت آزادي را شست. فؤاد كريمي ـ روزنامه الميزان نوشتند آنچه كه بايد بنويسند. رئيس ـ اجازه بدهيد آقا (همهمه نمايندگان) بفرمائيد آقاي صباغيان.
 صباغيان ـ بسم الله الرحمن الرحيم ـ نهضت آزادي ايران (خلخالي ـ نهضت آزادي خودش هم در اين كار دخيل است) (كياوش ـ آقاي هاشمي سوابق نهضت آزادي براي ملت روشن است سوء سابقه دارد) هرگونه توطئه براندازي جمهوري اسلامي را محكوم مي‌كند. (يكي از نمايندگان ـ اين اظهار وجود است) هموطنان عزيز بر اساس بيانيه (همهمه و اعتراض نمايندگان) (رئيس ـ آقايان بگذاريد وقت مجلس را تلف نكنيد) رئيس دادگاههاي انقلاب اسلامي ارتش (همهمه نمايندگان) (رئيس ـ چه فرقي بين شما و ايشان است) (خلخالي ـ اينها مي‌خواهند خودشان را تبرئه كنند) و اطلاعاتي كه از طريق سيماي جمهوري و ساير رسانه‌هاي گروهي توسط حجت‌الاسلام آقاي ري‌شهري درباره وجود طرح توطئه براندازي منتشر گرديد، آقاي صادق قطب‌زاده درصدد براندازي حكومت جمهوري اسلامي بوده‌اند، نهضت آزادي ايران كه خود را در پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار جمهوري اسلامي ايران سهيم و شريك ميداند (فؤاد كريمي ـ چه سهمي؟ چه شركتي؟ چه سهمي شما داريد؟) و حفظ و تداوم انقلاب اسلامي و جلوگيري از انحراف و انهدام آنرا .......
فؤاد كريمي ـ چه سهمي؟ چه شركتي در انقلاب داشتيد؟ شما ضد انقلاب بوديد شما اسمتان در لانه جاسوسي درآمد، سهم در انقلاب داريد؟ شما و آقاي بازرگان و دارو و دسته‌اش اسمتان در لانه جاسوسي پيدا شد و از ضد انقلاب پشتيباني كرديد.
خلخالي ـ اينها ميخواهند خودشان را تبرئه كنند. كياوش ـ ملت بيدار ما فريب اين اعلاميه‌ها را نميخورد. رئيس ـ آقاي كياوش، آقاي خلخالي وقت مجلس را ضايع نكنيد. خلخالي ـ چرا ميگذاريد صحبت بكند؟ بزرگترين خيانت را آقاي بازرگان كرده چرا ميگذاريد اين صحبت كند خون شهداي ايران به گردن اينها است. رئيس ـ آقاي صباغيان بخوانيد شما بلندگو داريد. صباغيان ـ از انحراف و انهدام آنرا از اصول برنامه و خط مشي مصوب تير ماه خود قرار داده، توطئه مزبور را ابهانه دانسته (فؤاد كريمي ـ ابلهانه‌ چي هست همين آقاي بازرگان از رجوي و مجاهدين خلق پشتيباني كرد و ميكند) و شديدا محكوم و تقبيح مينمايد. خلخالي ـ چرا خون مردم را لوث ميكنيد اينها ميخواهند خودشان را تبرئه كنند.
رئيس ـ خيلي خوب بگداريد بخوانند. خلخالي ـ اينها حق آمدن به مجلس را ندارند. رئيس ـ چرا. سيد حسن موسوي تبريزي ـ اعضاء حزب خلق مسلمان با آقاي شريعتمداري و آقاي بازرگان بودند. رئيس ـ آقا بفرمائيد بنشينيد شما هم در موقع خودتان جواب بدهيد.كياوش ـ آقايان نهضت آزادي هميشه در قم به بيت چه كسي وارد ميشدند و جلسه ميگرفتند!؟ حالا امروز كودتا را محكوم ميكنند.رئيس ـ آقاي كياوش بفرمائيد بنشينيد. خلخالي ـ چرا ميگذاريد اين اعلاميه را بخواند. رئيس ـ آقا وقت مجلس را تلف ميكنيد، بيانيه‌اي دارند وقت هم از خودشان است بگذاريد بخوانند. فؤاد كريمي ـ آقاي هاشمي مجلس شوراي اسلامي محل خواندن بيانيه احزاب است؟ (رئيس ـ هست) فردا يك حزب ديگر روز ديگر يك جناح ديگر ميآيند و بيانيه ميخوانند.
خلخالي ـ ديروز از طرف حزب الله رفتند و نهضت آزادي را اشغال كردند اينها خودشان پايشان در جريان است آقاي هاشمي شما كه خودتان وارد هستيد. رئيس ـ خيلي خوب شما بعداً توضيح بدهيد.
 قره‌باغ ـ آقاي هاشمي حرف خودش را ميتواند بگويد ولي اطلاعيه گروه را نميتواند بخواند.
 سيد حسن موسوي تبريزي ـ تجزيه آذربايجان شرقي و غربي بدست شريعتمداري و بازرگان بود.
 رئيس ـ آقا شما بعدا توضيح بفرمائيد. صباغيان ـ توطئه مزبور را ابلهانه دانسته و شديدا محكوم و تقبيح مينمايد. كياوش ـ اسم بازرگان در همين پرونده برده شده است دادگاه حق رسيدگي دارد، با يك اعلاميه نميشود … خلخالي ـ آقاي قره‌باغ بيا اين اعلاميه را از دستش بگير چرا از دستش نميگيري. صباغيان ـ آقا هاشمي ميخواهيد نخوانم. رئيس ـ بخوانيد. خلخالي ـ چرا از دستش نميگيري. رئيس ـ آقا شلوغ نكنيد. خلخالي ـ من را توبيخ كن. رئيس ـ توبيخ كه ميشويد. اما بگذاريد بخوانند.
خلخالي ـ خدا ميداند اين اعلاميه خواندن ندارد. قره‌باغ ـ آقاي هاشمي معمولا اينگونه اعلاميه‌ها پشت تريبون خوانده نميشود. رئيس ـ خوانده ميشود. قره‌باغ ـ حق ندارد بخواند. (در اين موقع آقاي خلخالي پشت تريبون آمد و خطاب به آقاي صباغيان چنين اظهار داشت) خلخالي ـ اعلاميه را بده به من برايت بخوانم.
صباغيان ـ رئيس مجلس بايد اجازه بدهد. رئيس ـ آقاي خلخالي شلوغ نكنيد، آقاي خلخالي برويد پائين. قره‌باغ ـ خواندن اعلاميه خلاف آئين‌نامه است. رئيس ـ شما آئين‌نامه را نميدانيد. قره‌باغ ـ اعلاميه از پشت تريبون خوانده نميشود. رئيس ـ چرا، از وقت خودشان است كه ميخوانند، وقت مجلس را نگيريد. (قره‌باغ ـ چرا اجازه ميدهيد؟) آقا شما در برنامه خودتان توضيح ميدهيد.خلخالي ـ آقاي هاشمي وقتش هم تمام شد. رئيس ـ خير، شما نگذاشتيد، وقتش را ضايع كرديد.
هادي غفاري ـ آقاي صباغيان ابلهانه و آمريكائي بود. رئيس ـ آقاي صباغيان تند بخوانيد.
صباغيان ـ نميگذارند، اگر نميگذارند من اصراري ندارم كه بخوانم. رئيس ـ نميخواهيد بخوانيد نخوانيد، اگر هم ميخواهيد بخوانيد وقت را ضايع نكنيد. صباغيان ـ نميگذارند، وقتي كه نگذارند چه فايده‌اي دارد آقاي هاشمي؟ رئيس ـ اگر ميخواهيد بخوانيد كه بخوانيد. تريبون در اختيار شما است.
سيد حسن موسوي تبريزي ـ آقاي هاشمي مگر شما در جريان نهضت آزادي نيستيد؟ نبايد اجازه بدهيد فرصت طلبانه بكنند.
صباغيان ـ در مقابل بقيه مگر همين كار را كردند. رئيس ـ الان شما داريد وقت را ضايع ميكنيد. صباغيان ـ آقاي هاشمي مگر در مقابل بقيه هم همين كار را كردند اگر بايد خوانده شود …(همهمه و اعتراض شديد نمايندگان) دوزدوزاني ـ اگر اين اطلاعيه را ميتوانيد در جمعيت ميليوني نماز جمعه بخوانيد، اينجا هم بخوانيد والا مجلس جاي خواندن اعلاميه گروهها نيست.
سيد حسن موسوي تبريزي ـ بشرط اينكه جواب گفته شود بخوانند. رئيس ـ جواب گفته ميشود، بله. بخوانيد آقا، آقاي صباغيان ميخواهيد بخوانيد يا نميخواهيد بخوانيد؟ صباغيان ـ وقتي آرامش نباشد كه نميتوانم اينجوري بخوانم. خلخالي ـ چه كسي در تجزيه آذربايجان دخالت داشت؟ تو بايد محاكمه بشوي، جزو هيأت «حسن خيانت» بودي.
رئيس ـ اقاي صباغيان شما خودتان مقصريد، پيش از اين كه ميخواهيد شروع كنيد، ميگوئيد ما امكانات ديگري نداريم، مقدمه‌اي ميگوئيد كه اينها را تحريك كنيد. صباغيان ـ اينطور نيست. رئيس ـ اگر غير از اين نيست، پس بخوانيد اگر مي‌توانيد ….. صباغيان ـ نمي‌گذارد كه، آخر اگر .. رئيس ـ يك دقيقه ديگر وقت داريد.
صباغيان ـ من نيم دقيقه‌اش را هم نخواندم. رئيس ـ چرا نخوانديد؟ صباغيان ـ چون معلوم است نمي‌گذارد.
خلخالي ـ اسلحه را به كومله تو دادي، تو وكيل مردم نيستي. صباغيان ـ وقتي نمي‌گذارد معلوم است كه ……. رئيس ـ بسيار خوب، پس بفرمائيد بنشينيد اگر نمي‌خواهيد بخوانيد نخوانيد. (در اين هنگام آقاي صباغيان تريبون مجلس را ترك كرد). يكي از نمايندگان ـ شريعتمداري را هم در اعلاميه‌تان نوشته بوديد.
سيد حسن موسوي تبريزي ـ آقاي بازرگان قول داد به آقاي شريعتمداري كه آذربايجان شرقي و غربي مال تو.
 خلخالي ـ خرتر از تو پيدا نميشود اسلحه را به كومله و دموكرات تو دادي.
صباغيان ـ تو بي‌مدارك حرف مي‌زني.
خلخالي ـ بلي، من بي مدرك هم مي‌دانم تو رفتي خيانت كردي خاك برسرتان.
صباغيان ـ آقاي هاشمي مي‌بينيد چه مي‌گويد. خلخالي ـ بله بله من حاضرم توبيخ شوم براي اينكه تو وكيل ما نيستي.
يكي از نمايندگان ـ اين اعلاميه از شريعتمدار هم بود.              
رئیس جلسه: اكبر هاشمی رفسنجانی                    
منبع :
اداره تدوین مشروح مذاکرات مجلس اول جلسه ۳۰۰ ، مورخ ۱۳۶۱/۰۲/۰۲شماره روزنامه رسمی: ۱۰۸۳۱