‏نمایش پست‌ها با برچسب دارالتبلیغ اسلامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دارالتبلیغ اسلامی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۱۸, یکشنبه

آیت الله شریعتمداری به روایت تصویر - بخش چهارم: دار التبلیغ اسلامی-یک

هنرور:
استاد علی دوانی یکی از انگشت شمار مورخان صادق و صریح روحانیت و انقلاب اسلامی است و اهل فن خود می دانند که صدها خاطرات و تاریخ نگاری ها از روی آثار وی کپی برداری شده اند. اهمیت دوانی به عنوان منبع یکی در این است که دوانی "شهادت شرعی" بر آنچه خود در آن حاضر و بر آن ناظر بوده می دهد و ما می توانیم کلام وی را به عنوان شهادت یکی از دو عادل، یا خبر واحد اخذ کنیم (البته سروران ما به خبر واحد مقامات رژیم صهیونیستی هم اخذ می کنند و با آن مراجع تقلید را محکوم می کنند!!)، ثانیا که دوانی تا حد زیادی روحیه ی آکادمیک و منشی آزاد اندیش از خویش نشان داده که رک بگویم بر خلاف عرف آخوندی رایج است و البته نام آخوندیش "حریت" است، فی المثل با آنکه خود مرید مرحوم کاشانی و از نزدیکان مکی بوده است و حتی منبر ختم مکی را وی رفته، اما آنطور که در واقع قاعده ی مسلمانی است (منتهی امروزه استثناء شده) در عین ذکر فضایل آنان، "نه معایبشان"، بلکه "فضایل و خدمات" حریفان و رقیبانشان را هم در کنار همان کلمات همواره می افزاید و فی المثل با آنکه منتقد مرحوم مصدق است، اما هیچگاه نامش را بی "شادروان" نمی آورد. البته باید همه همین رویه را می داشتند ولی مع آلاف الاسوف اکثر قشر مذهبی هم تا قلم به دست می برند باید بر ایمانشان ارزید و ترسید. سومین پشتوانه ی اعتبار کار دوانی این است که کارش را بر همه ی افراد دخیل در وقایع اعم از روحانی و به قول خودش "کلاهی" هم در حین نگارش عرضه می کرد و از آنها جویای مطالب و نظرات بود و هم بعد از چاپ اغلب نسخه ای را ولو همراه با صورت حساب، اما در هر حال ارسال می نمود و علی رغم آنکه بازار هوچی گری و هیاهو از نهایت رونق برخوردار بوده و هست و کسی هم تحریم و محدودیت برایش وضع نمی کند، اما کار دوانی را همه ی اطراف نزاع - که البته آن زمان اجماع داشتند و اجتماع و نزاع هنوز در میان نبود- کاری "شرافتمندانه"، "بی غرضانه"، "خویشتندارانه" و "کما هو حقه" می یافتند (هر چهار تعبیر را از مراجع تقلید به خاطر دارم)، و بر همین مبنا هم راضی به یک کلمه سانسور در چاپ های بعدی نشد و گفت چاپ نشود بهتر است. و سرانجام مهم ترین عامل این است که کتاب "نهضت دو ماهه ی روحانیون ایران" را در همان ایام پایان غائله ی انجمن های ایالتی و ولایتی منتشر نمود و جمیع مراجع هم بر او آفرین گفتند و چون اثر مذکور هم در معرض داوری داوران بوده  و هم از شائبه ی سیاست زدگی های نامسلمانانه ی بعد از انقلاب مصون بوده، منبعی درجه ی یک و مبنای کار می تواند تلقی شود، در حالی که سایر منابع مشهور از همه ی این عوامل عمده خال اند، فی المثل نوشته ی مفصل چند جلدی خکید روحانی عاری از جمیع این ارزش هاست، هم وی اساسا در نجف بوده و از آنجا با ضرس قاطع امور ایران را حکایت کرده و قضاوت هم کرده، هم که در همان روزهای اولیه ی انتشار چهار مرجع تقلید به حدی بر آشفتند که اعلامیه ی سرگشاده به آقای خمینی صادر کردند و اکاذیب آن را مورد انتقاد تند قرار دادند، هم که وی از اساس آنقدر مغرضانه و با قلمی خارج از خط اسلام و ایمان می نویسد که انسان فطرت نباخته و طینت نمرده دچار نفرت می شود، ولو در نتایج همدل وی هم باشد.... .علی ای حال مرحوم دوانی که آقایان انقلابی ها هم نمی توانند منکر حسن نیت وی شوند یکی از سخنرانان ذروز افتتاح دار التبلیغ است و همواره هم در کنار مرجع فقید بوده و مهمش این است که با آنکه کتاب سرگذشت های ویژه ی آیت الله خمینی را نوشته و همواره مورد احترام زمامداران نظام بوده است، اما دینش را چون نفروخته، سخنانی برای بعد از خویش باز نهاده که آخرین هایش اینهایند و من مفصل در مقاله ی " شریعتمداری و رویای آشفته ی عزت روحانیت و تشیع" آنها را آورده و تحلیل کرده ام:

مي‌ديدم بي‌رحمانه دارالتبليغ (کار به آن بزرگي) را مي‌کوبند و بدون در نظر گرفتن مکافات عمل، هر تهمتي را به آن و هر کس در آن بود مي‌زنند و از روز واپسين هم شرم نداشتند. (ص 160)

بايد بگويم که طلبه هاي حوزه تا سال 1350 که من در حوزه بودم خيلي بر سر دارالتبليغ و حتي تأسيس مجله مکتب اسلام بي‌رحمانه به آقاي شريعتمداري ضربت زدند. از باب نمونه در جزوه بعثت که چند نفر پنهاني منتشر مي‌کردند، در تمام موارد وقتي از سه نفر مرجع وقت غير از امام نام مي‌بردند اين طور مي‌نوشتند: آيت‌الله گلپايگاني و آيت‌الله نجفي و آقاي شريعتمداري ... (ص 163).


شهيد مطهري هم مي‌گفت که چرا طلبه ها به نام آقاي خميني اين قدر بر ضد دارالتبليغ و بيچاره آقاي شريعتمداري سر و صدا راه انداخته و دست بردار هم نيستند (ص 164).

در پايان سخن از آيت‌الله شريعتمداري، اين را هم بگويم که در طول مدتي که من و همکاران ديگر در مکتب اسلام و دارالتبليغ با او ارتباط داشتيم، حتي يک بار هم نشد که حرکتي بر خلاف مروت از قبيل حسادت و حجاب معاصرت نسبت به ساير مراجع از وي ببينيم (ص 169).
From مدار شریعت
چکیده ی مطالب در باب دار التبلیغ:
آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در روز 11/2/1343 جهت تأسيس دارالتبليغ اسلامى در مراسم كلنگ زنى، سخنرانى پر محتوائى را ايراد كرد كه در همان ايّام چاپ و منتشر گرديد.
تأسيس دارالتبليغ اسلامى فصل نوينى را در فعّاليّت اسلامى و اجتماعى اين مرجع دور انديش شيعه گشود.

به گفته ی آقاى على دوانى، بايد گفت:
 مهم ترين كارى كه در عالم روحانيّت انجام گرفته است همانا تأسيس دارالتبليغ اسلامى قم است (اجمالى از زندگانى آيةالله شريعتمدار).

شاعرى مى‏گويد:
كارى كه در زمانه شريعتمداركرد
كمتر كس از گذشته در اين روزگار كرد
چرخاند شرع را به قرار و مدار خويش
زين روى نام خويش شريعتمدار كرد

معظّم‏له در روز 16/6/1343 طى مصاحبه‏اى كه به صورت جزوه‏اى چاپ شده، هدف خويش از تأسيس دارالتبليغ و مقدار پيشرفت كار را شرح داد.
ضمناً سخنرانى ايشان در روز 15/7/44 در مراسم افتتاح دارالتبليغ اسلامى به صورت جزوه‏اى چاپ شده است.

دارالتبليغ اسلامى كه از تبرّعات و هداياى مردم و تجّار علاقمند به شخص آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى طىّ پخش قبوض خاصّ جمع آورى و خريدارى شده بود، داراى توليت و هيئت مديره و اٌمناء خاصّ بوده و داراى شخصيّت حقوقى مي باشد و در اسفند ماه 1349 در دفتر ثبت مؤسسات غير تجارى ثبت گرديده بود تا در آينده مورد سوء استفاده ی اشخاص قرار نگيرد و متّكى به شخص نبوده و مستقل باشد (سيماى اسلام ).

دارالتبليغ اسلامى داراى يك كتابخانه ی عمومى بزرگ و نيز يك كتابخانه ی امانى و مركز انتشارات و چاپخانه و بيمارستان سهاميه و درمانگاه و مدرسه ی علميّه ی بانوان «دارالزهرا»، شعبات مختلفى در تهران و اهواز و تبريز و پاكستان و... بوده است.
از دارالتبليغ اسلامى سه مجلّه ی جالب و اسلامى به نام هاى الهادى، نسل نو، پيام شادى منتشر مي شد و در طى حيات 15 ساله ی خود ده ها نشريه ی اسلامى به زبان هاى فارسى و عربى و انگليسى در موضوعات مختلف به صورت رايگان منتشر و علاوه بر داخل كشور به بيش از 1500 مركز اسلامى در خارج از كشور توزيع مى‏گرديد (گنجينه دانشمندان ج 2 ص16).

مجلّه ی مكتب اسلام نيز كه قبلاً به دست تواناى آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى تأسيس شده بود، بعد از تأسيس دارالتبليغ اسلامى مدّتى دفتر مركزيش را در يكى از اتاق هاى دارالتبليغ مستقرّ نمود تا اينكه در سال 1347 ساختمان مستقلّى براى اين مجلّه از سوى هيئت مديره و مؤسّس عاليقدر آن تهيّه شد.
آقاى دوانى مى‏نويسد:
نمونه ی فعاليّت ديگر دارالتبليغ اسلامى، سرپرستى و اداره نمودن مجلّه ی محترم مكتب اسلام است كه به دستور حضرت آيةاللّه العظمى آقاى شريعتمدارى شروع به كار كرده و تا كنون زير نظر و تحت سرپرستى معظم له مشغول به كار است‏ (اجمالى از زندگانى آيةالله شريعتمدار ص 3).
اين بخش عبارت بود از كلاس‏هاى مختلف درسى در ساختمان مركزى.
1- در دارالتبليغ اسلامى باید دروس متنوّع بر اساس سيستم واحدى براى طلّاب حوزه ی علميّه ی قم كه فضلاى زيادى در آن آموزش ديده و به تبليغ معارف اسلام در داخل كشور پرداختند.
2- و در معهد الدراسات الاسلاميّه براى طلّاب خارجى علوم دينى‏
3- و در مدرسه ی دارالزهراء براى بانوان جهت يادگيرى علوم اسلامى
Figure 6: آیت الله ناصر مکارم شیرازی، از استادان دار التبلیغ و نویسندگان مکتب اسلام و از اعضای دفتر آیت الله العظمی شریعتمداری
اساتيد دارالتبليغ اسلامى عبارت بودند از:
آية اللّه شريعتمدارى، آية اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى،مفسّر گرانقدر مرحوم حاج سيّد مرتضى شبسترى، استاد مرتضى مطهرى، دكتر احمد بهشتى، استاد صدرالدين بلاغى، استاد محمد جواد مغْنيّه، دكتر على قائمى، استاد محمود شهابى، مرحوم دكتر مهدى حائرى يزدى، استاد جعفر سبحانى، استاد اختر عباس پاكستانى، آيةاللّه محمد كرمى، استاد حاج شيخ باقر ملكى ميانجى، دكتر احمد احمدى و...
موادّ درسى عبارت بودند از تفسير قرآن، علم التفسير، فقه استدلالى، علم رجال، عقايد و مذاهب و اديان، فن خطابه و نويسندگى و مناظره، روان شناسى، جامعه‏شناسى، فلسفه، زبان عربى و انگليسى و اردو و...
ادامه دارد

۱۳۸۹ مهر ۹, جمعه

آیت الله العظمی شریعتمداری به روایت تصویر - بخش سوم

From مدار شریعت
From مدار شریعت

From مدار شریعت
شیخ احمد کفتارو به سال 2004 از دنیا رفت

 در ویکی پدیا ذیل یکی از این عکس ها و در اکثر موارد نقل در هر کجا توضیح این عکس ها استقبال آیت الله العظمی شریعت مداری از رئیس الازهر قید شده است که صحیح نیست، شخص نامبرده شیخ احمد کفتارو نام دارد و مفتی اعظم سوریه در زمان خویش محسوب می شود. وی همان کسی است که آیت الله میرزا خلیل کمره ای در نوروز سال ۱۳۵۶ شمسی، بنا به دعوت وی که  مفتی اعظم کشور سوریه بود به دمشق عزیمت کرد و در جامع ( دانشگاه) ابی النور درباره ی اتحاد مسلمین جهان سخنرانی نمود (موقع مجمع الشيخ أحمد كفتارو) و همان کسی که همراه با روحانیون ادیان دیگر به تألیف آثاری در زمینه ی نزدیکی و دوستی میان پیروانشان می نوشت:
اسلام و مسیحیت راه های حقیقی همکاری؛ کشیش ولادیمیر روحانی ارشد تاشکند و احمد کفتارو مفتی سوریه، دو پژوهشگر علوم دینی هستند که این کتاب را به رشته تحریر در آورده اند. چاپلین نایب رئیس کلیسای ارتدکس مسکو معتقد است که در دنیا نیروهایی وجود دارند که می خواهند میان مسلمانان و مسیحیان اختلاف ایجاد کنند و چنین کتبی، نیاز جوامع امروز هستند. این کتاب سعی دارد تا نشان دهد، اسلام و مسیحیت از نظر معنوی بسیار به هم نزدیک اند و از میان ادیان، این دو بیش از همه به هم قرابت دارند. در مراسم رونمایی این کتاب که در روسیه برگزار شد، بسیاری از شخصیت های مذهبی و سیاسی به اظهار نظر پرداختند(پگاه حوزه :: 26 فروردین 1385، شماره 180).

و اگر یادتان باشد زمانی نیز همگام با آیت الله سیستانی دام ظله فتوای عدم استفاده از حکم تکفیر نسبت به مذهب مقابل را برای شیعه و سنی تجویز نمود (فروغ وحدت: از حكم تكفير استفاده نكنيد: نگاهي به فتاواي فقهي شيخ الازهر، آيت الله سيستاني و شيخ احمد كفتارو در جايز ندانستن تكفير مذاهب هشتگانه اسلامي/ ص 66 )
آری وی در سفری به لبنان با امام موسی صدر آشنا می شود که در آن زمان نماینده ی حضرت آیت الله العظمی شریعتمداری در امور شرعی نیز بود (* زار لبنان والتقى خلالها بالإمام السيد موسى الصدر رئيس المجلس الشيعي الأعلى، ودعا إلى وحدة الكلمة ورصِّ الصفوف تجاه العدو.1969) و به توصیه ی وی به دیدار آن حضرت می شتابد و به ایران می آید و در مجامع علمی قم و طهران و مشهد نیز سخنانی ایراد می کند (* زار إيران وألقى عدة محاضرات في جامعة طهران وفي (قُم) و (مشهد).1972) و بار دیگر پس از انقلاب به ایران می آید (* زار إيران للمشاركة في احتفالات الذكرى الثالثة للثورة الإسلامية في إيران وألقى عدداً من المحاضرات في عدد من الجامعات ( قم - مشهد - طهران ).1982) و بلکه در سال های واپسین حیات نیز مکرر به ایران می آید (* زار إيران لحضور المؤتمر الرابع للفكر الإسلامي الذي تقيمه منظمة الإعلام الإسلامي، وانتخب نائباً لرئيس المؤتمر، وألقى كلمة ارتجالية مهمة تحت عنوان (واقع العالم الإسلامي اليوم ومايجب أن يُعمل لإعادته لأم ...1985و * زار إيران وألقى محاضرات في عدد من جامعاتها وكان له لقاء مع كبار المسؤولين الإيرانيين.1992).
و اما در باب ملاقات و مذاکرات جالبی که میان وی و آیت الله شریعتمداری رخ داده می توانید صفحات مربوطه ی مجله ی الهادی را مطالعه فرمایید:

 یا ذیلا مطالعه کنید

۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

موضع آیت الله گلپایگانی نسبت به رحلت مظلومانه ی آیت الله شریعت مداری

 هنرور: در ذیل پست  واپسین دست نوشته ی آیت الله العظمی شریعت مداری که در بستر بیمارستان مرقوم فرمودند 


پرسش ها و پاسخ هایی در گودر پیش آمد که از این میان دو مورد را انتخاب کردم که منتقل نمایم به اینجا: 

پرسش دوم    - چرا مرحوم آیت الله گلپایگانی (رضوان الله علیه) در این مورد واکنشی نشان ندادند؟؟؟؟؟‏

پرسش سوم - در مورد «حكموا على بمنع الملاقات مطلقاً الاّ اشخاص قليلة معدودة من اقربائى» در کتاب خاطرات هاشمی اومده که حتی در بیمارستان با دستور مستقیم آقای خمینی، ایشان ممنوع الملاقات بود. در بیمارستان، یکی از علما یا دانشمندان [اون اسم اورده بود؛ اما من یادم رفته! فکر کنم آقای مهدی حائری یزدی] پاسدار را کتک زده بود و به ملاقات رفته بود! هاشمی تصمیم می گیره این خبر به هیچ وجه به گوش رهبر وقت نرسه تا...‏!‏
حضرات آیات عظام گلپایگانی، میرزا هاشم آملی، شریعتمداری و مکارم شیرازی

پاسخ به پرسش دوم: در پاسخ کامنت نخست حضرت عالی عرض کنم که حضرت آیت الله گلپایگانی:

۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

سیدصدرالدین بلاغی (1373—1290) ، و شانزده آذر

سیدصدرالدین بلاغی (1373—1290) ، و شانزده آذر



بسم الله الرحمان الرحیم.


سید صدر الدین بلاغی در سال 1290 ه. ش در نائین متولد شد.

نزد «پدر و علمای اصفهان و شیراز» به تحصیل پرداخت. در 28سالگی به مشهد و آنگاه به تهران رفت و به تبلیغ و تحقیق روی آورد.

صدر بلاغی نماینده آیت الله بروجردی در جریان ملی شدن نفت بود و پس از پیروزی انقلاب، از موسسین حزب جمهوری خلق مسلمان بود.

با پی بردن به عناصر مشکوک در حزب، مقدمات انحلال حزب را فراهم کرد و خود استعفا داد. «محمد پیامبر رحمت، قصص قرآن، ترجمه صحیفه سجادیه، محاکمه گلدزیهر صهیونیست، برهان قرآن و ترجمه وتفسیر جزء 23 قرآن » از آثار او است.

استاد بلاغی در روز پنجشنبه، اول اردیبهشت 1373 وفات یافت.


سیدصدرالدین، محمدتقی بلاغی نائینی

جنسیت: مرد

تولد و وفات: (1290 ـ ...) شمسی

نام پدر: محمدحسین حسینی عریضی

محل تولد: ایران ـ اصفهان ـ نائین

شهرت علمی و فرهنگی: فقیه، مترجم، نویسنده، خطیب و شاعر

معروف به سیدصدرالدین و مشهور به صدر بلاغی ..........


دو) شاید، «عناصر مشکوک» در بند یک الف، مفهومی ساختگی وانحرافی است، و همچنین مرحوم صدر بلاغی، شاید اصولاً از حزبی که خودش از مؤسسانش بود استعفا نداد. شاید ماجرا در واقع این بوده:

عبدالرحیم جعفری، در جستجوی صبح (خاطرات عبدالرحیم جعفری بنیانگذار مؤسسۀ انتشارات امیرکبیر)، تهران، روزبهان، دو جلد، چاپ اول 1383، چاپ دوم 1384، جلد اول:

«باری، بعد از انقلاب که حزب خلق مسلمان به رهبری آیت الله شریعتمداری (صفحه ی 583) دایر شد، صدر بلاغی نیز در بعضی مجالس این حزب سخنرانی می کرد و به همین دلیل یک روز که برای خرید لوازم منزل از خانه خارج می شود چند نفر از مخالفین حزب خلق مسلمان او را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و عمامه اش را پاره می کنند. صدر بلاغی از آن پس خانه نشین شد و پس از سالها سرانجام به راه محتوم همل بندگان خدا رفت (صفحه ی 584).


http://mouhajer.files.wordpress.com/2009/02/taleghani-mosadeg.jpg




دارالتبلیغ اسلامی

گروهی از نویسندگان جوان مجله مکتب اسلام به رهبری آیت الله شریعتمداری را باید از بنیانگزاران ایجاد این مدرسه بزرگ دینی دانست . کلنگ ساختمان دار التبلیغ در اردیبهشت 1343به زمین زده شد و در مهر ماه 1344 افتتاح گردید ، سخنرانان روز افتتاحیه آیت الله شریعنمداری و صدر بلاغی و شادروان موسی صدر بودند البته لازم به ذکر است که موسی صدر آن زمان در لبنان اقامت داشت و گهگاه به ایران سفر میکرد

..........

دارالتبلغ علیرغم مخالفینی که داشت توانست با ایجاد یک مرکز آموزشی ، طلاب جوان را با علوم انسانی – دینی آشنا کند و حتی برای طلاب خارجی نیز امکان کسب دانش فراهم سازد و برای اولین بار مرکز آموزشی برای زنان طلبه ایجاد کند.


تبلیغ خارج از کشور؛ ایشان [مرحوم آیت الله العظما بروجردی، فوت 1340 هجری ی شمسی] علاوه بر تبلیغ در داخل کشور، به نشر معارف بلند و تابناک شیعه در خارج از کشور نیز اهمیتی فوق­العاده می­داد و نمایندگانی را به اقصی نقاط دنیا روانه می­کرد.

از جمله : آقای محققی در هامبورگ آلمان، آقای صدر بلاغی در انگلستان ، آقای حاج شیخ مهدی حائری در آمریکا، آقای شریعت در پاکستان ، آقای صدر در لبنان و آقای فقیهی در مدینه و ... .35

35. خاطرات زندگی آیت الله العظمی آقای بروجردی ، علوی طباطبایی ،‌انتشارات اطلاعات ، 1341 ص 126 .



آنچه در مقدمه [ی کتاب امام علی صدای عدالت انسانی، به قلم جرج سجعان جرداق] به قلم مترجم با عنوان (آيت‌الله بروجردي و كتاب امام علي(ع)) همراه با اسناد و مدارك ذكر شده است، (ج 1 ص 33 - 44) نشان از اهميت خطير اين كتاب براي مرجع وقت شيعيان دارد كه به حساسيت سازمان امنيت كشور (ساواك) انجاميده و سبب شده است كار ترجمه تا مدتها متوقف شود و دانشمند و سخنور معروف مرحوم سيد صدرالدين بلاغي ‌به ساواك احضار شود.

شش) طبق مضمون http://www.nourizadeh.com/archives/002338.php مرحوم صدر بلاغی برای مقام مرجعیت تقلید کمتر از حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی نبود.


نوزدهم آذر ماه 1386

برابر با دهم دسامبر 2007

بمناسبت روز جهانی حقوق بشر در کانون مدافعان حقوق بشر تهران مراسمی برگزارشد.

در این مراسم ..........

سپس آقای شاه حسینی در ادامه چنین سخن گفت:

در زمان دکتر مصدق شخصی بنام محمود نریمان وجود داشت که در زمان مراسم فوت ایشان در سال 1340 فردی بنام کشاورز صدر از جبهه ملی بالای قبر نریمان که متاسفانه آن را خراب کرده اند فریاد زد ای آزادی تو چقدر مظلوم هستی که بنام تو چه ظلم هایی می کنند و باز هم دم از آزادی می زنند.

.........

در ادامه [آقای [حسین؟] شاه حسینی؟ آقای معینی فر؟] گفتند صدر بلاغی در مراسم ختم محمود نریمان چنین گفتند که ما احتیاج به اینکه حقوق انسانی را در موردمان رعایت بکنند و حقوق بشر را اجرا کنند نیز، نیاز نداریم، حقوقی که برای حیوانات قائلند برای ملت ایران قائل شوند، حقوق عادی که برای حیوانات است آن حقوق اهمیت دارد. او مثالی زد که ظرفی را پر از عسل را گذاشته اند و مقداری زنبور را روی آن قرار داده اند و زنبورها از این عسل می خورند، بیایید روی این ظرف را ببندیم، می بینیم که زنبورها خود را به در و دیوار ظرف می زنند تا خارج شوند، برای آن حیوان تا وقتی آزادی نیست عسل هم شیرین نیست.



شانزدهم آذر

قلب تپندة جنبش دانشجويی
گفت‌وگو با حسين شاه‌حسيني ـ از فعالان نهضت ملي ايران


به نقل از سايت چشم انداز ايران ـ

چشم انداز شماره 17 ـ آذر و دی 1381

..........

قرار بود سفارت انگليس قبل از شانزدهم آذر بازگشايي شود. ولي بعداً متوقف شد و بعد از شانزدهم آذر, دستور بازشدن آن را دادند و 'ديويس رايت' كاردار سفارت قرار بود به ايران برگردد. نهضت مقاومت ملي دربارة بازگشايي سفارت انگليس اعلاميه شديد‌اللحني داد. بازار, درپي زنداني و تبعيدشدن اكثريت شخصيت‌هاي آن, دوباره توسط عده‌اي از دانشجويان و بازاريان تعطيل شد و اين‌گونه اعتراض خود را به مردم ايران و جهان رساندند. در آن روز آقاسيدمهدي حاج‌قوام كه از وعاظ معروف و از انديشمندان عارف و عضو جامعة علمي تهران بود, در محل 'چهارسوق بزرگ بازار تهران' روي چهارپايه منبر رفت كه عده‌اي از روحانيون نظير آقاسيد صادق رضوي پسر آقا ميرزا سيدعلي رضوي قمي,‌ شيخ باقر نهاوندي و صدر بلاغي نيز در آنجا حضور داشتند. البته رأس اين مطلب و شاه بيت آن, ورود نيكسون به ايران بود. او به استناد يكي از آيات قرآن گفت: 'اختيارتان را به دست اجنبي و ساير اديان ندهيد. آنها به هيچ‌وجه نمي‌توانند با شما ارتباط دوستانه داشته باشند. آنها منافع شما را به خطر مي‌اندازند.' بعد از سخنراني, همان روز بازار تعطيل شد و خود من از كساني بودم كه پاي همان چهارپايه ايستاده بودم و پليس هم از طرف چهارسوق كوچك و هم از طرف بازار آهنگرها حمله كردند و آقاسيدمهدي حاج قوام و پسر آقاسيد صادق رضوي را دستگير كردند. آن دو را به زندان مهرآباد بردند, زيرا در زندان‌هاي ديگر جا نبود. در آن روز تمام بازارهاي مرتبط با چهارسوق بزرگ نظير بازار آهنگرها و بازار نجارها, به تعطيلي كشيده شد و اعتراضي هم به تجديد رابطه با انگلستان انجام گرفت. سروصداي زيادي در سطح جهان ايجاد كرد و رويداد بازار اين اميد را به دانشجويان و طبقة تحصيل‌كرده داد كه فقط آنها در صحنة سياسي نيستند, بلكه طبقة كاسب و بازاري‌ها هم در اين مرحله نقش بسيار مؤثري دارند.

.........
اولين‌بار در سال 1339 كه خانم پروانه فروهر ـ كه خدا رحمتش كند ـ سخنراني كرد, سكوت دانشگاه شكسته شد و رسماً شانزدهم آذر روز دانشجو ناميده شد


مرحوم فلسفي در بيان و جذب مخاطبان بسيار موفق بود. مرحوم صدر بلاغي در شيوه گفتار و مباحث استدلالي موفق تر از ديگران بود. من در مسجد لرزاده و سالها بعد در حسينيه ارشاد و مساجد و هيئتهاي ديگر از سخنرانيهاي او خيلي بهره بردم. او از دانشي وسيع و بياني محكم برخوردار بود.

........

هر كدام از اين مداحان در زمينة خاصي تخصص داشتند. مرحوم صدر بلاغي در زمينه زندگاني پيامبران توحيدي و مخصوصاً پيامبر اسلام (ص) آگاهي بسيار داشت. در سخنرانيهاي خود را از واژه هاي فخيم و زيبا استفاده مي كرد. مرحوم فلسفي بيشتر در زمينه تعليم و تربيت سخن مي گفت. آقاي وحيد خراساني بسيار جالب سخن مي گفت. مرحوم انصاري بسيار شيرين حرف مي زد و مخصوصاً اينكه در ضمن سخنراني گاه لطيفه هاي جالبي هم مي گفت و همه را مي خنداند.


مرحوم صدر بلاغي به پيامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، علاقه عجيبي داشت. در يكي از سخنرانيهايش مي گفت كه حتي براي شناخت شخصيت پيامبر اسلام (ص) قرآن به بهترين شكل او را معرفي كرده است. او مي گفت كه قرآن كريم حضرت محمد (ص) را پيامبر مرسل، رسول الله، نذير مبين، بشير و ندير، رحمة للعالمين و خاتم النبيين ناميده است و بعد به توصيف هر كدام از اين اسامي مي پرداخت. كتاب قصص قرآن، نخستين كتابي بود كه من از مرحوم صدر بلاغي خواندم و تأثيري شگفت بر من داشت. در اين كتاب زندگاني پيامبران به زبان نسبتاً روان براي خواننده شرح داده مي شود. من دو بار اين كتاب را خواندم. البته اين كتاب ترجمه و تأليف است ولي هر چه باشد من دو بار آن را خواندم. مرحوم صدر بلاغي در سخنرانيهاي خود سفارش مي كرد كه براي شناختن پيامبران همان بهتر است كه به قرآن رجوع كنيم.

..........

برخي معتقدند مرحوم فلسفي از نظر سياسي ديدگاههايي مانند ديدگاهها و مواضع مرحوم صدر بلاغي نداشت. اين حرف كاملاً درست است. مرحوم صدر بلاغي از طرفداران نهضت ملي بود. فراموش نمي كنم كه وقتي مرحوم كريم آبادي از اعضاي جبهه ملي در زندان بود متأسفانه دختر نوجوان ايشان فوت كرد. در مسجدي نزديك سرچشمه جلسة يادبودي برگزار شد. مرحوم كريم آبادي را همراه چند پليس از زندان آوردند. بسياري از فرزانگان از جمله مرحوم غلام رضا تختي در آن جلسه شركت كردند. مرحوم صدر بلاغي منبر رفت و ضمن تسليت به كريم آبادي از ضرورت آزادي در جامعه و مصيبتهاي استبداد مي گفت و ثابت كرد كه راه انبياء راه آزاد ساختن انسانها از بندگي غير خداست. هر كس در راه آزادي انسانها بكوشد در واقع همان راه انبياء را مي پيمايد.

ده) طبق مضمون http://www.shahrvandemrouz.com/content/7398/print.aspx به قلم سیدمحمد ثقفی، از شاگردان مستقیم مرحوم صدر بلاغی، مرحوم فلسفی نظرش درباره ی ملی شدن نفت ممتنع (و در واقع منفی؟) بود، و صدر بلاغی و تعدادی از علمای دیگر، نظرشان مثبت بود.


پس از پيروزی انقلاب، احزاب متعددی در ايران تأسيس شد که از جملۀ آن‌ها حزب جمهوری اسلامی و حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان ايران بود که در هيئت مؤسسان آن، رجال دينی محترمی چون استاد صدر بلاغی و سیّد غلام‌رضا سعيدی و امثال ايشان بودند که در ۲۲ اسفند ۵۷، طی نامه‌ای، از آيت‌الله العظمی شريعتمداری پيرامون تشکيل آن نظرخواهی نمودند و ايشان نيز در پاسخ، مرقوم فرمودند که: «عضويت در اين حزب و ساير احزاب اسلامی که زير نظر جامعۀ روحانیّت فعالیّت دارند، نه تنها بلامانع، بلکه يک وظيفۀ اسلامی و ملّی است. از خداوند متعال توفيق همۀ احزاب اسلامی را در راه برقراری جمهوری اسلامی خواستارم.»


........

آيت‌الله العظمی شريعتمداری در سخنرانی خود در روز ۳/۸/۵۸، خطاب به نمايندگان اساتيد دانشگاه‌های ايران فرمودند:

امروز هرکس انتقاد کند، می‌گويند ضدانقلاب است. در صورتی که به‌نظر ما، هرکس انتقاد را گوش نکند، او ضدانقلاب است. (۱۵




مولوی محمد نبی محمدی رهبر حرکت انقلاب اسلامی که وکیل مردم لوگر در مجلس شورا بود، در جلسه رای اعتماد به کابینه نوراحمد اعتمادی تلخیصی مفصل از کتاب برهان قرآن نوشته صدر بلاغی را که علیه افکار و اندیشه های مارکسیستی نوشته شده است، به نام خود قرائت کرد و در پایان هم بهاعتمادی صدر اعظم رای اعتماد داد. از قضا این صدراعظم کسی بود که در خفا از پرچمی ها حمایت کرد و مورد اعتماد شوروی ها نیز بود.

سیزده) ظاهراً منظور از علامه بلاغی، در بیشتر موارد مرحوم محمدجواد بلاغی است، و در موارد کمتر، مرحوم صدر بلاغی (سیدصدرالدین بلاغی).



+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 13:37 توسط سیدعباس سیدمحمدی

| آرشیو نظرات
"