‏نمایش پست‌ها با برچسب آیة الله العظمی خوئی قدس سره. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آیة الله العظمی خوئی قدس سره. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

فقه سیاسی آیت الله العظمی خویی قدس الله نفسه -4: نقد ادله ی ولایت فقیه


آيت الله خوئی قدس سره در جوانی

اشاره:
هنرور: مع الاسف اصرار برخی از اهل فضل در جعل آراء و فتاوای مرحوم حضرت آية الله العظمی خوئی قدس الله نفسه الزکية و ايشان را از قائلان به نظريه ی ولايت مطلقه ی انتصابی قلمداد نمودن، ادامه يافته و اين امر هيچ عقلانيتی هم در پس خود ندارد، چون نه ايشان در قيد حياتند تا از مقلدين ايشان هراسناک شوند، نه کسی جندان تبليغ و ترويجی از آراء ايشان در مطبوعات يا رسانه ها نموده که واکنش به آن نشان داده شود و از سويی اکثر قريب به اتفاق مراجع معظم تقليد و مدرسان دروس خارج و سطوح عاليه ی حوزه های مقدسه ی قم و مشهد از تلامذه ی ايشانند و آشنايی کامل به مباني و آثار معظم له دارند و در حالی که نه خدای ناخواسته طرفداران نظريه ی رسمی حکومت تقليل يافته و نه مخالف معتنا بهی بر مخالفان آن افزون شده، نمی دانم چه اصراری بر اين مدعای يضحک به الثکلی در بين هست. از یک طرف هنوز عده ای در زندان به سر می برند که جرمشان انتشار و پخش رساله ی توضيح المسائل مرحوم امام خوئی قدس الله نفسه است و اين کمترين دو نفر را خودم در سالن 1 اندرزگاه شماره ی 7 زندان اوين در دو سال پيش ديدم که يکی را مستقيما از گزينش استخدامی به جرم آنکه علنا مقلد آية الله خوئی بوده آورده بودند و دومی کتابفروش بوده و رساله ی معظم له را ميان کتاب ها داشته است، اولی را در سال 62 و دومی را به سال 65 آورده بودند و هر دو تا 6 ماه پيش که خبر گرفتم آنجا بودند. و اين سرکوب مرجعيت و استبداد بر دین و ايمان مردم مسلمان به بهانه ی اين امر انجام می گرفت که ايشان قائل به ولايت فقيه نبودند، ديگر چه مهم که ايشان اين نظر را از روزگاری داشته اند که آية الله خمينی هنوز مجتهد هم نبودند، يا چه مهم که آية الله خوئی درخواست آية الله شيرازی را هنگام دستگيری آية الله خويی قبول کرده و طي تلگرافی به شاه اعتراض حوزه ی علميه ی نجف نسبت به دستگيری حجة الاسلام خمينی را به اعتراض علمای مهاجر اضافه کرده و اعلام نمودند؟ مگر مهم است؟ اما این ديگر شوخی بی مزه ای است که ايشان را هم در زمره ی خود قلمداد کنند و بر آن پای بفشارند.
ذيلا بحثی از مرجع فقيد در درس های اجتهاد و تقليد ايشان را ملاحظه می فرماييد که جلسه ی بعدی آن را قبلا نقل کرده ام (+):

۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

استدلال آیت الله خویی بر جواز سیگار کشیدن برای اشخاص روزه دار



السادس : الغبار الغليظ \ إلحاق البخار الغليظ ودخان التنباك ونحوه بالغبار الغيظ

تحلیل هایی از فتاوا و آراء آیة الله العظمی سیستانی دام ظله راجع به ولایت فقیه - 1

منبع: موسسه پژوهشی فرهنگی فهیم » نویسنده: کاظم قاضی زاده » به تاریخ: در يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ » عنوان اصلی مقاله : آیت الله العظمی سیستانی و ولایت فقیه



اشاره: جدیداً سایت تابناک با عنوان "سه پاسخ محکم آیت الله العظمی سیستانی پیرامون ولایت فقیه" سه سؤال و پاسخ را از سایت ایشان انتشار داده است

آیة الله العظمی سید علی حسینی سیستانی دامت برکاته
(یادداشت ها و برداشت ها)
بسمه تعالی
آیت الله العظمی سیستانی و ولایت فقیه
کاظم قاضی زاده
جدیداً سایت تابناک با عنوان "سه پاسخ محکم آیت الله العظمی سیستانی پیرامون ولایت فقیه" سه سؤال و پاسخ را از سایت ایشان انتشار داده است و از آنها این گونه برداشت کرده است که گویا دیدگاه ایشان و مرحوم امام خمینی‌(ره) با هم منطبق است و ایشان نیز به ولایت فقیه به قرائت امام خمینی (ره) قائل هستند. مراجعة به سئوالها و جوابها نشانگر آن است که دیدگاه ایشان نه موافقت کامل با نظریه امام داردو نه مخالفت کامل.در ابتدا متن استفتائات را نقل و سپس نکاتی که از این سئوالها و جوابها برداشت می‌شود را ذکر می کنیم:

1.سؤال: آیا ولایت فقیه تحقیقی است یا تقلیدی ؟
پاسخ: تقلیدی است

2.سؤال: نظر شما راجع به ولايت فقيه چيست؟
پاسخ: ولايت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبيه خوانده می شود برای هر فقيهی که جامع شرايط تقليد باشد ثابت است . و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقيه و هم در شرايط به کار بستن ولايت امور ديگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنين.

3.سؤال: می خواستم بدانم اگر حکم مرجع تقليدی با حکم ولی فقيه فرق داشت مقلد بايد از کدام اطاعت کند؟
پاسخ: حکم کسی [که ] ولايت شرعی دارد در امور عامّه که نظام جامعه و معاش مردم بر آن مبتنی است بر همه نافذ است حتی بر مجتهدين ديگر مگر اينکه علم به خطا بودن آن يا مخالفتش با آنچه از کتاب و سنت قطعاً ثابت شده داشته باشد .«1»

۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

فقه سیاسی آیة الله العظمی خوئی قدس الله نفسه - 3: تکذیب اظهارات راجع به اعتقادمعظم له به ولایت فقیه

ولایت فقیه - ویکی‌گفتاورد
«نظریهٔ ولایت مطلقه فقیه یک بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی است
نمی خواستم این تعبیر را نقل کنم ولی دوست فرهیخته ی ما در درس مرحوم آیة الله فاضل، با آن قدرت فقهی و مطالعه ای که از ایشان سراغ دارم وقتی نقل قول از آیة الله خویی می کند که : آیت الله خویی گفته بود اگر قرار باشد کسی در جامعه اسلامی حکومت کند کسی اولاتر از ولایت فقیه ناچارم در پاسخ خواننده ای که قبلا به او گفته ام آیة الله خویی مخالف بوده اند، در برابر اظهار تردید طبیعی اش پس از خواندن این خبر، جمله ای را که سه منبع نقل کرده اند که معتبرند نقل کنم و به دوست محققمان هم عرض کنم که با اینهمه فقیه حکومتی و غیر حکومتی طرفدار نظریه تان و با اینهمه کتاب و جزوه و جلسه تان باز خودتان را نیازمند و محتاج این می بینید که یک مخالف معتبر را هم جزو مویدات خود جای دهید؟ باور بفرمایید که هم خودتان چوپان دروغ گو و مردم بدبین می شوند و هم که نظریه تان سست جلوه می کند و کسی که آگاه نباشد آن را بی مایه قلمداد می کند، وقتی تکاپو و تقلای شمایان را می بیند و تازه در آن ناراست می یابد. بگذریم که قبل از انقلاب دروغ گناهی بود که عدالت گوینده اش را ولو برای اقامه ی جماعت سلب می نمود و هرجند امروزه جزو شرائط عمومی اداری و استخدامی و گزینشی و سفارشی است اما ملاحظه ی کسانی را که العیاذ بالله از اهل فتنه و طاغوتی اند و تفکر قدیمی دارند، بفرمایید چون قاعدتا خطابتان با آنهاست و الا بقیه ی ملت که بحمد الله سراسر ذوبند در ولایت و شبهه ای ندارند و مقلد آقای خویی هم نیستند.
تفصیل نظریه ی آیة الله خویی را هم به خوانندگان باز توصیه می کنم و هم حضرتعالی که قطعا دچار نسیانی لحظه ای و توطئه آمیز شده بودید که ظاهرا در آن جامعه و جمع اپیدمی خطرناک مشکوکی است که بین اعضا مرتبا قربانی می گیرد، مرور بفرمایید:

ولاية الفقيه في الاُمور الحسبيّة

در آنجا از زبان خود ایشان می شنوید که:
أن الولاية لم تثبت للفقيه في عصر الغيبة بدليل وإنما هي مختصة بالنبي والأئمة
با هیچ دلیلی ولایت برای فقیه قابل اثبات نیست و ولایت صرفا اختصاص دارد به پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام

۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

فقه سیاسی آیة الله العظمی خوئی قدس الله نفسه - 2: ولاية الفقيه في الاُمور الحسبيّة


 http://www.al-khoei.us/edara/pic/sira01.jpg

الكتاب : التنقيح في شرح العروة الوثقى-الجزء الاول:التقليد   ||   القسم : الفقه   ||   القرّاء : 1150
فذلكة الكلام :
   أن الولاية لم تثبت للفقيه في عصر الغيبة بدليل وإنما هي مختصة بالنبي والأئمة (عليهم السّلام) ، بل الثابت حسبما تستفاد من الروايات أمران : نفوذ قضائه وحجية فتواه ، وليس له التصرف في مال القصّر أو غيره مما هو من شؤون الولاية إلاّ في الأمر الحِسبي فإن الفقيه له الولاية في ذلك لا بالمعنى المدعى ، بل بمعنى نفوذ تصرفاته بنفسه أو بوكيله وانعزال وكيله بموته ، وذلك من باب الأخذ بالقدر المتيقن لعدم جواز التصرف في مال أحد إلاّ بإذنه ، كما أن الأصل عدم نفوذ بيعه لمال القصّر أو الغيّب أو تزويجه في حق الصغير أو الصغيرة ، إلاّ أنه لما كان من الاُمور الحِسبية ولم يكن بدّ من وقوعها في الخارج كشف ذلك كشفاً قطعياً عن رضى المالك الحقيقي وهو الله (جلّت عظمته) وأنه جعل ذلك التصرف نافذاً حقيقة ، والقدر المتيقن ممن رضى بتصرفاته المالك الحقيقي ، هو الفقيه الجامع للشرائط فالثابت للفقيه جواز التصرف دون الولاية