هنرور) هفتم.
آیا جدیدا در جواب استفتاء می نویسند "از رهبر اطاعت کن!"؟
دستخط ایشان جواب آیت الله محفوظی در رابطه با قمه زنی:
« اقامه عزاداری حسین بن علی علیه السلام از افضل طاعات است ، از آنچه که موجب وهن است باید پرهیز شود و اطاعت ولی امر مسلمین لازم است »
هنرور) هشتم.
از خاطرات آقای سید محمد ناظم زاده
23 / 1/ 89 : شب مهمان آقا مجتبی فیض (داماد آیت الله منتظری) بودم. به اتفاق حاج سعیدآقا منتظری، و آقایان حجتی، علی گلسرخی و همچنین یک شیخ عزیز و محترم.
به یاد آن قدیمها که بیشتر با هم بودیم، با این دوستان و دیگر دوستان، فارغ از دنیا و مافیها و آزاد از هفت دولت، آزاد از هر بند و محدودیت، در شهر خودم که هیچ کجا غیر از مشاهد مشرفه به پایش نمی رسد، و آن حرم با صفایش و آن بهترین دوستم فاطمه معصومه، که من آزاد شده آن دوشیزهام.
تقریبا ساعت 9 شب تا 2 بامداد نشستیم و گفتیم و خوردیم و شنیدیم، از هر دری حرفی، از گذشته و حال، از دین و سیاست، از مزاح و درد.
(....)
موضوع دیگه این بود که آیت الله محفوظی بعد از فوت آیت الله علی صافی، تقریبا جانشین ایشون شده، و در دفتر مرحوم آیت الله بهجت جلوس کرده، تا اینجاشو می دونستم. ولی شنیدم که در حال چاپ رساله عملیه بوده که دادگاه ویژه روحانیت ورود کرده که این کار(یعنی چاپ رساله و ترویج ایشون برای مرجعیت) دیرتر صورت بگیره و عجله ای در کار نباشه.
خب آن چیزی که بنده عرض کردم که بگویم یا نگویم، گفته شد و آقای سید محمد ناظم زاده ی عزیز خودشان نقل نمودند و درد سری برای شیخ عزیز و محترم ایجاد نکردند.


هنرور) نهم.
از کامنت های ذیل خبر اعلام مرجعیت
ارسال: شنبه11 اردیبهشت 1389/ 3:3ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=11101
ارسال: شنبه11 اردیبهشت 1389/ 3:3ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=11101
ليلا[13 اردیبهشت 1389]
ميخواهم حظوري شما را ملاقات کنم . واقعا به کمکتان احتياج دارم.
ميخواهم حظوري شما را ملاقات کنم . واقعا به کمکتان احتياج دارم.
[12 اردیبهشت 1389]
مرحوم آيت الله بهجت مرحوم آيت الله العظمي آقاي حاج آقا علي صافي را اعلم ميدانستند اما پس از فوت ايشان با زرنگي خاص علي بهجت فرزند وسط آيت الله بهجت دفتر را باز نگه داشتند و آنرا زير نظر آقاي محفوظي کردند تا وجوهات کماکان به آنجا ارسال شود اما اين سوال مطرح ميشود که اگر آقاي محفوظي مرجع بود چرا آقاي بهجت همان وقت اورا معرفي نکرد و يا ايشان يکباره در اين چند ماهه اعلم شدند!!!!؟؟؟؟؟
مرحوم آيت الله بهجت مرحوم آيت الله العظمي آقاي حاج آقا علي صافي را اعلم ميدانستند اما پس از فوت ايشان با زرنگي خاص علي بهجت فرزند وسط آيت الله بهجت دفتر را باز نگه داشتند و آنرا زير نظر آقاي محفوظي کردند تا وجوهات کماکان به آنجا ارسال شود اما اين سوال مطرح ميشود که اگر آقاي محفوظي مرجع بود چرا آقاي بهجت همان وقت اورا معرفي نکرد و يا ايشان يکباره در اين چند ماهه اعلم شدند!!!!؟؟؟؟؟
معمم[12 اردیبهشت 1389]
از حوزه هاي علميه و بخصوص علما بابت روند افزايشي توليد مرجع تقليد ممنونم .
همچنين از مردم که دارند هي گيج مي شوند مي خواهم براي فرج دعا کنند !
از حوزه هاي علميه و بخصوص علما بابت روند افزايشي توليد مرجع تقليد ممنونم .
همچنين از مردم که دارند هي گيج مي شوند مي خواهم براي فرج دعا کنند !
علي[12 اردیبهشت 1389]
آقاي بهجت شيخ علي آقاي صافي رو معرفي کردند که چند وقت پيش فوت کردند
آقاي بهجت شيخ علي آقاي صافي رو معرفي کردند که چند وقت پيش فوت کردند
نعمت[12 اردیبهشت 1389]
انتخاب مرجع تقلید اختیاری هست و هر انسانی بر اساس تحقیقی که میکند مختار است تا کسی را به عنوان مرجع تقلید خود انتخاب کند،دوستانی که سخنان حضرت آیت الله مکارم را خوب متوجه نشدند حرف ایشان برای دفاتر مراجع بوده نه برای مقلدان،
درضمن مرجعیت وصیتی! و موروثی نیست من خواهش میکنم در مسائل دینی دقت بیشتری کنیم و با احساسات افراطی عمل نکنیم.
انتخاب مرجع تقلید اختیاری هست و هر انسانی بر اساس تحقیقی که میکند مختار است تا کسی را به عنوان مرجع تقلید خود انتخاب کند،دوستانی که سخنان حضرت آیت الله مکارم را خوب متوجه نشدند حرف ایشان برای دفاتر مراجع بوده نه برای مقلدان،
درضمن مرجعیت وصیتی! و موروثی نیست من خواهش میکنم در مسائل دینی دقت بیشتری کنیم و با احساسات افراطی عمل نکنیم.
بهزاد حيدري[11 اردیبهشت 1389]
بنا به نظر مراجع بقا بر تقليد مجتهد اعلم جايز است و بنا به فرمايش آيت الله بهجت آيت الله صافي اعلم بودند حالا ايا ميشود از اقاي صافي عدول کردثانيا ايا جناب اقاي محفوظي به علميت حضرات بهجت و صافي ميرسد
بنا به نظر مراجع بقا بر تقليد مجتهد اعلم جايز است و بنا به فرمايش آيت الله بهجت آيت الله صافي اعلم بودند حالا ايا ميشود از اقاي صافي عدول کردثانيا ايا جناب اقاي محفوظي به علميت حضرات بهجت و صافي ميرسد
[11 اردیبهشت 1389]
سلام
اين اشتباه است که فعاليت مراجع پس از فوت شان
چند وقت پيش خودتون خبرش را از ايت الله مکارم نوشتين
سلام
اين اشتباه است که فعاليت مراجع پس از فوت شان
چند وقت پيش خودتون خبرش را از ايت الله مکارم نوشتين
[11 اردیبهشت 1389]
مگه مرحوم آیت الله بهجت به تقلید آقای محفوظی وصیت کرده است که از خود این چنین فتوا می دهید؟
مگه مرحوم آیت الله بهجت به تقلید آقای محفوظی وصیت کرده است که از خود این چنین فتوا می دهید؟
هنرور.
دهم.
در همین ارتباط بخوانید:

اما دوستانی که اهل "فلسفه ی تحلیلی" هستند مقاله های مربوط به "اتمیزم منطقی" را در "عرفان و منطق" را بخوانند که البته نطفه ای گذرا هستند که وقتی به ویتگنشتاین می رسند و با نبوغ وی می آمیزند، "رساله ی منطقی- فلسفی" را می زایند که "پوزیتیویزم منطقی"،"حلقه ی وین"، "فلسفه ی تحلیلی"، "فلسفه ی زبان" همه از فرزندان مشروع و نامشروع همین پیوندند، هر چند که راسل جا می ماند و با کتاب بعدی آدم به شک می افتد که آیا خودش "اتمیزم منطقی" خود را نفهمیده بوده؟ عبرت بگیریم از مردی که بیش از حد -به اقتضای تغییرات سیاسی و اجتماعی پیرامونش فلسفه اش را تعویض کرد و خود را خسته و متزلزل یافت. دوستانی که می خواهند یک دوره ی جدی و دلچسب فلسفه ی غرب بخوانند کتاب راسل را دانلود کنند منتهی در نظرشان باشد که مباحث مربوط به افلاطون، به اقتضای نتایجی که راسل لازم دارد، تحریف معنوی دارند و تفسیر به رأی شده اند-این را من نمی گویم، اهل فن اظهار می کنند-، فصوب مربوط به کانت و هگل هکذا، و اساسا ایدئالیزم آلمانی وارونه بازنموده شده، کما اینکه فلسفه های به اصطلاح بنده "واکنش به هگل"، یعنی نیچه و شوپنهاور و کیرکگارد، از استبداد راسل در تفسیر بی نصیب نیستند، در عوض در باب لایبنیتز و بلکه کلا دکارت و کارتیزان ها (اسپینوزا، لایبنیتز) و... بدیع و اصیل و در مورد سنت فلسفی آکادمیک در بریتانیا بسیار ارزشمند است. کلا کتاب عالی و مهمی است، اما نه به مثابه ی محور و مبنای فلسفه دانی و فلسفه خوانی-البته تاریخ فلسفه به معنای مورد نظر شاید فقط کاپلستون باشد به فارسی)
عبرت بگیریم از مردی که بیش از حد -به اقتضای تغییرات سیاسی و اجتماعی پیرامونش فلسفه اش را تعویض کرد و خود را خسته و متزلزل یافت.
حافظه ام ته کشید
ضمنا من هیچ اطلاع درست و حسابی در مورد راسل متاسفانه ندارم، و الا در خدمت گذتری کوتاهی نمی کردم. خلاصه ی مطلب "عوارض تعویض فلسفه و فکر با امواج روزمره ی جریانات عالم بیرون" بود کخه با اون جمله مد نظرم بود.
راستی الان یادم افتاد که توی انگلیسی ش که من دارم "اتمیزم منطقی" در عرفان و منطق چاپ شده ولی انگار توی فارسی رفته یه جا دیگه و به ضمیمه ی یه کتاب دیگری انگار چاپ شده. نگاه می کنم تو کتابخانه و میگم. فعلا که کمردرد نمیذاره تکون بخورم.