ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۱۸, یکشنبه

آیت الله شریعتمداری به روایت تصویر - بخش چهارم: دار التبلیغ اسلامی-یک

هنرور:
استاد علی دوانی یکی از انگشت شمار مورخان صادق و صریح روحانیت و انقلاب اسلامی است و اهل فن خود می دانند که صدها خاطرات و تاریخ نگاری ها از روی آثار وی کپی برداری شده اند. اهمیت دوانی به عنوان منبع یکی در این است که دوانی "شهادت شرعی" بر آنچه خود در آن حاضر و بر آن ناظر بوده می دهد و ما می توانیم کلام وی را به عنوان شهادت یکی از دو عادل، یا خبر واحد اخذ کنیم (البته سروران ما به خبر واحد مقامات رژیم صهیونیستی هم اخذ می کنند و با آن مراجع تقلید را محکوم می کنند!!)، ثانیا که دوانی تا حد زیادی روحیه ی آکادمیک و منشی آزاد اندیش از خویش نشان داده که رک بگویم بر خلاف عرف آخوندی رایج است و البته نام آخوندیش "حریت" است، فی المثل با آنکه خود مرید مرحوم کاشانی و از نزدیکان مکی بوده است و حتی منبر ختم مکی را وی رفته، اما آنطور که در واقع قاعده ی مسلمانی است (منتهی امروزه استثناء شده) در عین ذکر فضایل آنان، "نه معایبشان"، بلکه "فضایل و خدمات" حریفان و رقیبانشان را هم در کنار همان کلمات همواره می افزاید و فی المثل با آنکه منتقد مرحوم مصدق است، اما هیچگاه نامش را بی "شادروان" نمی آورد. البته باید همه همین رویه را می داشتند ولی مع آلاف الاسوف اکثر قشر مذهبی هم تا قلم به دست می برند باید بر ایمانشان ارزید و ترسید. سومین پشتوانه ی اعتبار کار دوانی این است که کارش را بر همه ی افراد دخیل در وقایع اعم از روحانی و به قول خودش "کلاهی" هم در حین نگارش عرضه می کرد و از آنها جویای مطالب و نظرات بود و هم بعد از چاپ اغلب نسخه ای را ولو همراه با صورت حساب، اما در هر حال ارسال می نمود و علی رغم آنکه بازار هوچی گری و هیاهو از نهایت رونق برخوردار بوده و هست و کسی هم تحریم و محدودیت برایش وضع نمی کند، اما کار دوانی را همه ی اطراف نزاع - که البته آن زمان اجماع داشتند و اجتماع و نزاع هنوز در میان نبود- کاری "شرافتمندانه"، "بی غرضانه"، "خویشتندارانه" و "کما هو حقه" می یافتند (هر چهار تعبیر را از مراجع تقلید به خاطر دارم)، و بر همین مبنا هم راضی به یک کلمه سانسور در چاپ های بعدی نشد و گفت چاپ نشود بهتر است. و سرانجام مهم ترین عامل این است که کتاب "نهضت دو ماهه ی روحانیون ایران" را در همان ایام پایان غائله ی انجمن های ایالتی و ولایتی منتشر نمود و جمیع مراجع هم بر او آفرین گفتند و چون اثر مذکور هم در معرض داوری داوران بوده  و هم از شائبه ی سیاست زدگی های نامسلمانانه ی بعد از انقلاب مصون بوده، منبعی درجه ی یک و مبنای کار می تواند تلقی شود، در حالی که سایر منابع مشهور از همه ی این عوامل عمده خال اند، فی المثل نوشته ی مفصل چند جلدی خکید روحانی عاری از جمیع این ارزش هاست، هم وی اساسا در نجف بوده و از آنجا با ضرس قاطع امور ایران را حکایت کرده و قضاوت هم کرده، هم که در همان روزهای اولیه ی انتشار چهار مرجع تقلید به حدی بر آشفتند که اعلامیه ی سرگشاده به آقای خمینی صادر کردند و اکاذیب آن را مورد انتقاد تند قرار دادند، هم که وی از اساس آنقدر مغرضانه و با قلمی خارج از خط اسلام و ایمان می نویسد که انسان فطرت نباخته و طینت نمرده دچار نفرت می شود، ولو در نتایج همدل وی هم باشد.... .علی ای حال مرحوم دوانی که آقایان انقلابی ها هم نمی توانند منکر حسن نیت وی شوند یکی از سخنرانان ذروز افتتاح دار التبلیغ است و همواره هم در کنار مرجع فقید بوده و مهمش این است که با آنکه کتاب سرگذشت های ویژه ی آیت الله خمینی را نوشته و همواره مورد احترام زمامداران نظام بوده است، اما دینش را چون نفروخته، سخنانی برای بعد از خویش باز نهاده که آخرین هایش اینهایند و من مفصل در مقاله ی " شریعتمداری و رویای آشفته ی عزت روحانیت و تشیع" آنها را آورده و تحلیل کرده ام:

مي‌ديدم بي‌رحمانه دارالتبليغ (کار به آن بزرگي) را مي‌کوبند و بدون در نظر گرفتن مکافات عمل، هر تهمتي را به آن و هر کس در آن بود مي‌زنند و از روز واپسين هم شرم نداشتند. (ص 160)

بايد بگويم که طلبه هاي حوزه تا سال 1350 که من در حوزه بودم خيلي بر سر دارالتبليغ و حتي تأسيس مجله مکتب اسلام بي‌رحمانه به آقاي شريعتمداري ضربت زدند. از باب نمونه در جزوه بعثت که چند نفر پنهاني منتشر مي‌کردند، در تمام موارد وقتي از سه نفر مرجع وقت غير از امام نام مي‌بردند اين طور مي‌نوشتند: آيت‌الله گلپايگاني و آيت‌الله نجفي و آقاي شريعتمداري ... (ص 163).


شهيد مطهري هم مي‌گفت که چرا طلبه ها به نام آقاي خميني اين قدر بر ضد دارالتبليغ و بيچاره آقاي شريعتمداري سر و صدا راه انداخته و دست بردار هم نيستند (ص 164).

در پايان سخن از آيت‌الله شريعتمداري، اين را هم بگويم که در طول مدتي که من و همکاران ديگر در مکتب اسلام و دارالتبليغ با او ارتباط داشتيم، حتي يک بار هم نشد که حرکتي بر خلاف مروت از قبيل حسادت و حجاب معاصرت نسبت به ساير مراجع از وي ببينيم (ص 169).
From مدار شریعت
چکیده ی مطالب در باب دار التبلیغ:
آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى در روز 11/2/1343 جهت تأسيس دارالتبليغ اسلامى در مراسم كلنگ زنى، سخنرانى پر محتوائى را ايراد كرد كه در همان ايّام چاپ و منتشر گرديد.
تأسيس دارالتبليغ اسلامى فصل نوينى را در فعّاليّت اسلامى و اجتماعى اين مرجع دور انديش شيعه گشود.

به گفته ی آقاى على دوانى، بايد گفت:
 مهم ترين كارى كه در عالم روحانيّت انجام گرفته است همانا تأسيس دارالتبليغ اسلامى قم است (اجمالى از زندگانى آيةالله شريعتمدار).

شاعرى مى‏گويد:
كارى كه در زمانه شريعتمداركرد
كمتر كس از گذشته در اين روزگار كرد
چرخاند شرع را به قرار و مدار خويش
زين روى نام خويش شريعتمدار كرد

معظّم‏له در روز 16/6/1343 طى مصاحبه‏اى كه به صورت جزوه‏اى چاپ شده، هدف خويش از تأسيس دارالتبليغ و مقدار پيشرفت كار را شرح داد.
ضمناً سخنرانى ايشان در روز 15/7/44 در مراسم افتتاح دارالتبليغ اسلامى به صورت جزوه‏اى چاپ شده است.

دارالتبليغ اسلامى كه از تبرّعات و هداياى مردم و تجّار علاقمند به شخص آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى طىّ پخش قبوض خاصّ جمع آورى و خريدارى شده بود، داراى توليت و هيئت مديره و اٌمناء خاصّ بوده و داراى شخصيّت حقوقى مي باشد و در اسفند ماه 1349 در دفتر ثبت مؤسسات غير تجارى ثبت گرديده بود تا در آينده مورد سوء استفاده ی اشخاص قرار نگيرد و متّكى به شخص نبوده و مستقل باشد (سيماى اسلام ).

دارالتبليغ اسلامى داراى يك كتابخانه ی عمومى بزرگ و نيز يك كتابخانه ی امانى و مركز انتشارات و چاپخانه و بيمارستان سهاميه و درمانگاه و مدرسه ی علميّه ی بانوان «دارالزهرا»، شعبات مختلفى در تهران و اهواز و تبريز و پاكستان و... بوده است.
از دارالتبليغ اسلامى سه مجلّه ی جالب و اسلامى به نام هاى الهادى، نسل نو، پيام شادى منتشر مي شد و در طى حيات 15 ساله ی خود ده ها نشريه ی اسلامى به زبان هاى فارسى و عربى و انگليسى در موضوعات مختلف به صورت رايگان منتشر و علاوه بر داخل كشور به بيش از 1500 مركز اسلامى در خارج از كشور توزيع مى‏گرديد (گنجينه دانشمندان ج 2 ص16).

مجلّه ی مكتب اسلام نيز كه قبلاً به دست تواناى آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى تأسيس شده بود، بعد از تأسيس دارالتبليغ اسلامى مدّتى دفتر مركزيش را در يكى از اتاق هاى دارالتبليغ مستقرّ نمود تا اينكه در سال 1347 ساختمان مستقلّى براى اين مجلّه از سوى هيئت مديره و مؤسّس عاليقدر آن تهيّه شد.
آقاى دوانى مى‏نويسد:
نمونه ی فعاليّت ديگر دارالتبليغ اسلامى، سرپرستى و اداره نمودن مجلّه ی محترم مكتب اسلام است كه به دستور حضرت آيةاللّه العظمى آقاى شريعتمدارى شروع به كار كرده و تا كنون زير نظر و تحت سرپرستى معظم له مشغول به كار است‏ (اجمالى از زندگانى آيةالله شريعتمدار ص 3).
اين بخش عبارت بود از كلاس‏هاى مختلف درسى در ساختمان مركزى.
1- در دارالتبليغ اسلامى باید دروس متنوّع بر اساس سيستم واحدى براى طلّاب حوزه ی علميّه ی قم كه فضلاى زيادى در آن آموزش ديده و به تبليغ معارف اسلام در داخل كشور پرداختند.
2- و در معهد الدراسات الاسلاميّه براى طلّاب خارجى علوم دينى‏
3- و در مدرسه ی دارالزهراء براى بانوان جهت يادگيرى علوم اسلامى
Figure 6: آیت الله ناصر مکارم شیرازی، از استادان دار التبلیغ و نویسندگان مکتب اسلام و از اعضای دفتر آیت الله العظمی شریعتمداری
اساتيد دارالتبليغ اسلامى عبارت بودند از:
آية اللّه شريعتمدارى، آية اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى،مفسّر گرانقدر مرحوم حاج سيّد مرتضى شبسترى، استاد مرتضى مطهرى، دكتر احمد بهشتى، استاد صدرالدين بلاغى، استاد محمد جواد مغْنيّه، دكتر على قائمى، استاد محمود شهابى، مرحوم دكتر مهدى حائرى يزدى، استاد جعفر سبحانى، استاد اختر عباس پاكستانى، آيةاللّه محمد كرمى، استاد حاج شيخ باقر ملكى ميانجى، دكتر احمد احمدى و...
موادّ درسى عبارت بودند از تفسير قرآن، علم التفسير، فقه استدلالى، علم رجال، عقايد و مذاهب و اديان، فن خطابه و نويسندگى و مناظره، روان شناسى، جامعه‏شناسى، فلسفه، زبان عربى و انگليسى و اردو و...
ادامه دارد

۱ نظر:

  1. سلام اسم انتشاراتی که همه کتابای علامه دوانی رو میزنه چیه ؟
    من میخوام همه آثارشون و بخرم نمیدونم از کجا ؟
    کتاب اقای بروجردی که ایشون نوشتن اصلا گیر نمیارم چه کنم ؟
    akhbar-olama.blogfa.com

    پاسخحذف

خطایی در این ابزارک وجود داشت