ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۱, جمعه

انا لله وانا اليه راجعون

آیت الله العظمی مفتی الشیعه هم رفت

http://www.moftialshia.ir/images/gallery/86.jpghttp://www.moftialshia.ir/images/gallery/329.jpg

و خوشا به حالش که وقت رفتن رفت

انا لله وانا اليه راجعون
ارديبهشت ۱۳۸۹ – ۰۷:۰۷

آیت الله العظمی مفتی الشیعه هم رفت

و خوشا به حالش که وقت رفتن رفت

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت (ع) ـ ابنا ـ
«آیت‏الله العظمی سید محمد مفتی‏الشیعه موسوی» از علمای متخلّق و مراجع معظم تقلید قم بعدازظهر امروز در منزلشان دار فانی را وداع گفتند.
ایشان که از شب گذشته دچار سرماخوردگی شده بودند امروز در حالی که مشغول نوشتن پاسخ استفتای مقلدان بودند دچار ایست قلبی شده و در سن 82 سالگی رحلت کردند.
آیت‏الله مفتی‏الشیعه که متولد سال 1307 هجری شمسی در شهر اردبیل بودند در محضر علمای بزرگی نظیر امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی و آیت‏الله خوئی درس خوانده بودند و آثار متعدد فقهی، اصولی، فلسفی و اخلاقی از خود به یادگار گذاشته اند.
گفتنی است از آن فقیه فرزانه هفت فرزند ذکور بر جای مانده است که چهار تن از آنان مشغول به دروس حوزوی و 2 تن ملبس به لباس روحانیت هستند.

برنامه مراسم تشییع

«حجت‏الاسلام والمسلمین سید حسن موسوی» فرزند آن مرحوم در گفتگو با خبرگزاری ابنا گفت:

«آیت‏الله مفتی‏الشیعة که به امور مردم بسیار اهتمام می‏ورزیدند علیرغم کهولت سن و نیز کسالتی که از شب قبل داشتند، امروز در دفترشان حضور یافته و پاسخگوی مراجعات مردم بودند؛ تا اینکه بعد از نماز ظهر و بر اثر حمله قلبی جان به جان‏آفرین تسلیم کردند».

وی درباره ی مراسم تشییع و تدفین نیز اظهار داشت:

«پیکر مطهر این مرجع فقید، ساعت 17:30 فردا پنجشنبه 30 اردیبهشت از مسجد امام حسن عسکری(ع) قم به سمت حرم حضرت فاطمه معصومه(س) تشییع خواهد گردید».

همچنین فردا صبح مراسم عزاداری و روضه‏خوانی در منزل و دفتر آن عالم فقید (واقع در قم، خیابان بهار، کوچه جنب هتل الزهراء) برقرار است.

انا لله وانا اليه راجعون

به گزارش «شیعه نیوز» آية الله حاج سيد محمد مفتى الشيعه موسوى از مراجع معظم تقلید قم دار فانی را وداع گفت. در اطلاعیه ای که توسط بیت معظم له صادر شده امده است :

http://www.moftialshia.ir/images/gallery/329.jpgانا لله وانا اليه راجعون
قال أمير المؤمنين: (إذا مات العالم ثُلم في الإسلام ثلمة لا يسدها شيء إلى يوم القيامة).
بدینوسیله به اطلاع مراجع عظام تقليد ، علماء اعلام ، طلاب معزز حوزه علميه و قاطبه مؤمنين مى رسانیم مراسم تشييع پیکر مطهر معظم له امروز پنجشنبه مورخه 6 جمادی الثانی 1431 برابر با 30 اردیبهشت ماه 1389 ساعت 17:30 بعد از ظهر از مسجد امام حسن عسکری (علیه السلام) به طرف حرم مطهر برگزار خواهد شد
ضمنا مجلس ختم همان روز بعد از نماز مغرب وعشاء در مسجد اعظم برگزار می گردد.


.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگینامه ی مرجع فقید

(به نقل از سایت دفتر ایشان)

نام ، نسب و ولادت

«سید محمد بن محمدتقي بن مرتضی موسوي» که نسب مبارکش به «سيد ابراهيم اصغر» ملقب به مرتضی فرزند امام همام موسی بن جعفر (عليهما السلام) منتهي مي‏شود در دهم ماه رجب سال 1347 هـ. ق (سال 1307 هـ.ش.) در شهر “اردبيل” ديده به جهان گشود.

پدر ، مادر و جدّ

والد ايشان «آية الله العظمي سيد محمدتقي مفتي‏الشيعه اردبيلي» از مراجع تقليد وزعيم منطقه بوده وداراي تاليفات متعددي در فقه واصول و دو رساله ي عمليه بنامهاي (شجرة التقوي) و (ذخيرة العقبي) مي باشد. رساله ي اول در 18 ذي الحجه سال 1336 هـ ق به چاپ رسيده ورساله ي دوم در سال 1344 هـ ق به زيور طبع آراسته شد. ايشان از شاگردان آخوند خراساني، سيد كاظم يزدي، وسيد محمد فشاركي اصفهاني بودند.
جدّ ایشان «آية الله العظمي سيد مرتضي خلخالي اردبيلي» از مراجع تقليد عصر خود بود كه پس از مراجعت از نجف اشرف حوزه ي علميه ي عظيمي تاسيس نمود وشمار زيادي از بزرگان منطقه در اين حوزه تحصيل نموده وبه مراتب عاليه نائل گرديده اند. آوازه ي شهرت اين حوزه آنچنان زبانزد مردم بود كه علاوه بر آذربايجان از بلاد ديگر نيز مانند قفقاز، بادكوبه، شيروان، سليان، ايروان، نخجوان ولنكران، تشنگان علم ومعرفت، راهي اين حوزه ي پر بركت مي شدند.
بيشتر اين علما وبزرگان از مناطقي بودند كه كمونيست ها وحكومت هاي ماركسيستي بر آن تسلط داشتند، ومساجد، حسينيه‏ها ومدارس ديني را تخريب وعلما را قتل عام يا تبعيد مي نمودند. سيد مرتضي خلخالي از شاگردان شيخ مرتضي انصاري (قدس سره) بوده وصاحب كرامات باهره بود. ايشان در سال 1317 هـ ق درگذشت ودر مقبره ي خانوادگي خود واقع در تپه ي تاريخي يكي از بناهاي قديمي اردبيل بنام (مسجد جمعه) بخاك سپرده شد.
والده ایشان، صبيّه‏ي «سيد العلماء سيد باقر اردبيلي نجفي» كه در سال 1325 هـ ق به دريافت اجازه‏اي نيكو از استاد بزرگوارش مرجع بزرگ ديني شيخ محمد تقي شيرازي (قدس سره) فرزند مرحوم آية الله سيد حيبب الله اطهاري اردبيلي از نوادگان سيد حسين مجتهد بزر:ك پسر خواهر محقق كركي عاملي نزيل اردبيل وشيخ الاسلام اردبيل در زمان شاه طهماسب صفوي بود.

اصالت خانوادگي

اين خانواده يكي از خانواده هاي قديم واصيل مي باشند كه در بسياري از اماكن مشهور اسلامي مانند نجف اشرف, قم, ارديبل, قزوين, خلخال, رشت, تهران وغيره مسكونند. خانواده أي اصيل كه در نيل به فضائل معنوي پيشرو ودر طلب علم وتجارب ادبي موفق بوده اند. آنچه كه باگذشت ايام ومرور زمان در اين خانواده مشاهده مي گردد گروهي زياد از فقيهان, اديبان, شاعران, وسياستمداران بزرگ است كه زعامت ديني ودنيوي را بعهده داشته وبسياري از آنان در علوم مختلف از جمله علوم نفساني به مرتبه ي والايي رسيده اند. بنابر اين جاي شگفت نيست اگر در كتابهاي معجمي وسيره, شرح حال بسياري از رجال واديبان اين خانواده مشاهده مي شود, وصفحات زيادي به تقدير وتكريم از فضائل وآثار فكري اين بزرگواران اختصاص يافته است.
عموهاي ایشان یکی فقيه كامل «آية الله سيد احمد مجتهد» بود که از شاگردان شيخ حسن مامقاني وفاضل شربياني, كه با دورانديشي وحسن تدبيرش در روزگاري كه اوضاع واحوال بر مؤمنين سخت شده بود آنها را سامان مي‏داد و دیگری «آية الله سيد موسي فقيه مرتضوي» عارف عابد و زاهدي بود كه به دريافت اجازات اجتهاد از اساتيد بزرگ خود ومراجع عظام همچون آية الله سيد ابو الحسن اصفهاني ومحقق نائيني ومحقق عراقي نائل گرديد.

دوران جواني

پس از اينكه در 29 ذي القعده 1361 هـ ق روز شهادت امام محمد تقي (عليه السلام) والد معظم له به رفيق اعلي پيوست, در سوگ ايشان عزاي عمومي اعلام شده وتا چهل روز مجالس ترحيم برقرار بود. در آخرين روز اين مجالس, معظم له به پوشيدن لباس پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله) مفتخر گشته وبه دست مرجع ديني آية الله العظمي سيد يونس اردبيلي (قدس سره) ملبس گشتند. سيد يونس در آن هنگام در اردبيل مقيم بود, وسپس به مشهد الرضا(عليه السلام) منتقل گشت.
.
در سال 1363 هـ ق به اذن عموي فقيه ايشان, سيد موسي فقيه مرتضوي, امامت مسجد والدش كه معروف به <مسجد بازار> بود ونيز اممت (مسجد سيد احمد) را بعهده گرفت. از آنجا كه ايشان جواني خوش كردار وخليق بود واز خانواده أي علمي واصيل شمرده مي شد, مردم نماز جماعت ايشان را به گرمي استقبال مي نمودند وبراي وي احترامي خاص قائل بودند, وجهت حل مشكت خود يا خانواده بدو رجوع مي نمودند.
معظم له همچنان كه در بين مردم به تقوا وعفت مشهور بود, در بين علما ومحصلان نيز به فضيلت وعدالت معروف بود.

دوران تحصيل

فقیه مرحوم در تحصيل علم, وفهم ظرايف علوم ومعارف داراي هوش ممتاز واستعداد فراواني بودند كه آثار نبوغ وذكاوت بيش از حد از چهره ي ايشان نمايان بود. مقدمات وسطوح عاليه را نزد علماي بزرگ ونخبه ي اردبيل فرا گرفته, كه از جمله ي آن, تلاميذ مرحوم والدشان آية الله سيد محمد تقي مفتي الشيعه بود, رسائل را نزد آية الله شيخ غلامحسين غروي, ومكاسب را نزد عموي خود آية الله سيد موسي فقيه مرتضوي آموخت.

هجرت به قم

در سال 1367 هـ ق. به شهر مقدس قم هجرت نموده ودر درس مراجع بزرگ وعاليقدر آن زمان شركت نمودند:
1. زعيم عاليقدر حضرت آية الله العظمي بروجردي (قدس سره), بحث خارج فقه, (كتاب صلاة).
2. حضرت آية الله العظمي سيد محمد حجت كوه كمري (قدس سره) بحث خارج فقه (كتاب بيع).
3. رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت آية الله العظمي امام خميني (قدس سره), بحث اصول.
4. حضرت آية الله العظمي سيد محمد محقق داماد (قدس سره), بحث فقه (طهارت).
5. همچنين درس‏هاي تفسير, هيئت وفلسفه را از محضر استاد بزرگوار علامه سيد محمد حسين طباطبائي (قدس سره) بهره مند گرديد.
در آن هنگام تنها به تحصيل اكتفا نفرموده بلكه خود نيز در سطح عالي به تدريس رسائل, نكاسب, كفايه, منظومه وتربيت طلاب برجسته ي حوزه پرداختند.

هجرت به نجف اشرف

16 ربيع المولود سال 1374 هـ ق مطابق با 1333 هـ ش جهت تكميل درسهاي استنباطي وبهره گرفتن از چشمه ي جوشان علم ومعرفت راهي شهر فقه وفقاهت, علم واجتهاد, شهر امير مؤمنان علي (عليه السلام) نجف اشرف شدند ونزد مراجع بزرگ آن زمان تلمذ نمودند, همچون آيات عظام ومراجع عاليقدر:
1. حضرت آية الله العظمي سيد محسن طباطبائي حكيم(قدس سره).
2. آية الله العظمي سيد محمود شاهرودي (قدس سره).
3. حضرت آية الله العظمي سيد ابو القاسم خوئي (قدس سره).
4. بيش از همه ملازمت درسهاي استاد الفقهاء آية الله العظمي شيخ حسين حلي (قدس سره) نفسه الزكيه را اختيار نمودند وبهره ي وافي وكافي از ايشان بردند كه بيش از ده سال با اهتمام تمام به نوشتن تقريرات استاد اشتغال ورزيدند, به گونه أي كه معظم له يكي از اركان حوزه ي بحث آية الله العظمي حلي بشمار آمده ويك دوره ي كامل بحثهاي اصولي وعروه استاد را برشته ي تحرير در آوردند.
5. در سال 1378 هـ ق پس از بازگشت از فريضه ي حج وفارغ شدن از حوزه ي درسي آية الله حلي, خود مستقلاً به تدريس فقه واصول وتاليف وتحقيق كتاب پرداختند.

بازگشت به وطن و هجرت دوباره

در سال 1379 هـ ق گروهي از بزرگان وافراد موجّه اردبيل كه به نجف مشرف شده بودند خدمت حضرت آية الله العظمي حكيم آمده تقاضا نمودند كه آية الله مفتي الشيعه را بعنوان وكيل خود به اردبيل بفرستند. مرحوم حكيم خواهان بقاي ايشان در نجف اشرف بودند اما به جهت اصرار آنها و ضرورت وجود ايشان در اردبيل, بدين امر موافقت ورزيده ومعظم له عازم اردبيل شدند.
.
در سال 1382 هـ ق. و يك سال ونيم پس از رحلت زعيم عاليقدر عالم تشيع آية الله العظمي بروجردي ایشان مجدداً جهت پيوند رشته‏هاي گسسته‏ي علمي و كارهاي تحقيقی نيمه‏تمام به نجف اشرف بازگشتند تا فعاليتهاي درس وتدريسي خود را به نحو احسن به اتمام برسانند.

اخراج از نجف

در سال 1396 هـ ق رژيم حاكم بر عراق طي حكم جابرانه أي تصميم گرفت تا حوزه ي علميه ي نجف اشرف را از ميان ببرد, حوزه‏اي كهن با پايه هاي استوار علمي كه معدن علوم آل محمد (عليهم السلام) ومركز تمدن جهان تشيع وپايگاه انديشمندان وفلاسفه ي زمان واقطاب دين اسلاميو علما ومراجع اماميه ومبلغن مذهب جعفري بود.
در آن زمان فرمان تبعيد علماء وطلاب ايراني وهندي وترك وپاكستاني وافغاني به بهانه ياجنبي بودن آنها صادر شد. از طرفي عده‏أي از افراد موجّه به زندان افكنده شده ويا تحت شرايط سخت قرارگرفتند. از جمله حضرت آية الله العظمي مفتي الشيعه همراه با جمع زيادي از اساتيد و علماء پس از چند روز زنداني عمومي وانفرادي به سوي ايران اخراج شدند.

بازگشت به قم

ایشان پس از ورود به ايران در حوزه‏ي علميه‏ي قم در جوار كريمه ي اهل بيت حضرت معصومه (سلام الله عليها) اقامت گزيدند تا به وظايف شرعيه اعم از تدريس وتهذيب وتأليف ورفع نيازهاي مردم وحلّ مشكلات اجتماعي آنان اقدام نمايند.
پس از ارتحال مرجع عاليقدر شيعه زعيم حوزه ي علميه حضرت آية الله العظمي خوئي, وزعامت ديني حضرت آية الله العظمي سبزواري, معظم له كليه ي امور متعلق به دادن اجازات وتعيين وكلا ونمايندگان در داخل وخارج وپاسخ به مسائل واستفتائات را به آية الله العظمي مفتي الشيعه سپردند.
تأليفات
معظم له مجموعه كاملي در فقه واصول از تقريرات اساتيد بزرگ خود كه در درس آنها شركت كرده بودند جمع آوري نموده كه مورد تقدير وستايش اساتيد وبزرگان اهل فن حوزه ي علميه قرار گرفته است.
از تأليفاتي كه در ذيل بر شمرده مي شود پنج تأليف اول در حوزه ي علميه قم نگاشته شده وبقيه مربوط به حوزه ي نجف اشرف مي باشد:
1. كتاب بيع, درس خارج آية الله العظمي حجت (قدس سره).
2. كتاب صلاة, بحث آية الله العظمي بروجردي (قدس سره).
3. كتاب طهارت, بحث آية الله العظمي محقق داماد (قدس سره).
4. دوره‏اي اصول (مباحث الفاظ وبحث لاجبر ولا تفويض با استدلال عقلي وشرعي), بحث آية الله العظمي امام خميني (قدس سره).
5. نظريات استاد بزرگوار علامه طباطبائي در مباني فلسفه موجود در منظومه واسفار به عنوان (تعليقات الاستاد العلامة).
6. تقرير بحث (صلاة المسافر والجمعة) وجمله أي از مسائل مهم حج, آية الله العظمي سيد محمود شاهرودي(قدس سره).
7. دوره كامل خارج اصول, آية الله العظمي سيد ابو القاسم خوئ(قدس سره).
8. دوره ي كامل خارج بيع وخيارات وخارج عروه <طهارت>, استاد الفقهاء آية الله العظمي شيخ حسين حلي (قدس سره).
9. رساله در قاعده لاضرر ولا ضرار.
10. شرح كفاية الاصول آخوند خراساني(قدس سره).
11. رساله أي در لباس مشكوك.
12. رساله أي در فروع علم اجمالي.
13. رساله أي در قاعده ي <اقرار> ورضاع وغيره از مباحث مهم.
14. (فقه مبسوط), اين كتاب به طرح ورسيدگي مسائل فقهي با روشي خاص پرداخته ودر بردارنده ي قواعد اصولي واستلالي مي باشد. در اين كتاب روش استدلال بدين صورت است كه ابتدا از قرآن وسنت احكام وادله بيان شده وسپس اصول عمليه درج شده است.
ایشان علاوه بر اينها داراي تأليفات ديگري در علم اخلاق وعلم نفس وتعليقاتي بر كتاب <الاسفار الاربعة> وبعضي از ديگر علوم هستند که هنوز به زیور طبع آراسته نشده است.
.
از ديگر تأليفات, رساله ي عمليه (توضيح المسائل, المسائل المستحدثة) ونيز منهاج الصالحين در دو جلد, حاشيه بر عروه ومناسك حج عربي وفارسي ومنتخب المسائل مي باشد.

منزلت علمي

حضرت آية الله العظمي مفتي الشيعه به دريافت اجازات مهمي از علماي بزرگ وآيات ومراجع عظام در اجتهاد و اسناد و استناد نائل گرديده است.
نوشته هاي بسياري از علما ومراجع عصر واساتيد بزرگ وي, دلالت بر مقام رفيع وعظيم ايشان در علم وتقوا, وجايگاه ولايش در نفوس دارد. در اين اجازات ایشان را داراي مقامات معنوي وظاهري واهل نظر وتحقيق بر شمرده و بعضي از علما ومراجع بزرگ, معظم له را در كارهاي مهم مورد مشاوره قرار مي دادند كه ذكر آن در اين مختصر نمي گنجد, وهمين بس كه حضرت آية الله العظمي سيد محمود شاهرودي(ره) در نامه‏ي مؤرخه‏ي 26 ذيقعده ي 1390 هـ ق درباره‏ي سفر ايشان به ايران مرقوم فرمودند : «حتي‏الامكان بقاي ايشان را در نجف اشرف بخاطر نياز حوزه‏ي علميه‏ي نجف اشرف به خدمات ايشان و امثال ايشان لازم مي‏دانم».

خدمات اجتماعي

آن فقیه فقید در خدمت مستضعفان كوشش فراوان داشت چنانچه در احداث مجموعه‏اي از مدارس و بناهاي خيريه شركت فرموده وسهم بسزائي در تأسيس مساجد و درمانگاه‏ها داشتند. تنها همين موارد نبوده بلكه براي برادران مؤمن اجازاتي صادر فرمودند كه از وجوهات در پروژه‏هايي كه مستمندان ونيازمندان از آن استفاده مي‏كنند صرف نمايند.
.
خصوصيات اخلاقي
مرحوم مفتی‏الشیعة موسوی، قليل الكلام بود و جز در مسائل علمي يا ذكر خداوند, اطاله ي سخن نمي‏كرد, وهنگام سخن در مجالس, به نحوه‏ي سلوك علماي قديم وتواريخ عبرت انگيز آنها ويا طرح مسائل فقهي, اصولي ويا روايات معصومين (عليهم السلام) مي‏پرداخت. دائماً در فكر بوده, تقوا پيشه, داراي لهجه أي صادق ومستقيم, آزاد راي وآزاده, ودر نزد طبقات مختلف مردم خصوصاً در بلاد خود و دوستان معاشر, به ورع و عبادت معروف بود.
خداوند ایشان را غریق رحمت و با اجداد طاهرینش محشور فرماید. آمین.

honarvarnet_mofti02

خاطراتم از این مرد بزرگ بسیار است، اما فعلا اکتفاء می کنم به ذکر نمونه هایی که به نظرم “خصائص” ایشان را نشان بدهد…به زودی ان شاء الله

در همین ارتباط بنگرید: وفات مفتی الشیعه ی اردبیلی—-سید ابولقاسم پارچینی—و

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خطایی در این ابزارک وجود داشت